تاثیرات منفی در بخش فرهنگی این است که برای مخاطب به محض آنکه معلوم شود نهادی مثل اوج که به فلان نهاد حکومتی متصل است، این فیلم را ساخته، احساس میکند این یک پروپاگانداست و در برابر این محصول گارد میگیرد و شما عملا نمیتوانید به نتیجه مورد نظرتان که انتقال آن پیام بوده، دست پیدا کنید. به قول شعر معروف مولانا خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران؛ بهتر است که نهادهای حکومتی از این طریق اقدام کنند.
تاثیر منفی دیگر این اقدام در بخش اقتصادی است. وقتی نهادی حکومتی از طریق مجموعهای مثل اوج مشغول سرمایهگذاری در حوزه فرهنگ و هنر میشود، بهدلیل آنکه حضورش یک حضور اقتصادی طبیعی نیست، منابعی را در اختیار مجموعه وابسته به خود میکند و از او هم فقط توقع این را دارد که فیلمی با فلان سوژه مورد نظر بسازد، بنابراین در این مدل طبیعی است که نگاه این نهاد،اقتصادی نخواهد بود و این منجر به آن خواهد شد که هم قیمت تمام شده فیلمها بالا برود هم بازگشت سرمایه اهمیتی نداشته باشد، پس فقط تعداد تماشاچی اهمیت پیدا میکند که آن را هم میشود به شکل مصنوعی پدید آورد. این حضور غیرطبیعی نهادهای حکومتی در این بخش اقتصادی هنر چه در زمینه قیمت تمام شده و چه در زمینه بازگشت سرمایه اثرات مهلک اقتصادی در سینما خواهد داشت. وقتی سینماگران میآیند با قیمتهای درشت برای اوج فیلمسازی میکنند، طبعا توقع دارند در فیلمهای دیگر هم همین رقمها را دریافت کنند و این باعث میشود قیمت تمام شده فیلم بهشدت بالا برود. نکته دیگر آنکه وقتی بازگشت سرمایه وجود نداشته باشد، دغدغه جذب تماشاگر از حالت عادی خود خارج شده و با ارائه بلیت رایگان تعداد مخاطب را بالا میبرند. بنابراین طبیعی است که این مخاطب مصنوعی نمیتواند با فیلم رابطه طبیعی داشته باشد و به تبع آن شما هم نمیتوانید ادعا کنید به مقصودتان در دریافت صحیح پیام و تاثیرگذاری اجتماعیاش دست پیدا کردهاید. این رویه مشکلاتی را چه برای آن نهاد حکومتی و چه برای میدان طبیعی فعالیت هنری ایجاد میکند.
سیدمحمد بهشتی
مدیر اسبق بنیاد سینمایی فارابی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم