نقد و بررسی بازی Days Gone

گاف بزرگ سونی

مشخص نیست ایراد از کجاست. آیا اعضای کاردرست استودیوی سازنده سری Syphon Filter را بیرون ریخته‌اند و تعدادی تازه‌کار جایگزین کرده‌اند؟ آیا فقط می‌خواسته‌اند تعدادی از قابلیت‌های کنسول سونی را به رخ بکشند و بس؟ آیا تعداد زیاد عناوین انحصاری سونی مانع استخدام و به‌کارگیری نیروهای زبده وکافی شده است؟ هرچه هست، Days Gone، مانند اسمش (روزهای رفته) بهتر است فراموش شود و به تاریخ بپیوندد. این اثر، اصلا در حد و اندازه‌ای نیست که کاربران کنسول سونی بتوانند به‌عنوان یک عنوان انحصاری خوب از آن یاد کنند و تا سال‌ها حرفش را بزنند.
کد خبر: ۱۲۰۹۶۹۷

مثل مقوای خیس
درست است که مهم‌ترین عنصر در عناوین زامبی‌محور، اتمسفر حاکم بر فضای بازی است، اما داستان، ستون اصلی تقویت روایت و شکل دادن به جو است. متاسفانه این مورد در اولویت سازندگان نبوده و از این رو، با داستانی سطحی روبه‌رو هستیم که هیچ وقت روایت قرص و محکمی پیدا نمی‌کند. البته چند خط داستانی برای آن تعریف شده و گاهی اتفاقات جالبی رخ می‌دهد که نظر بازیکن را جلب می‌کند، اما در نهایت هیچ‌کدام طعمی ندارد و کلیت عناصر داستانی، مثل تشت آبی شده که وسط سرمای منفی ۴۰ درجه به هوا پاشیده شده و همانجا یخ زده است. ماموریت‌های تکراری و بی‌هدف از همان ابتدا توی ذوق بازیکن می‌زند. دنیای بازی با وجود زیبایی و سیستم آب و هوای فاخرش، واقعا سطحی و ساده است و بجز نبردهایی که با گله‌های زامبی رخ می‌دهد، چیز خاص دیگری نیست که بتوان به‌ آن تکیه و بر اساس‌شان این اثر را توصیه کرد. (از این لحاظ، آدم را یاد بازی Viking: Battle for Asgard ساخته Creative Assembly می‌اندازد که آن هم تعداد زیاد دشمن را ناجی گیم‌پلی نسبتا ساده و دنیای عریانش کرده بود، ولی «وایکینگ» یک اثر مولتی‌پلتفرم بود و «روزهای رفته» یک اثر انحصاری است و آبروی کنسول سونی.)
البته همه اینها به این معنی نیست که روایت داستان کاملا خشک و عاری از لحظات زیباست. مساله این است که اگر گاهی لحظات قابل توجهی خلق شده، سازندگان نتوانسته‌اند آنها را آن‌طور که باید و شاید توسعه بدهند.

باری به هر جهت
حدود ده ساعت بعد از آغاز بازی برای فراگیری شکار گوزن هدایت می‌شوید. بازی به شما یاد می‌دهد چطور گوزن‌ها را پیدا کرده و از گوشتشان استفاده کنید. نکته اینجاست که در طول بازی، هرگز مجبور به غذا پختن یا حتی خوردنش نیستید و اهدای گوشت‌هایی که جمع کرده‌اید به اجتماعات مردمی هم اعتماد و پول چندانی برایتان به ارمغان نمی‌آورد. پس از چندی، دیگر حتی رغبت نمی‌کنید بایستید و گوشت گرگ‌هایی را که بهتان حمله کرده‌اند، جمع کنید. گویی سازندگان فکر کرده باشند این ایده خوبی است، اما وسط طراحی ولش کرده باشند! در «روزهای رفته»، خیلی چیزها همین طور بی‌هدف و بی‌اساس است. شما در نقش یک بایکر (بایکر تنها به «موتورسواری» ترجمه نمی‌شود و یک جور فرهنگ است و از این رو، هویت خاص خود را دارد) ظاهر می‌شوید که پس از شیوع بیماری معروف، همسرش را از دست داده و مدتی بعد موتورش را هم از دست می‌دهد. او قبل از هر چیز، موتورش را بازسازی سپس می‌کند تا به ماجراهای دیگر برسد. در این مسیر واجب است مدام حواسش به موتورش باشد. موتور شخصیت اصلی، مهم‌ترین دارایی‌اش و شاید مهم‌ترین عنصر بازی است. برای سفر به هر قسمت نقشه و حتی سفر سریع (quick travel) یا ذخیره کردن بازی باید به آن نزدیک باشید. این در حالی است که هنگام نزدیک شدن به دشمنان باید دقت کنید آن را آنقدر دور پارک کنید که مبادا صدایتان را بشنوند و در عین حال آن‌قدر نزدیک که وقتی منابع مورد نظرتان ـ از جمله سوخت و قطعات برای موتورتان ـ را جمع کردید و اوضاع بیریخت شد، سریع بتوانید خود را به آن رسانده و از مهلکه بگریزید. گفتنی است هر بار از منطقه‌ای دور می‌شوید، سوخت و دیگر منابع از نو پدید می‌آیند و از این لحاظ، دیدن لفظ «وحشت-بقا» جلوی اسم این گیم کمی خنده‌دار است!

تکرار پشت تکرار
در ساعات آغازین بازی با دو قبیله همکاری خواهید داشت که یکی اسلحه در اختیارتان می‌گذارد و دیگری موتورتان را ارتقا می‌دهد. از آنجا که در ابتدا موتورتان تنها مسافتی کوتاه را طی می‌کند و امکان حمل گالن بنزین اضافه را ندارید، باید چند ساعت را به بیگاری برای آن فرقه اختصاص دهید و از همان ابتدا سفرتان را با کلافگی آغاز کنید.
ماموریت‌هایی را برای از بین بردن این هدف و آن هدف خواهید گذراند و برخی دیگر را به زنده اسیر کردن فلان فرد. در این دومی، باید سوار بر موتور، هدف را تعقیب و به تایرهایش شلیک کنید. از آنجا که باید با R2 گاز دهید و با R1 تیر بزنید، توقع تجربه‌ای نه چندان خوشایند را داشته باشید.
متاسفانه تصمیمات شما در طول بازی، تاثیر خاصی روی داستان ندارد، مثلا مهم نیست به کدام قبیله کمک کنید. دو قبیله در ظاهر از هم نفرت دارند، اما حتی اگر تمام وقت خود را برای یکی از آنها بگذارید، هرگز با واکنش قبیله دیگر روبه‌رو نخواهید شد و این هم تیر کشنده دیگری است به پیکر این گیم انحصاری!
تازه بعد از این که ساعت‌ها در بازی وقت گذراندید، خط داستانی NERO (ارگانی دولتی که همسر نقش اصلی، دیکن را هنگام شیوع ویروس برای نجات با خود برده بود) آغاز می‌شود.
با ورود آنها و سپس گله‌های زامبی‌ها، اوضاع وخیم‌تر و جذاب‌تر می‌شود، اما این جذابیت هم دیری نمی‌پاید و خیلی زود از خلاء یک اتفاق حیرت‌انگیز یا هرچه جلوی پشیمانیتان از آغاز این بازی را بگیرد، توی ذوقتان خواهد خورد؛ مگر این که توقعتان را واقعا پایین بیاورید. اگر مزه Red Dead هنوز زیر زبانتان است، سمت این اثر نروید!

Days Gone

سازنده SIE Bend Studio
ناشر Sony Interactive Entertauibment
پلتفرم PS4
سبک اکشن-ماجرایی، وحشت-بقا

سیاوش شهبازی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها