به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از عصر دوم آبان سال گذشته و به دنبال کشف جسد مرد 45 سالهای در داخل گونی در لواسان در دستور کار پلیس قرار گرفت. بررسی جسد نشان داد، آثار ضرب و جرح بر روی بدن مقتول مشخص بود و علت مرگ خفگی بوده است. یک هفته پس از کشف جسد، ماموران با بررسی پرونده افراد ناپدید شده در پلیس آگاهی هویت مقتول به نام احمد را شناسایی کردند. پسر مقتول با مراجعه به پلیس اسلامشهر ناپدید شدن او را اعلام کرده بود. کارآگاهان به تحقیق از خانواده مقتول پرداخته و دریافتند، احمد، عصر یکم آبان برای اجاره دادن سولهاش در اسلامشهر از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته بود.
در ادامه مردی به نام اصغر 42 ساله که قصد داشت سوله را اجاره کند، شناسایی شد. اصغر به عنوان سرآشپز در یک کترینگ غذا مشغول کار بود. ماموران راهی محل کار اصغر شده و دریافتند همزمان با قتل او محل کارش را ترک کرده بود. ردیابیها نیز نشان داد، او در زمان قتل در لواسان حضور داشته است.
با گذشت پنج ماه از این جنایت، محل کار اصغر در یک سالن غذاخوری بین راهی در اتوبان قزوین ـ تبریز شناسایی و 21 فروردین ماموران او را دستگیر کردند.
مرد 42 ساله در همان تحقیقات مقدماتی به قتل احمد به درخواست همسر مقتول اعتراف کرد و گفت: همسر مقتول به نام مریم از حدود یک سال پیش و به عنوان مشتری به کترینگ غذا مراجعه میکرد و سفارش غذا میداد و همین موضوع زمینه آشنایی اولیه ما شد. در همان زمان متوجه شدیم که هر دو نفر متولد یک منطقه و بچه محل و هم زبان هستیم. در ادامه این آشنایی به تماسهای تلفنی و در ادامه ملاقاتهای حضوری کشیده شد. مریم با همسرش اختلافهای شدیدی داشت و احمد او را کتک میزد. به همین علت هیچ علاقهای برای ادامه زندگی با او نداشت اما نمیتوانست از او جدا شود. طی این مدت من با او همدردی میکردم تا اینکه یک روز مریم از من خواهش کرد تا همسرش را بکشم. با درخواست او مخالفت کردم اما مریم هربار درخواستش را با شدت بیشتری مطرح میکرد تا اینکه در برابر خواهش او تسلیم شدم.
اصغر درخصوص نحوه ارتکاب جنایت گفت: مریم مقداری پول به من داد و من با آن یک شوکر خریدم. او اطلاعات کاملی در خصوص سوله متعلق به همسرش داد و عنوان کرد که احمد قصد دارد تا سوله را اجاره دهد. به این بهانه با مقتول تماس گرفتم و پس از توافق بر سر قیمت اجاره سوله، از او دعوت کردم تا به محل کار من بیاید . زمان ملاقات را برای پس از تعطیلی کترینگ تنظیم کردم تا کسی حضور نداشته باشد با ورود مقتول به داخل آشپزخانه، از او دعوت کردم تا روی صندلی بنشیند و به بهانه آوردن چای به پشت یخچال رفته و شوکر را برداشتم. از پشت سر چند ضربه با شوکر به مقتول زدم. او روی زمین افتاد. بیحال شده بود و قدرت دفاع کردن نداشت. گردنش را فشار دادم و آنقدر نگهداشتم تا مطمئن شدم نفس نمیکشد. جسد را داخل یک کیسه بزرگ برنج قرار داده و کیسه را با پلاستیک مشکی بستهبندی کردم. جسد را پشت موتورسیکلت قرار داده و محکم بستم. به سمت منطقه لواسان حرکت کرده تا اینکه به یک کانال آب رسیدم. جسد را داخل کانال آب انداخته و به خانه برگشتم. فردای آن روز به محل کارم رفتم و پس از تسویه حساب از آنجا خارج شدم.
پس از اعترافات اصغر، ماموران بامداد پنجشنبه مریم را دستگیر کردند که او به مشارکت در این جنایت اعتراف کرد.
سرهنگ کارآگاه علی ولیپورگودرزی، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح هر دو متهم به مشارکت و ارتکاب به جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر و متهمان برای تحقیقات تکمیلی در اختیار پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم