در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بهطور کلی در تلویزیون نیازمند امیدبخشی و ایجاد آرامش خاطر مخاطبان هستیم و در این زمینه نباید زیاد به دنبال تمرکز بر تلخی و گرفتاریها باشیم. بیان گرفتاریها خیلی خوب است، ولی باید به اندازه و با لحاظ کردن چاره کار ارائه شود.
یکی دیگر از گلایههای مخاطبان ناظر به یکنواختی مکانهای فیلمبرداری سریالهاست. یعنی انگار طبق یک قانون نانوشته از کمدی تا ملودرام حتما یا باید در خانه روایت شود یا در خودرو و عمدتا گرهافکنیها نیز با دیالوگ صورت میگیرد.
درست است که هزینههای فیلمبرداری در محیطهای بیرونی با آپارتمانی بسیار متفاوت است و اگر بخواهیم سریالها را بیرونی بسازیم باید بودجه بیشتری را در نظر بگیریم، ولی قرارگیری در اجتماع بیرونی فینفسه، داستان را متفاوت و متنوع میکند! البته در این مسیر، زمان فیلمبرداری زیاد میشود و هزینه بالا میرود. همین الان یک فیلمبرداری معمولی، روزانه حدود 15 میلیون هزینه دارد و حالا تصور کنید اگر از آپارتمان بیرون بیایید و در مکانهای بیرونی داستانپردازی کنید، هزینهها چند برابر میشود.
ولی اگر بودجه کافی باشد، باید در سریالهایمان از فضای بیرونی و نور استفاده خوبی کرد بهخصوص اگر این فضاها در مکانهای زیبا و جذاب طبیعت باشد یقینا مخاطب دوچندان خواهد شد. رنگبندی گرم و انرژیبخش در کنار گسترش داستان درون فضاهای بیرونی است که میتواند چاره کار سریالسازی باشد.
شفیع آقامحمدیان
کارگردان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: