در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش خبرنگار جامجم، عصر 24 بههمن ۹۴، اسماعیل 30 ساله در پارک تختی و بهدنبال درگیری دسته جمعی با ضربههای قمه از پا درآمد و جسدش به پزشکی قانونی منتقل شد. پلیس در تحقیقات محلی دریافت عامل جنایت پسر 28سالهای به نام محمد بوده است. وی خیلی زود بازداشت شد و قتل را گردن گرفت. محمد دیروز در شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. در آن جلسه اولیای دم در جایگاه ویژه ایستادند و برای او حکم قصاص خواستند. وقتی محمد در جایگاه متهم ایستاد ادعای تازهای را مطرح کرد و گفت: باور کنید من اسماعیل را نمیشناختم و هیچ خصومتی با او نداشتم. من از قبل با پسری به نام فرشاد درگیر بودم. او چند بار در حالت مستی مقابل مغازه پدرم آمد و شروع به عربدهکشی کرده بود. پدرم از این ماجرا ناراحت بود به همین خاطر آن روز با فرشاد تماس گرفتم و به او تذکر دادم تا دست از مشروب خواری بردارد. من از او خواستم تا دیگر مقابل مغازه پدرم نیاید، اما او که عصبانی بود فحاشی کرد و از من خواست تا به پارک تختی بروم. وقتی به محل قرار رفتم، فرشاد با دوستانش که سوار سه ماشین بودند به آنجا آمدند.آنها اسلحه داشتند که به سمت من شلیک کردند. وقتی تیرهایشان تمام شد همگی با چوب و قمه به سمت من حملهور شدند و من برای دفاع از خود قمه زنگ زدهای را که همراه داشتم بیرون کشیدم. در آن دعوا بیشتر شرکتکنندگان چاقو و قمه در دست داشتند. مقتول سه ضربه قمه به دست، کتف و قلبش خورده است.من اولین ضربه قمهای که زدم به دست دوستم برخورد کرد. دومین ضربه به کتف مقتول خورد. ممکن است ضربهای که سایر شرکتکنندگان در دعوا زدهاند به قلب مقتول برخورد کرده باشد.
این متهم گفت: من در آن دعوا به شدت مجروح شده بودم و حال خودم را نمیفهمیدم. من در حال فرار بودم و اسماعیل مرا تعقیب میکرد. در یک لحظه دیگر او را ندیدم و نمیدانم چه کسی او را کشته است.من او را از قبل نمیشناختم و انگیزه برای کشتن او نداشتم. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: