در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند روز است در معمولان هستید؟
پنج روز قبل برای تامین امنیت و همیاری به سیل زدگان به این شهر استان اعزام شدیم.
وضعیت شهر به چه صورت است؟
راه زمینی که تخریب شده و ما را به صورت هوایی به اینجا آوردند. سیل فروکش کرده و همه نیروهای امدادی و نظامی شبانهروزی تلاش میکنند تا مشکلات اهالی را رفع کنند.
درباره ماجرای نجات نوزاد دو ماهه بگویید.
بعضی مسافران نوروزی که زادگاهشان شهر معمولان است به خاطر تخریب راههای عبوری نمیتوانستند به محل زندگی خود بازگردند . به همین خاطر آنها را با بالگرد از شهر خارج میکردند. ما هم در محل فرود بالگرد حضور داریم تا اگر وسایلی ارسال میشود در تخلیه آن از بالگرد و همچنین سوار شدن مسافران به بالگرد کمک کنیم. این همیاری در کنار وظیفه اصلی ما برای تامین امنیت شهر است. روز جمعه حدود ساعت 11 صبح بالگرد با سوار کردن مسافران آماده پرواز شده بود که زنی همراه نوزادش با عجله سوار شدند. بالگرد به پرواز درآمد و از زمین فاصله زیادی نگرفته بود که متوجه شدم نوزاد از آغوش مادرش رها شد. سریع خودم را به مسیر سقوط نوزاد رساندم و او را در آغوش گرفتم.
بعد چه شد؟
خلبان دوباره فرود آمد و نوزاد را تحویل مادرش دادم.آنها خیلی زود دوباره پرواز کردند.
متوجه شدی چه کسی از صحنه نجات نوزاد عکس گرفت؟
نه. دخترم با من تماس گرفت و درباره ماجرای نجات نوزاد پرسید. تعجب کردم که او چطور متوجه ماجرا شده است. وقتی از او سوال کردم، گفت که عکس و خبرم همه جا پخش شده است.
بهخاطر این کار تشویق شدی؟
نمیخواستم این ماجرا رسانهای شود. به وظیفهام عمل کردم. لباس نیروی انتظامی را پوشیدم تا به مردم خدمت کنم. کاری را انجام دادم که وظیفهام بود و انتظار تشویق ندارم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: