در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از شش کتابی که چشمه از پاموک و با ترجمه عین ا... غریب منتشر کرده، از زمان نشر انتقادات بسیاری را داشته است. «نام من سرخ» یکی از معروفترین آثار پاموک در میان اهالی کتاب معروف است به اثری که مترجم و ویراستار در آن دخل و تصرف بسیار داشتهاند، اما حالا احتمالا او هم همراه با نشر چشمه که پیشتر شش کتاب از پاموک را برایش ترجمه کرد، به عنوان مترجم رسمی آثار این نویسنده در ایران فعالیت خواهد کرد. هر چند فصیحی در ترجمههایی که از آثار پاموک و دیگر رمان و داستانهای ترک انجام داده، مترجمی موفق و زبردست بوده و کمتر ایرادی به کارهای او تاکنون وارد شده، اما مسأله ما در این گزارش نه چشمه است و نه ققنوس، چون همان طور که پیشتر گفته شد، مسأله داشتن ناشر رسمی در کشوری که نشر هیچ ضابطه و قانونی در عرصه ترجمه ندارد و هر ناشر و مترجمی میتواند با یک اثر هر کاری دلش خواست، بکند به نظر چندان جدی نمیآید. مسأله ما دقیقا همین است که چرا نشر این همه سرگردان و بیضابطه در عرصه داخلی رفتار میکند و هیچ قانونی در برابر این نابسامانیها تعریف و تصویب نمیشود. شاید فکرش را هم نکنید، اما نگاهی بیندازید به مواردی که در ادامه به آنها اشاره میشود و تنها دربردارنده اتفاقاتی است که برای کتابهای یک نویسنده یعنی همین جناب اورهان پاموک خودمان افتاده است.
چه کسانی سراغ پاموک رفتند؟
«جودت بیک و پسران» سه ترجمه در ایران دارد. این کتابها با ترجمه عینا... غریب در نشر چشمه، ارسلان فصیحی در نشر ققنوس و علیرضا سیفالدینی در نشر نیماژ منتشر شدهاند. «خانه خاموش» هم ترجمههای متعددی دارد. در نشر ماهی مژده الفت، نشر نگاه مرضیه خسروی، نشر مرکز سارا مصطفیپور، نیماژ ساناز زمانی و دنیای نو ایرج نوبخت سراغ این کتاب رفتهاند و مریم طباطباییها با نام «خانه سکوت» در نشر پوینده این کتاب را ترجمه و منتشر کرده است.
«قلعه سفید» را ارسلان فصیحی در ققنوس، فرهاد سخا و علی کاتبی در نشر مرغ آمین و نرگس خامهای در نشر یوبان ترجمه و منتشر کردهاند. «اسرارکتاب سیاه» تنها با ترجمه عینا... غریب از نشر چشمه وارد بازار کتاب شده و «چهره پنهان» هم در ایران ترجمه نشده است. «زندگی نو» را ارسلان فصیحی در ققنوس منتشر کرده است و «نام من سرخ» یکی از آثار مشهور پاموک هم در ایران سه ترجمه دارد، اولی با ترجمه غریب در چشمه که همین اول گزارش هم ذکر خیرش رفت، جهان پور ملکی الموتی در نشر آسو و تهمینه رازدشت در نشر مروارید آن را ترجمه و چاپ کردهاند. «رنگهای دیگر» با ترجمه علیرضا سلیمانی در نشر اختران و «برف» با ترجمه مصطفی علیزاده در نشر پوینده منتشر شدهاند. «استانبول: شهر خاطرهها» با ترجمه شهلا طهماسبی در نیلوفر و «موزه معصومیت» با ترجمه طباطباییها در نشر پوینده چاپ شدهاند. کتاب «چمدان پدرم» یک بار با همین نام در نشر مانیا هنر و با ترجمه امین صدیقی و یک بار دیگر هم با نام «پدرم» در نشر ققنوس با ترجمه بهاره فریس آبادی روانه بازار کتاب شدهاند. «چشماندازها: زندگی، کوچهها، ادبیات» با ترجمه کاظم آذری سیسی در نشر اختر تبریز، «با و بیتکلف» در نشر نگاه با ترجمه غریب، «افکار عجیب من» با ترجمه سیفالدینی در نیماژ، «داستان افتادن من از داستانم» با ترجمه مژگان دولتآبادی در نشر مشکی و «رماننویس سادهنگر و رماننویس اندیشمند» با ترجمه سیفالدینی در نشر نیلوفر منتشر شدهاند. همین طور کتاب «چیزی غریب در سرم» با ترجمه صابر حسینی در نشر ققنوس و همین کتاب با نام «شوری در سر» با ترجمه غریب در چشمه منتشر شدهاند. ضمن اینکه آخرین کتاب این نویسنده هم با عنوان «زنی با موهای سرخ» هم در نشر نون با ترجمه مژده الفت، «زنی با موهای قرمز» با ترجمه رویا پورمناف در نشر هورنار و «مو قرمز» با ترجمه غریب در نشر چشمه منتشر شدند.
33 ترجمه از 16 کتاب
آثار پاموک تا کنون در جهان به 50 زبان منتشر شدهاند، اما از هر کتاب در هر کشور یک نسخه ترجمه وجود دارد، در ایران اما تعداد ترجمهها میتواند با تعداد ترجمههای آثار پاموک در جهان رقابت کند! در ایران 16 کتاب از 17 اثر پاموک با 33 ترجمه به بازار کتاب آمدهاند.
چشمه و ققنوس هر کدام شش کتاب، پوینده و نیماژ هر کدام سه کتاب، نیلوفر و نگاه هر کدام دو کتاب و نشرهای نون، مروارید، یوبان، اختران، اختر، مشکی و هورنار هر کدام یک کتاب منتشر کردهاند. در میان مترجمان هم غریب هفت کتاب، فصیحی چهار کتاب، الفت دو کتاب و دیگر مترجمان یک کتاب را ترجمه کردهاند. البته برخی تک جلدهای دیگری هم منتشر شده اند که هنوز نمیدانیم گردآوری مترجمان داخلی است یا خود پاموک آنها را در قالب یک کتاب منتشر کرده و به همین دلیل سراغشان نرفتیم. حالا فکرش را بکنید عنوان ناشر رسمی فلان نویسنده در ایران جز این که عبارت شیک و باکلاسی است، برای ناشران چه میتواند داشته باشد؟ هیچ. ناشر رسمی یک نویسنده بودن زمانی میتواند برای ناشر فرصت باشد، که کتابهای فرد مورد نظر تنها از طریق همان ناشر خاص ترجمه و وارد بازار کتاب شود. در شرایط فعلی ضعف قانون این یا هر عنوان مشابه دیگری را ناکارآمد کرده و آن را به یک عنوان یا عبارت جذاب تقلیل میدهد. اما جا دارد این را هم بپرسیم حالا که مترجمان و ناشران ایرانی از پاموک 67 ساله در هر شکلی که توانستهاند کتاب چاپ کردهاند، چشمه قرار است با این عنوان جذاب چه کند، آن هم وقتی هیچ قانونی وجود ندارد که در صورت انتشار کتاب بعدی این نویسنده چندین و چند مترجم و ناشر با هم سراغش نرفته و منتشرش نکنند.
فصیحی چیزی نمیداند
ارسلان فصیحی همان مترجمی که پاموک اعلام کرده بود ترجمههایش را قبول دارد و میخواهد مترجم رسمی آثارش در ایران باشد، از ماجراهای نشر چشمه و پاموک بیخبر است و میگوید بهتر است این ماجرا را رسانهها از چشمه بپرسند.
زینب مرتضاییفرد
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: