جریان کودتاگر در مقابل حماس

: ابتدا تحریم اقتصادی و سیاسی کردند و سپس برای رفع آن پیش شرطهایی گذاشتند ; به رسمیت شناختن اسرائیل ، چشمپوشی از بیت المقدس ، برنگشتن فلسطینیان آواره به سرزمینشان ، دست کشیدن از مقاومت و هر آنچه ارزش و ماهیتشان است.
کد خبر: ۱۲۰۹۶۴

از داخل و خارج فشار وارد کردند و هنگامی که نتیجه نگرفتند، طرح انتخابات زودهنگام را با استفاده از عوامل خود در فلسطین مطرح و از آن نیز بشدت حمایت می کنند.
همه این مشکلات و تحت فشار قرار گرفتن ، ناشی از یک چیز به نام دموکراسی و انتخاب دموکراتیک است. مردم فلسطین در انتخابات پارلمانی سال گذشته خود که 9 ماهی از آن می گذرد در روندی دموکراتیک جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) را که ماهیتش براساس مبارزه با رژیم صهیونیستی است ، برگزیدند. در این مدت هم دولت حماس و هم مردم فلسطین تحت شدیدترین فشارها هم از سوی کشورهای اروپایی ، امریکا و اسرائیل بودند و هم از سوی بخش عمده ای از جنبش فتح.
با ابواسامه المعطی ، نماینده جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در تهران در محل دفتر این جنبش به گفتگو نشسته ایم و مواضع جنبش و دولت حماس را درباره بحران اخیر فلسطین جویا شده ایم:

ابتدا بفرمایید سرمنشاء بحران کنونی فلسطین ، درگیری ها و اختلافات موجود میان جنبش فتح و دولت حماس چیست؛
ریشه های این درگیری از همان روز نخست پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی و تشکیل دولت فلسطین آغاز شد ، به طوری که طرفهایی در جنبش فتح که از سوی کشورهای اعمال کننده تحریم بر ما هدایت می شدند تلاش کردند این دولت را به شکست بکشانند و شروع به سنگ اندازی کردند و در عین حال خواستند اوضاع داخلی فلسطین را متشنج کنند و این کار را به واسطه راه اندازی اعتصاب ها ، ایجاد ناامنی ، تعطیلی وزارتخانه ها و مجلس قانونگذاری صورت دادند. آنها این کارها را انجام می دادند تا به گمان خود دولت را یا وادار به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و پذیرش شرطهای کمیته چهارجانبه کنند و یا وادار به استعفا.
لیکن وقتی این حرکت کودتاگر در جنبش فتح با استقامت و پایداری دولت و حمایت مردم از این دولت مواجه شد و وقتی ترور اسماعیل هنیه نخست وزیر دولت حماس ناکام ماند ، آقای محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان که رهبری این جریان کودتاگر را به عهده دارد آخرین تیر خود را رها کرد و خواستار برگزاری انتخابات زودهنگام شد.
از آنجا که این انتخابات از نظر ما و همه گروههای فلسطینی ، کودتا علیه مشروعیت محسوب می شود این درگیری ها و تشنج میان مدافعان دموکراسی و دولت منتخب از یک سو و کودتاگران حمایت شده از جانب صهیونیست ها و امریکا و در واقع شورشیان علیه حکومت روی داد.

چندی پیش هر دو گروه برای رفع اختلافات ، مذاکراتی را برای تشکیل دولت وحدت ملی انجام دادند. در این مذاکرات چه گذشت و چرا به بن بست رسید؛
ابتدا مایلم تاکید کنم ، از همان روز نخست پیروزی حماس ما 40 روز را به رایزنی و مشورت با همه گروههای فلسطینی برای تشکیل دولت وحدت ملی سپری کردیم ، اما موفق به کسب نتیجه نشدیم. ما تا همین لحظه نیز خواستار و منادی تشکیل دولت وحدت ملی هستیم و این همان چیزی است که همه گروهها درباره آن به توافق رسیده اند که توافقنامه اسرا در این زمینه تدوین و مورد امضای تمام گروهها واقع شد.
در این میان جریان کودتاگر در جنبش فتح با تشکیل دولت وحدت ملی دو هدف را دنبال می کرد; یکی این که دولت شرایط کمیته چهارجانبه را که در راس آن به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی است بپذیرد و دوم این که دولت را از محتوا و کارآمدی تهی کنند ، به طوری که از حماس به عنوان اکثریت در پارلمان خواست پستها و وزاتخانه های کلیدی و حساس نظیر وزارت کشور، وزارت خارجه ، وزارت دارایی و وزارت فرهنگ را در اختیار نگیرد و وزارت را به جنبش فتح بسپارد.
بدیهی بود، این شرایط را حماس نپذیرد. ما به هیچ وجه در دولتی که رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد ، وارد نمی شویم . ما دولتی را که خارج از مطالبات انتخابات گذشته تشکیل شود ، نمی پذیریم. بر سر کنترل وزارتخانه های کشور و دارایی تاکید داریم. این معمول نیست ، حماسی که اکثریت را در پارلمان و کابینه در اختیار دارد ، ابزار لازم را برای پیشبرد اهدافش در دست نداشته باشد.
گفتگوها میان ما و جنبش فتح به بن بست رسید و اگر جنبش فتح و آقای ابومازن ، با تشکیل دولت مبتنی بر منافع ملی و دور از دیکته های دیگران موافقت می کردند و وزارت کشور و دارایی در دست حماس بود و بر این اساس دولت ملی شکل می گرفت ، یقینا مشکلها حل می شد. لیکن آنها نمی خواهند و این کودتا علیه دولت و مجلس قانونگذاری پیش آمد و از جانب اسرائیل و اروپا این مدعیان به ظاهر دموکراسی با استقبال مواجه شد.

پس مشکل اصلی بر سر پستهای وزارت کشور و دارایی است. علت اصرار آنها برای در دست داشتن این وزارتخانه ها علاوه بر آن دو وزارتخانه کلیدی چیست؛
خود ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و جریان منتسب به ایشان درصدد تصاحب 4 وزارتخانه عمده وزارت امور خارجه ، کشور ، دارایی و فرهنگ و تبلیغات هستند. ما اعلام کردیم ، شما می توانید وزارتخانه های امور خارجه و فرهنگ را در دست داشته باشید و وزارت کشور و دارایی نیز در اختیار ما باشد.
مسلم و طبیعی است که آنها خواهان تصاحب وزارت کشور هستند تا از این طریق ، نیروی اجرایی متعلق به وزارت کشور را منحل کنند و بتوانند تغییراتی در ساختار سرویس های امنیتی ایجاد کنند.
آنها وزارت دارایی را می خواهند تا اختلاس ها و فسادهای مالی گذشته خود را دنبال کنند. بنا بر اعلام خودشان میزان این اختلاس ها بالغ بر 350 میلیون دلار است و بنابراین فکر می کنم هدفهایشان روشن است.

آیا جریان کودتاگر، کل جنبش فتح را دربر می گیرد یا تنها بخشی از این جنبش را؛ آیا کسانی از این جنبش هستند که با دولت حماس همراهی کنند؛ اگر هستند، چه کسانی هستند؛
شامل همه جنبش فتح نمی شود. به عنوان مثال فاروق قدومی ، دبیرکل جنبش فتح در کنار حماس ایستاد و برگزاری انتخابات زودهنگام را رد کرد. 4 شاخه نظامی جنبش فتح نیز با صدور بیانیه ای کنار ما ایستادند و موافقتشان را با مواضع ما اعلام کردند و همین طور طیف قابل توجهی از فتح موافق ایده کودتاگران نیستند و گروه جهاد اسلامی و گروه جبهه خلق برای آزادی فلسطین و دیگر گروه ها کنار حماس بودند و می توان گفت: تمام ملت و گروه ها به استثناء این جریان ، با ما هم رای هستند. تنها گروه کودتاگر که عصیان کردند، این مطلب را مطرح می کنند.

چه شخصیت هایی این جریان کودتاگر را رهبری و هدایت می کنند؛ با توجه به حمایت و همراهی دیگر گروه ها و مردم با حماس ، آیا محمود عباس این توانایی را دارد که طرح انتخابات زود هنگام را اجرایی کند؛
این جریان کودتاگر ، جنبشی عمده در فتح به حساب می آیند ، اما به این معنا نیست که همه جنبش فتح را در بر دارند، متاسفانه همین جریان است که در حال حاضر فتح را رهبری می کند.
این همان جریانی است که علیه مرحوم عرفات شورش کرد و او را وادار به ایجاد تغییراتی در تشکیلات خودگردان و ایجاد پست نخست وزیری کرد و آن را به محمود عباس سپرد و حتی صلاحیت هایی را که آقای عرفات داشت ، از او خلع کرد و به آقای محمودعباس سپرد ; به طوری که امروزه او را وادار به تغییراتی کردند که به تعبیری در خدمت امریکا و اسرائیل باشد.
پس از کشته شدن عرفات ، این جریان توانست پست ها و مواضع کلیدی را در دست گیرد. اکنون محمود عباس ، محمد دحلان ، یاسر عبد ربه ، ابوعلی شاهین این جریان کودتاگر را رهبری می کنند و پس از آن که صائب عریقات و نجیب شعف دیدند این جریان دارد قوت می گیرد ، به آن پیوستند.
جنبش فتح با آن سابقه و پیشینه جهادی ، امروزه متاسفانه از جانب این جریان هدایت شده از سوی امریکا و اروپا، رهبری می شود و درصدد است کل قضیه فلسطین را به پرتگاه سوق دهد و اصول و ارزشهای فلسطین را تباه و تجزیه کند که این مطلب از سوی ما مردود است و توطئه های آنها علیه مردم مجاهد ما، به اجرا در نخواهد آمد.
مردم ما در انتخابات گذشته ، آنها را طرد کردند و به یقین در انتخابات آینده با وحدت بیشتری ، این کار را خواهند کرد.

با توجه به این صحبتها و تشدید درگیری ها، برنامه حماس برای برون رفت از این وضعیت چیست؛
فقط و فقط یک راه حل وجود دارد و آن هم بازگشت به گفتگوهای ملی به شکل جدی و به دور از دیکته های امریکایی و صهیونیستی برای تشکیل دولت وحدت ملی است ; دولتی که بر اساس برنامه ای ملی باشد و به ارزشها و حقوق فلسطینیان پایبند بوده و مطالبات انتخابات دموکراتیک را محترم بشمارد و به خواست رای دهنده فلسطینی به حماس که 60 درصد کرسی ها را کسب کرده احترام قائل شود.
اگر جنگ داخلی صورت بگیرد، چه؛ آیا در این حالت حماس برگزاری انتخابات زودهنگام را می پذیرد یا دادن آن 4 وزارتخانه مهم به کودتاگران را؛
حماس وزارتخانه ها را تحویل نخواهد داد، با برگزاری انتخابات زودهنگام موافقت نخواهد کرد و در جنگ داخلی هم وارد نخواهد شد. اساسا جنگ داخلی هم در میان نخواهد بود. در یک طرف قضیه ، دولت منتخب و قانونی وجود دارد و در طرف دیگر، یک گروه کودتاگری که هیچ توجهی به امنیت و مسائل امنیتی ندارند و خارج از محدوده قانون اساسی و ضوابط عمل می کند. دولت با آنها به گونه ای رفتار و تعامل خواهد کرد که با کمترین تلفات و زیان آنها را به صف اجماع ملی بازگرداند.
جنگ داخلی به آن معنای خودش هم روی نخواهد داد، چرا که شرایط ملت فلسطین به هیچ عنوان اجازه رخ دادن چنین جنگی را نمی دهد ، اما چه بسا ، ممکن است درگیری هایی جزیی در گوشه و کنار روی دهد و آن هم بالطبع از سوی افراد عصیانگر و به دور از منافع ملی و اجماع ملی صورت می گیرد.

در این درگیری ها ، شاهد سوؤقصدهایی به جان اسماعیل هنیه ، نخست وزیر و محمودالزهار ، وزیر امور خارجه دولت حماس بودیم. هدف از این کار چه بود؛
دلایل متعددی وجود دارد. مسائل مهمی با نبود آقای هنیه حل خواهد شد ، از جمله مشکل خلع قانونی کودتاگران. با توجه به این وضعیت ، محمود عباس خواهان انتخاب فرد دیگری به عنوان نخست وزیر می شد و با بهانه ناامنی خواستار انتخابات زودهنگام.
محمود عباس ، برگزاری انتخابات زودهنگام را مطرح کرد تا نارضایتی خود و همفکرانش را از سفرهای اخیر هنیه نشان داده و آن را تحت الشعاع قرار دهد. نخست وزیر در این سفرها توانست موفقیت هایی به دست آورد و حمایت کشورهای عربی را جلب کند.
آنها اسماعیل هنیه را به عنوان چهره ای محبوب در دولت حماس ، مانعی در راه اهداف خود می بینند ، لذا درصدد کنار زدن آن برآمدند و ما شاکریم که تلاش آنها نافرجام ماند.

فکر می کنید با توجه به فشارهای اقتصادی و سیاسی که در این 9 ماه به مردم وارد شده ، مردم همچنان با حماس همراهی کنند؛
طبق اطلاعات در دست و نظرسنجی ها، چنانچه انتخاباتی برگزار شود ، این بار بیش از 60 درصدی که به ما رای دادند ، رای خواهیم آورد. ما برگزاری انتخاباتی زودهنگام را اساسا رد می کنیم ، زیرا انتخاباتی 9 ماه قبل برگزار شده است و مردم نظر و حرف خودشان را زدند و جایی برای برگزاری مجدد این انتخابات وجود ندارد و اگر چنین شود ، در واقع دور زدن مردم و نادیده دموکراسی است.

فاطیما رهگذر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها