مرد وقتی مقابل قاضی دادگاه خانواده قرار گرفت درباره علت دادخواست جدایی گفت: چهار سال است که با سوگل زندگی میکنم. در این مدت کلی از لحاظ مالی ضرر کردم، چون سوگل و خانوادهاش اصلا رعایت نمیکنند. من شیرینی فروشی دارم. از همان دوران عقدمان سوگل و خانوادهاش مرتب به شیرینیفروشی من میآمدند و کیک و شیرینی سفارش میدادند. اوایل خودم از آنها پول نمیگرفتم. ولی این مساله به یک عادت تبدیل شد و الان که چهار سال از ازدواجمان میگذرد هنوز هم خانواده و بستگان سوگل کیک و شیرینی مجانی از من میگیرند. سوگل یا خانوادهاش تماس میگیرند و فلان کیک یا شیرینی را سفارش میدهند. گاهی برای خودشان و گاهی هم برای آشناهایشان میگیرند. جالب اینجاست که حرف پول را هم نمیزنند. گاهی اوقات هم از من قیمتش را میپرسند و من هم قیمت را میگویم اما پولش را چند وقت بعد پرداخت میکنند. این مساله ضرر مالی زیادی به من زده و در این مدت هنوز نتوانستهام به خانواده سوگل بفهمانم که هرچه میخرند باید پولش را همان موقع حساب کنند. مغازه خرج دارد و من نمیتوانم مرتب شیرینی و کیک مجانی به آنها بدهم. باور کنید هر چند وقت یک بار یکی از آشنایان سوگل به مغازه میآید و سفارش میدهد. حرف پولش را هم نمیزند. برای همین من تصمیم گرفتم دیگر به کسی کیک و شیرینی مجانی ندهم. همین سرآغاز درگیریهای ما در خانه شد. سوگل قهر کرد. خانوادهاش با من دعوا کردند و تحقیر شدم. آنها چشمشان را روی این همه سال محبت من بستند و فقط به خاطر اینکه نمیخواستم از من سوءاستفاده شود، اینطور با من درگیر شدند. برای همین از این همه کلنجار و درگیری خسته شدم و تصمیم به جدایی گرفتم. سوگل هم وقتی مساله طلاق را شنید قبول کرد و هیچ مخالفتی نداشت.
در ادامه همسر این مرد نیز به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم به من و خانواده ام توهین کرد. او مساله را زیادی بزرگ کرده است. خودش از همان روز اول گفت امکان ندارد از آشناهای من پول بگیرد. هرکس از طرف ما به مغازه میرفت کلی اصرار میکرد تا پول سفارش هایشان را پرداخت کند، ولی از آنجا که شوهرم خجالتی است و با همه رودربایستی دارد، پول نمیگرفت. اما میآمد و غرش را به من میزد. اتفاقا به او میگفتم از هرکس حتی خانواده درجه یکم پول بگیرد و هیچ شیرینی و کیک مجانی به کسی ندهد. ولی باز هم میآمد و میگفت فلانی به مغازهاش آمده و کیک برده و پولش را نداده است. آنقدر سر این موضوع با هم جنگیدیم که دیگر تحملم را از دست دادم. برای همین من هم دیگر نمیخواهم در کنار این مرد زندگی کنم.
در پایان نیز قاضی پس از شنیدن صحبتهای این زوج سعی کرد آنها را از جدایی منصرف کند و رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد.
حرف زدن کلید حل مشکلات زناشویی است
منصوره نیکوگفتار، روانشناس در این رابطه میگوید: گاهی اوقات بهتر است که زوجها در زندگی مشترکشان با هم صحبت کنند و درباره اختلافاتشان با یکدیگر بحث و گفتوگو کنند. صحبت کردن درباره مشکلات و اختلافات میتواند بسیاری از گرهها را باز کند. اگر زن یا مرد در زندگی مشترکشان از چیزی رنج میبرند باید آن را خیلی منطقی مطرح کنند و درباره آن با طرف مقابلشان حرف بزنند. حتی اگر با یکبار صحبت کردن هم موضوع حل نشد، چندین بار با زبان خوش و محترمانه راجع به آن صحبت کنند. در این پرونده زوج جوان با هم صحبت کرده و به نتیجه رسیده بودند، اما مرد به این نتیجه عمل نکرده بود و باعث درگیری در خانه شد. اگر او به خانواده همسرش میگفت؛ مسائل کاری از روابط خانوادگی جداست، کارش به دادگاه خانواده کشیده نمیشد.
سیما فراهانی
تپش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم