حضور متهم در دادسرای جنایی این فرصت را برای ما فراهم کرد تا با او گفتگو کنیم.
جنایت ها هولناک بود و تکاندهنده؛
خودم هم می دانم.
ناراحت نیستی؛
خیر، چرا باید ناراحت باشم ، آنها مرا آزار می دادند. 5سال بود که دچار مشکل بودم. در یک ماه گذشته بیش از 200قرص متادون مصرف کرده ام.
معتاد هستی؛
خیر اعتیاد ندارم ، ورزشکار هستم.
در چه رشته ورزشی فعالیت می کردی؛
بوکس ، رتبه هم آورده ام.
چرا دست به جنایت زدی؛
خسته شده بودم ، همسرم را دوست داشتم ، اما خانواده اش اجازه نمی دادند با هم زندگی کنیم.
به شما لقب قاتل خونسرد را داده اند؛
نمی دانم ، شاید دلیلش آن است که با خونسردی جنایت کرده ام.
پشیمان نیستی؛
خیر، خیلی هم راضی هستم.
یعنی مرگ انسان ها تو را خوشحال می کند؛
نه ، اما بروید از برادر همسرم بپرسید. او از همه چیز خبر دارد.
او که در صحنه جنایت نبود؛
می دانم ، اما از مشکلات ما خبر داشت.
چرا سرقت کردی؛
از کجا.
از مقتولان؛
من فقط انگشتری و تلفن همراه همسرم را که حتی شماره اش را هم نداشتم ، برداشتم.
اگر جای قاضی بودی ، برای خودت چه حکمی صادر می کردی؛
(سکوت).
چند کلاس درس خوانده ای؛
تا سوم راهنمایی.
شغلت چیست؛
قبلا جواهرسازی کار می کردم ، اما چند وقتی بود بیکار بودم.
الان چه احساسی داری؛
می خواهم هر چه سریع تر مجازات شوم. من همه چیز را گفتم. شاید 2 روز پیش اگر دستگیر می شدم ، حرف نمی زدم ، اما امروز به آخر خط رسیده ام و واقعیت ها را به قاضی گفتم. الان هم آماده مجازات هستم.