در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مثلا همین چند روز قبل، روز جهانی عروسک بود با این شعار که برای گسترش شادی و مهربانی به یکدیگر عروسک هدیه بدهید ! دیروز روز جهانی اهدای خون بود، خون که یکی از مهمترین و اصلیترینهاست برای ادامه حیات و چقدر آدمهایی که در بیمارستانها بستری و نیازمندخونند و چقدر زیبا که مردمی در سراسر دنیا، وقت میگذارند و سالانه چند بار خون خود را به صورت رایگان اهدا میکنند تا به نیازمندان داده شود و چقدر خوب که روی این موضوع سالها کار شده تا امروزه تقریبا به یک فرهنگ جهانی تبدیل شده.
و امروز، روز جهانی گُل است. این را به جرات میتوان یکی از بهترین رویدادها و نامگذاریها دانست. علاقهمندی به گل و هدیه دادن آن به یکدیگر انگار به صورت غریزی و فطری با انسانها متولد میشود. انگار گل اولین چیزی است در دنیای بیرون، وقتی هنوز ادراک شکل وسیعی نگرفته، در چشم و دل آدمی مینشیند. گل درهمه جا هست، در خانهها، طبیعت، بیابان، کوه، آب حتی در تالاب و گاهی حتی در باتلاق. شاید به این دلیل که آدمیزاد در هر جایی که باشد نیاز دارد در دنیای بیرون چیزی باشد که حالش را خوب کند. گل در عروسی هست در عزا هم هست. در زمان قهر هست به وقت آشتی هم هست، گل نماد عشق هم هست، نشانهای برای دوست داشتن بیدریغ. گل همه جا هست، مثل روح جهان. . .
اعجاز رنگ
رشید کاکاوند، شاعر، مجری تلویزیون و رادیو و استاد دانشگاه، میگوید: زیبایی گل و تنوع رنگهای آن باعث شده که آدمیزاد از همان اوایل پیدایش بشر به آن علاقهمند شود. طیف رنگی گلها مسحورکننده است. یک گونه گل، حتی طیف زیادی از رنگها دارد. حتی یک گلبرگ، چند رنگ است. این همه رنگ در کنار چینش بیبدیل گلبرگها، همیشه نظر مردم را جلب کرده است. گل از اولین پدیدههای طبیعی بود که به شعر راه پیدا کرد و شاعران و دیگر هنرمندان آن را به آثار خود آوردند به دلیل همین زیبایی بینظیر. فطرت آدمی طالب زیبایی است و زمانی که شعور و درک در بشر شروع به تکامل کرد و او یاد گرفت که برای فرزند خود نامی انتخاب کند، نام گلها اولین، نامهایی بود که روی آدمیان گذاشته شد و نکته جالب اینجاست که بشر اول برای گلها نام انتخاب کرده بود و بعد خودش را بهنام آنها نامید.
کاکاوند معتقد است گل شاعران دوره اول شعر ایران، بیشتر دیده میشود و در توصیف آن شاعرانی مانند رودکی، منوچهری دامغانی شعر زیاد دارند. در این دوره، شاعران بیشتر درباری بودند و در کنار پادشاهان در ناز و نعمت زندگی میکردند، به همین دلیل تمرکزشان روی زیباییها و توصیف آنها بود. در آن دوره هنوز عرفان و دغدغههای سیاسی و اجتماعی به شعر فارسی وارد نشده بود. در دورههای بعد، گل در اشعار، بزرگانی مانند خیام، عطار، سعدی، حافظ، و مولانا و... به نماد تبدیل شد.
گل عشق چه کم از گل نفرت دارد...
به باور کاکاوند، گل در فطرت و در ذات خود همیشه خوب و زیباست. اگر مردم گلهای خاصی را برای بیان عشق، نفرت، عزا، عروسی و... انتخاب کردهاند، بیشتر قراردادی است بین خودشان. مثلا گل گلایول که باب شده برای مراسم عزا همانقدر زیبا و خوشرنگ است که مثل رُز سرخ که نماد عشق شده یا گل کرم که برای عروسیها در نظر گرفته شده است. در واقع گلها آنقدر زیبا و متنوع و رنگارنگند که دست بشر را باز گذاشتهاند که هر کدام از آنها را برای مناسبتی انتخاب کند.
این شاعر به تنوع گیاهی ایران اشاره میکند و اینکه گلهای ایرانی آنقدر متنوع و زیادند که همیشه شاعران ایرانی را متاثر کردهاند، اتفاقی که مسلما برای شاعرانی که مثلا در کشورهای عرب زندگی میکنند، رخ نمیدهد. طبیعت پیرامون آنها بیشتر بیابان است و نمادی ندارد که به شعر آنها راه پیدا کند.
کاکاوند در پاسخ به این سوال که به نظر میرسد هر چه شاعران بیشتر درگیر مسائل اجتماعی و سیاسی میشوند، نقش طبیعت و گل در شعر آنها کمرنگتر میشود، میگوید: موافق این گفته نیستم. اگر نگاهی به اشعار سهراب سپهری بیندازید، به این نکته میرسید که او در همین دوره معاصر که صنعت همه وسعت زندگی را پر کرده، چگونه به طبیعت و گل پناه میبرد و آن را در شعرش نمایان میکند تا ما را دوباره متوجه طبیعت و پناه بردن به آن کند. سپهری، شاعری است که دوره سیاه و تلخ دهه 30 را تجربه کرده و شاید به همین دلیل است که میگوید: کار ما شاید این است / که میان گل نیلوفر و قرن / پی آواز حقیقت بدویم... که منظورش از قرن، همین دورهای است که ما در آن زندگی میکنیم، دورهای که به ظاهر ماشین بر طبیعت غلبه کرده. کار شاعر و هنرمند این است، زمانی که در زندگی کمبودی شکل میگیرد و چالهای به وجود میآید، آن را در تخیل پرورش دهد و بیافریند و آن را به دیگران نیز نشان دهد و حال خوب خودش را به آدمیان دیگر هم منتقل کند. به نظرم شعر امروز نیز همین راه را میرود، شاعران خوب و کار بلد در کنار همه تندی و تیزیهایی که در شعر خود دارند از طبیعت و در کنار آن از گل نیز غافل نمیشوند، چون ما هر چقدر هم از طبیعت و فطرتی که در ان جاری است دور شویم، روزی دوباره به آن برخواهیم گشت.
طاهره آشیانی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: