نماینده ایران در سازمان ملل ، به برخورد دوگانه شورای امنیت، اعتراض کرد
ایرنا: "محمد جواد ظریف" سفیر و نماینده ایران در سازمان ملل ، روز شنبه پس از تصویب یک قطعنامه ضد ایرانی ، با نکوهش کشورهای عضو دایم شورای امنیت بخاطر برخورد دوگانه
کد خبر: ۱۲۰۴۰۹
، تصریح کرد که "چنین روزی برای رژیم عدم اشاعه ، یک روز غم انگیز است".
شورای امنیت در تمام لحظاتی که ظریف در حال بازگو کردن دیدگاههای رسمی تهران بود ، در سکوت مطلق فرو رفته بود.
متن کامل صحبتهای سفیر ایران در سازمان ملل به این شرح است:
امروز روز غم انگیزی برای رژیم عدم اشاعه است. تنها چند روز قبل، نخست وزیر رژیم اسرائیل سلاحهای هسته ای این رژیم را به رخ جهانیان کشید.
با وجود این، شورای امنیت نه تنها این تهدید جدی علیه صلح و امنیت بین المللی و رژیم عدم اشاعه را مورد توجه قرار نداده و حتی در برابر آن خم به ابرو نیاورد، بلکه به جای آن تحریمهایی را بر یک عضو معاهده منع اشاعه اعمال مینماید، عضوی که بر خلاف اسرائیل:
- هرگز هیچ عضوی از سازمان ملل متحد را تهدید نکرده و علیه هیچ کشوری نیز متوسل به زور نشده است
-بطور اصولی، توسعه، انباشت و استفاده از سلاح های هسته ای را به دلایل عقیدتی و راهبردی مردود دانسته است
-آماده ارائه تضمینهایی بوده تا به موجب آن همواره به معاهده عدم اشاعه متعهد بماند
-تمامی تاسیسات هسته ای خود را تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار داده است
-بطور کامل پروتکل الحاقی را به مدت دو سال اجرا نموده و آمادگی خود را برای از سرگیری اجرای آن اعلام کرده بود
-امکان آن را فراهم نموده تا آژانس بینالمللی انرژی اتمی بیش از نفر - روز بازرسی از تمامی تاسیسات مرتبط و حتی غیرمرتبط آن بعمل آورد
این بازرسیها منجر به صدور گزارشهای متعددی از طرف آژانس بین المللی انرژی اتمی شده که به موجب آنها هیچ دلیلی مبنی بر انحراف برنامه هسته ای ایران مشاهده نشده است
-داوطلبانه فعالیتهای قانونی غنی سازی خود را برای مدت بیش از دو سال تعلیق کرده و این تعلیق توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز راستی آزمایی شده ، تا اعتماد سازی نموده و فرصت ارزشمندی را برای یافتن یک راه حل قابل قبول فراهم نماید ، البته چنانچه قصد طرف های مذاکرهکننده واقعا یافتن راه حل بوده باشد!
- پیشنهادات متعدد جامعی را برای تضمین دایمی عدم انحراف از برنامه صلح آمیز ارائه کرده است و مستمرا خواهان مذاکرات بیقید و شرط و دارای چارچوب زمانی معین برای یافتن راه حلی قابل قبول بوده است، دعوتی که حتی روز گذشته نیز توسط وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تکرار شد.
همان دولتهایی که تلاش میکنند تا شورای امنیت را وادار به تحمیل اقدامات تنبیهی بیپایه علیه برنامه صلح آمیز هسته ای ایران نمایند، خود همواره مانع از اتخاذ هر گونه اقدام شورای امنیت، ولو اقدامی اندک، علیه اسراییل برای وادار کردن این رژیم به تبعیت از قواعد حاکم بر رژیم عدم اشاعه گردیده اند.
با این کار، آنها آزادی عمل وسیعی به این رژیم دادهاند و حتی این رژیم را تشویق میکنند تا آزادانه به توسعه مخفیانه و تملک غیرقانونی سلاحهای هسته ای ادامه داده و حتی بدون هراس از کمترین مجازاتی، بطور علنی به این اقدام خود ببالد.
آقای رئیس
همانگونه که در نامه مورخ آذرماه خود به شما تصریح نموده ام، بیتردید وجود سلاحهای هستهای در دست رژیم اسراییل، با سابقه وحشتناک در عدم اجرای قطعنامه های شورای امنیت - اگر چنین امری معیار اقدام امروز شوراست - و با پرونده سیاه و قطوری مملو از جنایات و جرایمی مانند اشغال، تجاوز، نظامیگری، تروریسم دولتی، جنایات علیه بشریت و آپارتاید ، تهدیدی عمده و منحصر به فرد علیه صلح و امنیت منطقه ای و بینالمللی میباشد.
عدول از سیاست ریاکارانه "استراتژی ابهام" توسط رژیم اسراییل، بهانه را - چنانچه اساسا پیش از این بهانه ای وجود داشت- برای بیعملی مستمر شورای امنیت در مواجهه با این تهدید واقعی علیه صلح و امنیت بینالمللی ، از میان برداشته است.
واکنش شورای امنیت به دستیابی غیرقانونی رژیم اسراییل به سلاحهای هسته -ای نشان خواهد داد که آیا شورا - آنگونه که بر اساس ماده منشور ملزم شده است- از طرف اعضای جامعه بینالمللی ، که نظر خود را کرارا درباره این مساله اعلام نمودهاند ، عمل مینماید، یا اینکه شورای امنیت صرفا " وسیله ای در جعبه ابزار" معدودی از اعضای دایم آن میباشد که از آن برای حل معضلات سیاست خارجی خود بهره برداری کرده و آن را در جهت پیگیری منافع کوته نگرانه خود بکار میگیرند.
در چنین وضعیتی، جای تعجب نیست که یک ملت بخاطر اعمال حقوق لاینفک خود مجازات میشود و این کار بیش از هر چیز بخاطر و در راستای منافع رژیم اسرائیل انجام میشود که تجاوز و جنایات جنگی ویژگی بارز رفتاری آن است و امروز بخاطر توسعه مخفیانه و کسب غیرقانونی سلاح های هسته ای به آن پاداش داده میشود.
آیا کسی انتظار دارد که با این کار اعتبار شورای امنیت یا اقتدار معاهده منع اشاعه افزایش یابد؛
از نظر مردم ایران، قطعنامه امروز تنها میتواند یادآور بیعدالتی های تاریخی شورای امنیت در حق آنها در خلال شش دهه گذشته باشد.
این کار یادآور تلاشی است که در این شورا برای مجازات مردم ایران بخاطر ملی کردن صنعت نفت آنها، که در آن زمان به ناحق از آن تحت عنوان تهدید علیه صلح تعبیر شد ، صورت گرفته است.
اقدام مذکور همچنین یادآور بیتفاوتی شورای امنیت در برخورد با کودتای نظامی است که توسط دو عضو دائم شورا در ایران صورت گرفت و دیکتاتوری را به ایران بازگرداند.
بعلاوه، اقدام امروز شورای امنیت، زندهکننده خاطرات زمانی است که این شورا اشغال گسترده ایران توسط رژیم سابق عراق را تهدید علیه صلح و امنیت بینالمللی ندانسته و حتی خواستار عقب نشینی ارتش اشغالگر از سرزمین ایران نگردید.
اقدام غیر عادلانه امروز همچنین یادآور رنج های سالهای دهشتناکی است که این شورا چشم خود را بر استفاده مفرط و بیرحمانه از سلاح های شیمیایی علیه غیرنظامیان و سربازان ایرانی بست و با این کار خود، بار مسئولیت دهها هزارتن از ایرانیانی را که هنوز هم از عوارض سلاح های شیمیایی رنج می برند و به شهادت میرسند به دوش میکشد- سلاحهایی که تجهیزات آنها از سوی کشورهای مشخصی که عضو دائم شورای امنیت میباشند - تامین شده بود.
نیازی نیست راه زیادی را برای یافتن این قربانیان سلاح های شیمیایی برویم. تنها یک ماه قبل، من یکی از عزیزترین همکاران خود را در این نمایندگی از دست دادم، شهید مهدی وحیدی اصیل که بدلیل جراحات ناشی از عوارض سلاح های شیمیایی دچار سرطان شده بود چند هفته قبل به شهادت رسید. مهدی هنگام شهادت تنها سال داشت.
آقای رئیس
من در سخنرانی قبلی خود در تاریخ ژوئیه به بهانههایی که شورای امنیت را به استناد آنها درگیر برنامه های صلح آمیز هسته ای ایران نموده اند، پرداختم. امروز از تکرار آن موارد اجتناب کرده و اجازه می خواهم تا صرفا به چند نکته در این زمینه اشاره کنم:
طرح برنامه صلح آمیز هسته ای ایران در شورای امنیت از سوی معدودی از اعضای دائم و به ویژه آمریکا به قصد یافتن یک راه حل یا ترغیب ایران به انجام مذاکره نیست و کمکی نیز به انجام مذاکره نمیکند.
حتی هدف اعلام شده آنها همواره این بوده است که از شورای امنیت به عنوان ابزار فشار و ارعاب استفاده نمایند تا ایران را مجبور کنند که از حقوق حقه خود دست بردارد.
تاریخچه آشکار رفتار آنها در سالهای اخیر، به همه ما میآموزد که هدف اعلام نشده آنها از این اقدامات چیست. اجازه دهید تنها به دو مثال اشاره کنم:
در اکتبر و دقیقا در زمانی که سه کشور اروپایی متحد آمریکا بظاهر مشغول مذاکره با ایران بودند، یک متن غیررسمی با عنوان "راههایی برای بررسی برنامه هسته ای ایران در شورای امنیت سازمان ملل" توسط نمایندگی آمریکا توزیع شد.
در این سند آمده است: "ایالات متحده همواره بر این عقیده بوده است که فعالیت های هسته ای ایران بایستی به شورای امنیت گزارش داده شود....
شورای امنیت اقتدار حقوقی برای الزام ایران به توقف برنامه غنی سازی اش را دارا میباشد."
حتی طرفهای مذاکرهکننده با ما نیز (رفتار مشابهی داشته اند) مدیر سیاسی وزارت امور خارجه انگلستان، در نامه مورخ مارس خود به همتایان خویش در فرانسه، آلمان و آمریکا، برنامه موذیانه تر بریتانیا را تشریح نمود.
وی در این نامه آورده است : " ما همچنین ممکن است مجبور شویم یکی از استدلال های ایرانیان که همواره میگویند تعلیق درخواستی " داوطلبانه" می باشد را از بین ببریم. ما میتوانیم این کار را با الزامی کردن تعلیق داوطلبانه از طریق شورای امنیت انجام دهیم."
ادامه این نامه حتی جالب تر است، زیرا در آن آمده است: "من همانطور که قول داده بودم یک متن کوتاه به عنوان محور مذاکره با روسها و چینی ها را برای شما فرستادم. این متن بر این باور استوار است که ما نمیتوانیم روسها و چینیها را وادار به موافقت با تحریمها در خلال ماه های آتی بنماییم، بدون آنکه به نحوی نشان دهیم تلاشی را برای همراه کردن ایرانیها انجام داده ایم... در مقابل اینکه روسها و چینیها با یک قطعنامه فصل هفتمی موافقت کنند، ما نیز در آن صورت میتوانیم یک بسته پیشنهادی را تنظیم کنیم تا بتوان به عنوان پیشنهاد جدید به ایرانیان ارائه کرد."
اکنون میتوانید انگیزه ارائه بسته به اصطلاح تشویقی - که چند ماه بعد از برنامه زمانی مدنظر انگلیس - در ژوئن به ایران ارائه شد را دریابید.
و اکنون درمی یابید که چرا آمریکا و سه کشور اروپایی هرگز زحمت مطالعه پیشنهادات مختلفی که از سوی جمهوری اسلامی ایران ارائه شده را به خود ندادند، زیرا از ابتدا مصمم به بهره برداری از شورای امنیت و تهدید ارجاع موضوع به آن و نیز سوء استفاده از تحریمها به عنوان ابزار فشاری در جهت وادار ساختن ایران به رها نمودن حق خود در مورد فناوری صلح آمیز هسته ای که توسط معاهده عدم اشاعه تضمین شده است، بودند
اکنون این راز برملا شده است که هدف آنها از مذاکره هیچ گاه یافتن راه حل نبوده، بلکه هدف آنها این بود که در راستای خطوط قرمز دلبخواهی و البته متغیر خود، تعلیق حقوق ایران را بر ما تحمیل نموده، زمان آن را طولانی کرده و آنرا ابدی نمایند.
آقای رئیس
تعلیق راه حل نیست. تعلیق در بهترین فرض اقدامی موقتی برای ایجاد فرصت جهت یافتن راه حلی واقعی است. تعلیق برای مدت دو سال از سوی جمهوری اسلامی ایران انجام شد و برخلاف بهانه ای که حامیان قطعنامه اینجا و آنجا مطرح میکنند، آژانس کرارا اقدام به راستی آزمایی نمود و تایید کرد که ایران به طور کامل آنچه را موافقت کرده بود، تعلیق نموده و این را در تمامی گزارش های خود از نوامبر تا فوریه منعکس کرده است .
بنابراین ما برای مدت دو سال تعلیق و برای مدت سه سال متناوبا مذاکره نموده ایم. در طی این سه سال چه اقدامی برای برای حصول به یک توافق صورت گرفته است؛
-آیا سه کشور اروپایی یا آمریکا هیچ پیشنهادی - که مستلزم تجدید نظر فاحش در معاهده عدم اشاعه نباشد- در رابطه با اقدامات لازم برای رفع نگرانی های به اصطلاح اشاعه ای خود ارائه کرده اند؛
-با توجه به اینکه چنین کاری نکرده اند، آیا آنها حتی پیشنهادات گسترده ای که ایران در تاریخ مارس به سه کشور اروپایی ارائه نمود و خود آنها در ابتدا آن را حاوی "عناصر مثبت"دانستند، را مورد بررسی قرار دادند؛
-آیا آنها هرگز پیشنهاد دادند که چگونه آن عناصر مثبت میتواند افزایش یابد یا چگونه میتوان نقاط افتراق را کاهش داد ؛یا اینکه آنها بعد از مشورت با یک طرف مشخص که در مذاکرات غائب بود، به راحتی گفتند "این پیشنهادات به اندازه کافی خوب نیست. تعلیق را ادامه دهید؛" -آیا آنها حتی به خود زحمت خواندن پیشنهاد مورخ ژوئیه ما را دادند که تصریح میکرد تا "به آژانس اجازه دهد تا ترتیبات مناسبی را در خصوص تعداد، سازوکارهای نظارتی و دیگر موارد در خصوص عملیات محدود اولیه در نطنز طراحی کند، به نحوی که بتواند نیازهای ما و نگرانی های آنها را برطرف نماید"؛
-آیا آنها در خصوص پیشنهاد ارائه شده از طرف ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در سخنرانی مورخ سپتامبر خود در مجمع عمومی که از قابلیت بسیار زیادی در زمینه (رفع نگرانی های) عدم اشاعه برخوردار بود، تعمق کردند؛
اجازه دهید به یاد شما بیاورم که ایشان در سخنرانی مورد اشاره گفتند "به منظور نشان دادن بیشترین درجه از شفافیت، جمهوری اسلامی ایران آمادگی دارد تا به طور جدی با بخش های خصوصی و دولتی دیگر کشورها در اجرای برنامه غنی سازی در ایران تشریک مساعی داشته باشد."
-آیا آنها به پیشنهاد مشخص وزیرمحترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس خلع سلاح در مارس پاسخ دادند؛
اجازه دهید آنچه را که ایشان در این کنفرانس گفتند نقل کنم: "از نظر ما، یک امکان برای حل مسئله میتواند ایجاد کنسرسیوم منطقه ای در زمینه توسعه چرخه سوخت با کشورهایی از منطقه باشد...البته کشورهای خارج از منطقه نیز امکان مشارکت در چنین ترتیبات منطقه ای را دارند. این تاسیسات می تواند به طور مشترک در مالکیت کشورهای دارای سهم بوده و فعالیتهای مربوطه نیز میتواند بر مبنای تخصص های کشورهای مشارکتکننده تقسیم شود."
-آیا این پیشنهادات عینا و دقیقا تکرار پیشنهاد متخصصین آژانس بین المللی انرژی اتمی در خصوص رهیافت چند ملیتی راجع به فعالیت های چرخه سوخت هستهای منتشره در تاریخ فوریه نبود؛
برای آن دسته از شما که این گزارش را ملاحظه نکردهاید یادآوری می کنم که در گزارش مزبور آمده است :"تقویت انتقال داوطلبانه تاسیسات موجود را به روشهای چندملیتی ترغیب مینماید و آنها را به عنوان اقدامات اعتمادساز با مشارکت کشورهای غیرهستهای و هستهای عضو معاهده عدم اشاعه و کشورهای غیرعضو این معاهده تعقیب مینماید" و " ایجاد روشهای چندملیتی و به ویژه منطقه ای را از طریق موافقت نامهها و قراردادهای داوطلبانه در زمینه تاسیسات جدید مبتنی بر مالکیت مشترک که بر مبنای آن حقوق و نیز ساز و کارهای مدیریت مشترک تاسیسات هسته ای بالادستی و پایین دستی مانند غنی سازی اورانیوم مشخص میشود، پیگیری خواهد نمود. "
-آیا اعلام آمادگی ایران برای اجرای این ایدهها فرصت بینظیری را برای ایجاد یک نمونه جهانی با هدف تقویت معاهده عدم اشاعه و رفع نگرانی ها در رابطه با فعالیت های مربوط به چرخه سوخت بر مبنای توصیه بهترین متخصصین بینالمللی که توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی دقیقا برای همین منظور گردآوری شده بودند، فراهم نمیکرد؛
-آیا کشور دیگری وجود دارد که با این درجه از فناوری آمادگی داشته باشد تا به اندازه ایران در این زمینه انعطاف نشان دهد؛
-آیا آمریکا و متحدین اروپایی آن پاسخ تفصیلی ما در تاریخ اوت را به طور جدی مورد بررسی قرار دادند؛ پاسخی که بر خلاف عملکرد آنها ، به تک تک مطالب مندرج در بسته ژوئن آنها پرداخته و پیشنهاداتی واقعی و ملموس را برای برطرف کردن کاستی های بسته پیشنهادی مزبور ارائه کرد .
همه آنچه که من میدانم این است که آنها حتی از اشاره به پاسخ ایران به بسته پیشنهادی در قطعنامه حاضر خودداری کردند.
-آیا آنها پیشنهاد کنسرسیوم بینالمللی ارائه شده از سوی ایران در خلال مذاکرات ماه های سپتامبر و اکتبر در وین و برلین را مورد توجه و بحث قرار دادند؛
پیشنهاداتی که در ابتدا بسیار مثبت ارزیابی شده و منجر به اعلام علنی حصول پیشرفت در مذاکرات گردید اما این پیش بینی مثبت بلافاصله و به نحو تعجب برانگیزی حتی پیش از نشست وزرای + برعکس شد .
سوالات بیشمار مشابه دیگری را میتوان طرح نمود اما پاسخ به همه آنها یکسان خواهد بود زیرا، آنچه آمریکا و ظاهرا سه کشور اروپایی (بر خلاف آنچه که این سه کشور در طی مذاکرات با ما تعهد کردند) میخواستند و تنها نتیجه ای که حاضر بوده و هستند تا از گذر این به اصطلاح مذاکرات بپذیرند این بوده و هنوز هم هست که ایران باید "تعهد الزام آوری را در رابطه با عدم پیگیری فعالیت های چرخه سوخت به گردن بگیرد".
ما امروز در شورای امنیت هستیم زیرا این خواسته غیرقانونی را نپذیرفتیم و اغلب شما میدانید که این آخرین درخواست غیرقانونی آنها نیز نمیبود.
در عین حال ما همواره مصمم بودهایم به هر نحو ممکن به اصطلاح "نگرانی های اشاعهای" آنها را رفع کنیم و این امر حتی با وجود علم همه ما به این واقعیت است که نگرانی های آنها چیزی بیش از بهانههایی بیاساس و سودجویانه نیست.
کشورهایی که خود از دیر باز عمیقا درگیر در فعالیت های اشاعه ای و از عرضهکنندگان سلاح های شیمایی و فناوری مرتبط با سلاح های هستهای بوده اند، نمیتوانند مدعی داشتن نگرانی های اشاعه ای باشند
ممکن است بانیان قطعنامه به شما بگویند که به "نیات" ما اعتماد ندارند اما مشکل این است که "دستگاه نیت سنج" آنها سابقه ای مفتضحانه از عملکرد سوء مزمن از خود بر جای گذاشته است.
کافی است به این گفته مدیر سابق آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا، رابرت گیتس، در جلسه استماع کنگره در مارس سال توجه شود که ادعا کرده بود ایران در تلاش برای دستیابی به قابلیت سلاح های هسته ای بوده و اضافه کرد که بعید است ایران تا قبل از سال به این هدف دست یابد.
بعدا در نوامبر همان سال، همین سازمان سیا در پیش نویس گزارش "تخمینهای اطلاعاتی ملی" نتیجه گیری کرد که ایران در حال پیشرفت در زمینه برنامه تسلیحات نظامی بوده و میتواند سلاح هسته ای را تا سال توسعه بخشد اکنون همان دستگاه اطلاعاتی میگوید که این امر تا قبل از سال اتفاق نخواهد افتاد .
آنها از ابتدای دهه ایران را متهم میکنند که "قصد" دستیابی به سلاح هستهای دارد و از این اتهام به عنوان وسیله ای در جهت محروم کردن ایران از هر گونه فناوری هسته ای، از جمله حتی رآکتور آب سبک یا سوخت راکتور تحقیقاتی ساخت آمریکا، استفاده میکنند.
تعجب آور است که کدام "قصد ایران" یا کدام "نگرانی اشاعه ای" سبب شده تا بانیان اصلی قطعنامه امروز، ایران را در طی بیست و هفت سال گذشته از خرید هواپیماهای غیرنظامی یا قطعات یدکی آن محروم نموده و در نتیجه موجب به خطر افتادن ایمنی و جان مردم عادی ایران شوند، مردمی که بانیان قطعنامه این روزها به نحوی مزورانه سنگ آنها را بر سینه میزنند، بگذارید بگویم که این تلاش آنها نیز خریداری نخواهد داشت.
همانگونه که مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفته است: "بسیاری از آنچه را که شما در رابطه با ایران مشاهده میکنید، ارزیابی نیات است.
...اما یکی از درسهایی که از عراق آموختیم آن است که در واقع ما بایستی در نتیجه گیری هایمان بسیار بسیار دقیق عمل کنیم، چرا که این مسائل تفاوت میان جنگ و صلح را ایجاد میکند."
در رابطه با نیات و مقاصد، طرفداران عمده قطعنامه حاضر ممکن است به نحو سودجویانه ای ادعا کنند که به "نیات" ما اعتماد ندارند. این در حالی است که خود آنها به اندازه کافی گفتار و کردارهائی از خود بر جای گذاشته اند که هیچ کس در ایران و یا هیچ جای دیگری از جهان کمترین تردیدی را در رابطه با مقاصد (شوم) آنها به خود راه نمیدهد.
تنها کافی است سخنان تفرقه افکنانه و خطرناک اخیر نخست وزیر انگلیس را مورد توجه قرار دهید.
یا اینکه نگاهی به گزارش اوت کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان آمریکا در خصوص برنامه هسته ای ایران بیاندازید.
گزارش مذکور به نحو خطرناکی گمراهکننده است و نشان میدهد برخی جنگ افروزان تا کجا پیش میروند.
این گزارش به حدی گمراهکننده و بیاساس بود که آژانس بینالمللی انرژی اتمی را ناگزیر کرد تا اتهامات مطروحه در آن علیه ایران را شدیدا به چالش کشد.
در این رابطه آژانس در نامه خود بخشهایی از گزارش مزبور را "تنفرآور و متقلبانه" خواند و تاکید کرد که این گزارش حاوی"اظهارات نادرست و گمراه کننده" میباشد و در این زمینه ادله ای را نیز برای تکذیب مدعای اصلی این گزارش ارائه نمود.
آژانس همچنین تاکید نمود که گزارش حتی تحریفاتی جدی نسبت به یافته های آژانس بینالمللی انرژی اتمی در رابطه با فعالیت های هسته ای ایران در بر دارد .
آقای رئیس
در پایان تاکید میکنم که جمهوری اسلامی اعتقاد راسخ دارد که دوران سلاح های کشتار جمعی مدت هاست به سرآمده و این ابزار غیرانسانی قتل عام موجب ثبات داخلی یا امنیت خارجی هیچ کشوری نبوده و در آینده نیز نخواهد بود.
بر خلاف آنهایی که در پی تخریب معاهده عدم اشاعه و حقوق بینالملل به معنای عام آن هستند، ما منافع زیادی در حفظ،اجرای کامل، تقویت و جهانشمولی معاهده عدم اشاعه داریم.
تصمیم امروز شورا دقیقا در جهت عکس حرکت میکند و در این زمینه جای هیچ گونه تعجبی نیست زیرا که مشوقین اصلی این حرکت شورا از یک سو رژیمی است که عضو معاهده عدم اشاعه نبوده و از سوی دیگر ولی نعمت آن رژیم می باشد که خود بدون هیچ گونه پردهپوشی به تخریب این معاهده یا هر سند خلع سلاحی دیگر پرداخته است. هیچ یک از ما فراموش نکردهایم که در جریان نشست سران دولتها در سال گذشته، چه کسی با "قلم قرمز" مشهور خود حتی کلمه "خلع سلاح" را از سند سران حذف نمود.
همچنین ما بر این عقیدهایم که ایام قلدرمآبی و فشار و ارعاب توسط برخی دارندگان سلاح های هسته ای نیز به سرآمده است.
گفته میشود نیاز به اعتمادسازی وجود دارد، البته. همه ما به اعتمادسازی در این جهان پر آشوب نیاز داریم اما اعتماد تنها از گذر رعایت و اعمال بدون تبعیض قانون ایجاد میشود،این تنها معیار عینی است.
پذیرش هرملاک دیگری غیر از این، در واقع تن دادن به آمال زورمداران است. حقوق بینالملل و معاهدات بینالمللی را نمیتوان خودسرانه و سودجویانه هر روز به شکلی و بنا به منفعتی تفسیر مجدد نموده، تغییر داد یا برای آن خط قرمز دلبخواهی تعیین کرد، حتی اگر چنین کاری به نحو موذیانهای در قالب قطعنامهها تحمیل شده باشد.
چنین رویه ای برای همگان خطرناک است.
شورای امنیت میباید نخست مشکل بیاعتمادی جهانی به خود را از طریق احترام به آرای اعضای سازمان ملل متحد و عمل بر اساس دیدگاه های آنان، همانگونه که در ماده منشور موظف شده است، جبران نماید.
عده کثیری از اعضای ملل متحد، عضو جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی میباشند.
همین اکثریت اخیرا تاکید کردهاند که حق انتخاب و تصمیم گیری دولتها در زمینه استفاده صلح آمیز از فناوری هستهای و چرخه سوخت آنها باید محترم شمرده شود ."
آنها همچنین "نسبت به اعمال تهدیدات و فشارها از سوی برخی محافل مشخص بر ایران برای اعراض از حق ذاتیاش در توسعه انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز، ابراز نگرانی کرده اند."
این کشورها همچنین روشن ساختهاند که تهدید واقعی علیه صلح و امنیت بینالمللی در کجا قرار دارد و در همین رابطه "نگرانی عمیق خود را درباره کسب قابلیت هسته ای از سوی اسرائیل که تهدیدی جدی و مستمر علیه امنیت کشورهای همسایه و سایر کشورها میباشد، ابراز کرده اند."
آنچه اعضای سازمان ملل از شورای امنیت توقع دارند رسیدگی به این تهدید واقعی است.