یادداشت:

در مذمت «زایمان بی‌درد»

باید انتظارات را بیان کرد، ولی نباید توقع بیش از اندازه از تلویزیون داشت. تلویزیون در ایران به لحاظ مالی به دولت وصل است و بودجه‌ای هم که دولت برای این پنجره به اصطلاح الهام سیاست، اخلاقیات، فرهنگ و هنر و مذهب می‌دهد محدود است و کفاف هزینه‌های فراوان تولید را نمی‌دهد، بنابراین بسیار سخت است که با این بودجه بتوان با تهاجم فرهنگی ماهواره‌ای رقابت کرد، زیرا پولش را نداریم.
کد خبر: ۱۲۱۰۷۶۶

آن شبکه‌های ماهواره‌ای بیگانه با استفاده از چند مورد که یکی، بی‌بند و باری و دیگری برخورداری از بودجه‌های کلان و محدودیت نداشتن در پخش آگهی است، کار خود را پیش می‌برند. البته بسیاری از پرسنل و مدیران همین شبکه‌های ماهواره‌ای هم مسلمانند، ولی به قول امام راحل مسلمان آمریکایی هستند!
در تلویزیون ما هستند کسانی که به لحاظ فرهنگی بسیار نازلند، اما زرنگ و به اصطلاح رند هستند و سعی می‌کنند به روش خودشان، مردم را به سمت چیزهایی که از آن منع شده‌اند، بکشند! این افراد از تنگناها و ممنوعیت‌هایی که در این مملکت است به طرق خاص استفاده می‌کنند، مثلا محصولاتی می‌سازند که شوخی‌های سطح پایین دارد.
این افراد چون خودشان از نازل‌ترین طبقات فرهنگی آمده‌اند فقط سلیقه آن طبقه‌ای را که در آن بودند، می‌شناسند و برای همان سلیقه محصول تولید می‌کنند و طبیعی است که طیف فرهیخته این محصولات را پس می‌زند.
ما ایرانی‌ها بهترین هنری که داریم و به آن می‌بالیم شعر است. شعری که بنیانش از قرآن و نهج‌البلاغه رسیده و وزنش را از آنها الهام گرفته است. شعر ما در دامن اسلام پرورش یافت و بالید.
جهانیان مولوی، حافظ، سعدی و... ندارند. عمق اندیشه ما را که در عرفان و اسلام و تاریخ میهنی ماست جهان ندارد، ولی وقتی شعرهای ما به ابتذال کشیده شده و پر می‌شود از آهنگ‌های «قرش بده» بدیهی است که نجات فرهنگ هم مشکل می‌شود.
کشور ما را به امثال فرشچیان، علی حاتمی، داوود میرباقری و... می‌شناسند، چون آثار اینها حرف برای گفتن دارند، ولی هنرمندنمایان درد اجتماع را ندارند و به سطحی‌ترین شکل محصول می‌سازند.
این جماعت از ترویج ابتذالات پول کلان در می‌آورند و ویلاهای آنچنانی در لواسان می‌خرند و به کشورهای غربی رفته و سیتی‌زن می‌شوند و گرین کارت گرفته و دوملیتی می‌شوند تا هر وقت خواستند بپرند و بروند و هر وقت خواستند بیایند و باز ملت را بدوشند و بروند کانادا، پاریس و...!
اخیرا هم یاد گرفته‌اند فرزندانشان را در خارج به دنیا بیاورند که شهروند آنجا شوند. یعنی زایمان بی‌درد!! حال چرا زایمان بی‌درد؟ چون مردمان بی‌دردی هستند. یعنی همه چیز را بی‌درد و آسان می‌خواهند. منظور از درد، درد جامعه است.
تلویزیون و در نگاه کلان هنر ما نیاز دارد به هنرمند دردمند یعنی هنرمندی که با میلیاردها تومان پول هم نتوان افکارش را خرید! هنرمندی دردمند است که محصول ماندگار تلویزیونی تولید می‌کند و به هیچ‌کس باج نمی‌دهد مگر به مردمی که هنرش را خریدارند.
در اینجا بد نیست یادی کنم از اقبال لاهوری که گفت: چو رخت خویش، بربستم از این خاک/ همه گفتند، با ما آشنا بود/ ولیکن، کس ندانست این مسافر، چه گفت و با که گفت و از کجا بود.


داریوش ارجمند

بازیگر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها