در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلویزیون باید کار را دست کاردان بسپارد. یعنی اینقدر رابطهای کار نکند و کارها را به افرادی که خودشان دلشان میخواهد نسپارند و به آنهایی که کاربلد نیستند، کار ندهند. تلویزیون نباید تجارتخانه باشد و اینطور نباشد که برای سوددهی در کمترین زمان به سمت ابتذال برود.
ابتذال فقط حرف زشت زدن نیست. گاهی پیش میآید نوع برخورد با یکسوژه خیلیخیلی معمولی، مبتذل است. نوع شوخی کردنها، رابطه بین خانواده، خرج کلی هزینه برای جذب ستارههای سینما و حتی چیدمان صحنه و فروافتادن در دام فضاهای آپارتمانی است که محصول را به ابتذال میکشاند.
تلویزیون باید سراغ افراد کاردان برود و برایش نیروی فکری و اندیشه افراد مهم باشد و نه تعداد دنبالکنندهها! تلویزیون باید از تولیدکنندگان بخواهد رسانه را ملی ببینند یعنی فقط در یک نقطه آن هم در پایتخت جا نمانند و داستانها را به سراسر ایران ببرند.ِ
درست است که مظاهر مدرنیته به ایران رسیده ولی مردم ایران دوست دارند محصولاتی را تماشا کنند که از اصالت ایران و ایرانی بگوید. چه بهتر است که تمرکز بر بومیگرایی در کانون توجه داستانپردازان تلویزیون قرار گیرد و با روایت داستان در طبیعت بکر ایران و مکانهایی که ایران را بشناسانند، اسباب جلب توجه مخاطب را موجب شوند. رسانهای که ملی و متولی تولید محصولات ملی است، باید به دنبال تزریق تفکر و جهتدهی به سیستم فکری تمام مردم باشد نه اینکه فقط پایتختنشینان را مورد توجه قرار دهد و مدام برای آنها یا درباره آنها محصول تولید کند. «ملی بودن» تنها راه رستگاری رسانه ملی در کوران رقابت با رسانههای مختلف است.
حسن نجفی
کارگردان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: