اگر به محصولات تلویزیونی کشورهای همسایه نگاهی بیندازیم، میبینیم که آنها خوب بلد شدهاند که چگونه از جاذبههای بصری برای جذب مخاطب استفاده کنند. آنها که سالها بعد از ما تولیدات تلویزیونی را شروع کردهاند دریافتهاند رمز جلب مخاطب خیلی وابسته است به جاذبههای دیداری ولی در اینجا مدام درجا میزنیم.
مخاطبان روزگار ما بخش عمده زندگیشان در آپارتمان میگذرد و اینکه انتظار داشته باشیم از سریالهایی استقبال کنند که کاملا آپارتمانی هستند چنان که باید منطقپذیر نیست. تلویزیون باید پا را فراتر گذاشته و از نوآوری استقبال کند.
وقتی مدام سریالهای ما داخل آپارتمان روایت میشود، مسلما بیننده خسته شده و همین یکنواختی و خستگی باعث میشود که به تماشای شبکههای ماهوارهای که از ترفند زیباشناسی محیطی و رنگآمیزی استفاده میکنند، بنشیند.اگر کمی تحقیق و جستوجو کنیم متوجه میشویم که سریالهایی در جهان مطرح میگردد که به سراغ سوژههای بیرونی و جهانشمول میروند. نمونهای مانند سریال «چرنوبیل» که خیلی هم سروصدا کرده نشاندهنده همین واقعیت است.
با کیفیت این سریال و راست و دروغش کاری نداریم. مسأله آنجاست که به سراغ سوژهای بکر در منطقهای رفتهاند که حرف و حدیث دربارهاش فراوان است.خوشبختانه سرزمین ایران و تاریخش مملو است از اتفاقات سیاسی-اجتماعی دراماتیک که میتواند زمینه تولید سریالهای خوب شود. از این اتفاقات دراماتیک غافل نمانیم و آنها را در دل تصاویری زیبا و چشمنواز به مخاطب عرضه کنیم.
سلیمه رنگزن
بازیگر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم