jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۱۲۰۱۴۱۷ ۲۸ فروردين ۱۳۹۸  |  ۰۰:۰۱

مجید مجیدی به روایت مجتبی راعی در زادروز 60سالگی کارگردان بچه‌های آسمان

فیلمسازی که آثارش رنگ خدا دارد

کارگردان کاربلد و متشخص سینمای ایران.خلاق و با اخلاق.هوشمند و کاملا ایرانی.سازنده هشت فیلم سینمایی که همه آنها در ردیف بهترین‌‌‌های سینمای ایران قرار دارند و چند تایی هم جزو بهترین‌های سینمای جهانند.مجید مجیدی، کارگردانی که با فیلم بچه‌های آسمان در جهان درخشید، فیلمی که سینمای ایران را برای نخستین بار نامزد دریافت جایزه اسکار کرد.فیلمی که آنقدر تاثیرگذار بود که خلاصه فیلمنامه آن وارد کتاب‌های درسی ژاپن و آمریکا شد، قبل از این که خودمان به فکر چنین کاری بیفتیم. بدوک، پدر، بچه‌های آسمان، رنگ خدا،باران، بید مجنون ، آواز گنجشک‌ها و محمد رسول‌ا... (ص) فیلم‌هایی هستند که مجیدی در ایران ساخته و با آنها به جهانیان معرفی شده و درخشیده.این کارگردان دو سال قبل فیلم آن سوی ابرها را برای سینمای هند کارگردانی کرد. مجیدی که امروز وارد 60 سالگی می‌شود چند فیلم داستانی کوتاه هم دارد که به نظرم کم‌نظیرند؛ روز امتحان، آخرین آبادی و خدا می‌آید.به این‌‌ها باید چند فیلم مستند را هم اضافه کرد. این کارگردان متدین سینما فیلمی بنام رضای رضوان را در کارنامه خود دارد، فیلمی که درباره حرم امام رضا (ع) ساخته که بیشتر اتفاقات آن در یکی از کفشدار‌ی‌های حرم رخ می‌دهد. مجیدی که زاده تالش است ، در چند فیلم سینمایی بازی هم کرده، در دهه 60 که سینمای بعد از انقلاب به مرور پا می‌گرفت.بازی درخشان‌ او در فیلم‌‌‌هایی مانند تیرباران و بایکوت خبر از استعداد بی‌نظیر او در بازیگری می‌داد اما مجیدی بازیگری را ادامه نداد و تمرکز خود را بر کارگردانی گذاشت و تبدیل شد به کارگردانی بین‌المللی که مردم ایران را با همه خوبی‌ها وبدی‌‌هایش به جهانیان معرفی می‌‌کند.مجیدی اتفاقات روزمره زندگی را از فیلتر خود عبور می‌دهد،هر چقدر هم که سخت و طاقت‌فرسا باشند، رنگی به آنها می‌زند، تا حتی تلخی‌ها را هم کمی شاعرانه ببینیم شاید که امید و توکلمان به‌خدا پررنگ‌تر شود همانگونه که آخر همه فیلم‌های مجیدی با امید ختم به خیر می‌شود از پدر بگیر تا باران و بچه‌های آسمان و رنگ خدا و خدا می‌آید... در زادروز این کارگردان خوب و دوست‌داشتنی سینمای ایران با مجتبی راعی که از دوستان قدیمی مجیدی است هم‌صحبت شدم تا از زاویه نگاه این کارگردان مروری داشته باشم به کارنامه مجید مجیدی.

از چه زمانی با مجید مجیدی و سینمای او آشنا شدید؟
اوایل دهه 60 آقای مجیدی و تعدادی از جوانان آن زمان در حوزه هنری دور هم جمع شده بودند و فعالیت‌‌های فرهنگی و هنری داشتند.من هم که در حوزه هنری اصفهان فعالیت می‌کردم گاهی به تهران می‌آمدم و به حوزه هنری سری می‌زدم در همین رفت و آمد‌ها بود که با آقای مجیدی آشنا شدم.
او سینما را به طور تجربی آموخته است.پله پله بالا آمد و چون مسیر را به درستی طی کرد، توانست به بالاترین پله برسد و بدرخشد.
کارش را با تئاتر شروع کرد، بعد وارد سینما شد و فیلم کوتاه ساخت و در چند فیلم هم بازی کرد.نکته مهم این که سینما را بدرستی آموخت و هرگز به بیراهه نرفت، هدفش را گم نکرد.زنده یاد رسول ملاقلی‌پور، مرحوم سلحشور ، محسن مخملباف و چند جوان دیگر آن زمان در حوزه هنری فعال بودند و هدفشان فقط کار بود.
یادم هست ساده‌ترین غذاها را می‌خوردند و روی یک پتو در همان حوزه می‌خوابیدند و شب و روز با شوق تمام کار می‌کردند.همان زمان هم آقای مجیدی یکی از اعضای فعال و خوش فکر این حلقه بود.
فیلم‌های مجیدی سینمای قدرتمند و خلاق ایران را به جهان معرفی کرد، این کارگردان چه مسیری را طی کرد که به اوج رسید؟
خیلی‌ها در آن زمان به حوزه هنری رفت و‌آمد داشتند اما ماندگار نشدند.آقای مجیدی درخشید چون آرتیست بود و هنر در ذاتش وجود داشت. حوزه جایی بود که به مجیدی امکان داد هنر درونش را پیدا کند.اگر کسی هنرمند و آرتیست نباشد، اگر همه امکانات در اختیارش باشد، نهایتا تبدیل به یک تکنیسین خوب می‌شود.
مجیدی هنرمند بود و زمانی که در شرایط رشد قرار گرفت شکوفا شد و آثار درخشانی تولید کرد.البته این را هم بگویم هنر به تکنیسین هم نیاز دارد و نمی‌خواهم زحمات آنها را نادیده بگیرم. اما هنرمندانی مانند زنده یاد کیارستمی و مجید مجیدی ذاتا هنرمند هستند.
آیا مجید مجیدی را می‌توانیم در ردیف سینماگر مولف قرار دهیم؟
بله ! چون در داخل ایران، سینمای مشخص با امضای مشخص دارد. سینمایی که دیگران از آن تقلید می‌‌کنند.یادم هست بعد از ساخت و اکران فیلم رنگ خدا، در یکی از جشنواره‌‌های سینمای جوان به عنوان داور حضور داشتم.تعداد زیادی فیلم با محور کودک نابینا ساخته شده بود که یکی از آنها خوب بود و به آن جایزه دادیم.به باور من هر زمان که مجیدی به درون و دل خودش وفادار است، آثار درخشانی می‌سازد.
به خاطر دارم برای تماشای فیلم بچه‌های آسمان به سینما رفتم.اول فیلم با حجم زیادی از فقر شروع می‌شود، همان اول با خودم گفتم بروم این فیلم ارزش دیدن ندارد اما بنا به شرایطی در سالن سینما ماندم و فیلم را تماشا کردم و دیدم که فیلم به یک اتفاق شگفتی‌ساز تبدیل شد و خوب یادم هست که خوشحال شدم از این که سالن را ترک نکردم.
این اتفاق را در فیلم باران هم می‌توان دید؟
بله ! این فیلم به‌شدت فیلم مجید مجیدی است.فوق‌العاده زیباست.او سینمای خاص خودش را دارد و هر کجای جهان فیلمی از او ببینی متوجه می‌شوی که ساخته مجیدی است.این که کارگردانی در کشورهای مختلف فیلم بسازد، لقب بین‌المللی نمی‌گیرد.زمانی می‌توان به او این صفت را داد که زبان فیلم او را همه مردم جهان متوجه شوند. از طرفی باید در نوع خود بی‌نظیر باشد یعنی فیلمی بسازد که کارگردانان دیگر کشورها شبیه آن را نساخته باشند.مجیدی چنین امضایی دارد.کارهایش قابل تشخیص است و در همه جای دنیا با آثارش ارتباط برقرار می‌کنند.بچه‌‌های آسمان دقیقا همه این مختصات را داشت.سینمای آقای مجیدی نیازی به تحلیل یا تعریف ندارد.او در سینمای ایران جایگاه بسیار مهمی دارد همانگونه که عباس کیارستمی به عنوان هنرمند در هنر ایران و جهان تثبیت شد.
آنهایی که با مجیدی کار کرده‌اند درباره او می‌گویند بسیار سختگیر است و به‌شدت به جزئیات توجه می‌کند. شما این ویژگی‌های او را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
زمانی که یک هنرمند، تصمیم می‌گیرد امضایش را پای کارش ثبت کند، سختگیر هم می‌شود.همانگونه که کوراساوا سختگیر بوده و دیگر کارگردانان بزرگ دنیا.این کارگردانان باید به جزئیات توجه کنند چون اثر انگشت‌شان پای اثر می‌ماند و باید خطوط این اثر پررنگ باشد. اگر قرار باشد، یک یا دو خط از این اثر انگشت کم‌رنگ باشد یا نادیده گرفته شود امضا و اثر انگشت ماهیت خود را از دست می‌دهد.آقای مجیدی در زمان کار سختگیر و جدی است که به نظرم باید چنین باشد تا به هدفش برسد.

طاهره آشیانی
روزنامه‌نگار

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

هفته گذشته طالبان یورش برق‌آسایی به شهرستان «مایمی» در شمال‌ شرق افغانستان داشت.این منطقه روی خط مرزی این کشور با تاجیکستان و در استان بدخشان قرار دارد.

اسبی در غبار آمد

اسبی در غبار آمد

در نخستین ساعاتی که خبر شهادت شهید محسن فخری‌ زاده را شنیدم، نوشتن یک مثنوی را آغاز کردم: «سواری بر زمین افتاد و اسبی در غبار آمد/ غروب از جاده دردا باز اسبی بی‌سوار آمد». تا پاسی از شب بیدار بودم و شعر را بازنویسی می‌کردم.

چرایی پیک زمستانی کرونا

چرایی پیک زمستانی کرونا

وزیر بهداشت اعلام کرد پس از پیک پاییزه کرونا، یک پیک زمستانی نیز خواهیم داشت که به‌خصوص در استان‌های جنوبی کشور، باعث افزایش شیوع بیماری می‌شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر