در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من اگر روزی بخواهم فیلمی راجع به سیل خوزستان بسازم حتما این صحنه را در یک پلان شاهکار خواهم گنجاند و یک صدای کل کشیدن زنهای عشیره و یک صدای نیانبون و دمام هم بگذارم و به خورد مخاطب بدهم، مطمئنم خواهد ترکاند. سرداران فاتح از جنگ با اژدهای هزار سر برمیگردند؛ اژدهایی که خیس است و کثیف و بدبو و خانمانبرانداز. اما شکستش دادهاند، به بندش کشیدهاند، مهارش کردهاند و حالا حق دارند دورش برقصند و جشن فتح برگزار کنند. حالا 24 ساعت از پخش این ویدئوی غرورآفرین در فضای مجازی میگذرد. دلم ضعف میرود برای ذوق دختران جنوبی وقتی با شرمی شرقی ویدئو را برای دوستانشان در دورهمیهای زنانه بعدها، سالها بعد، پلی میکنند و ناخن حنا بستهاش را روی چهرهای مات و آفتابسوخته میگذارند و میگویند: ای جاسم مویه ... این عبدالقاهر مویه و خون توی شقیقههایشان بدود و کیف کنند.
اصلا به این کار ندارم که این کارشان جلوی سیل را صددرصد گرفته یا نه، اصلا نمیدانم این کارشان اصولی بوده یا نه و حتی نمیدانم الان در چه وضعیتی هستند، مهم این است که دلشان یکی شده. مهم این است که یک نفر شدهاند. ما خیلی نسل خوشبختی هستیم که این همدلی با شور و هیجان و بغضآفرین را دیدیم. خدایا این شادیهای حال خوب کن را در سرزمین ما بیشتر کن... .
محسن مسعودی
نویسنده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: