این بستر میتواند بستر اجتماعی، فرهنگی یا حتی سیاسی باشد. اختلافاتی که بین اهالی و فرهنگیان استان سیستان و بلوچستان از یکسو و فیلم سینمایی «شعلهور» از سوی دیگر افتاده هم از این قاعده استثنا نیست. «شعلهور» در مقام یک اثر رسانهای قصهای را روایت میکند که در شخصیت اصلی آن در سیستان و بلوچستان، پیرنگهای خود را دنبال میکنند.
شخصیت اول قصه با بازی امین حیایی برای فرار از یکی از عادات ناپسند خود به سیستان و بلوچستان آمده و در نهایت خودش در بعضی عادات ناپسند ذهنی و اخلاقیاش غرق میشود. بستر اجتماعی و فرهنگی اثر در سیستان و بلوچستان روایت میشود. پس بافت فرهنگی و اجتماعی آن در ناخودآگاه ذهن هر مخاطبی بی ارتباط با آن جغرافیا و فرهنگ نیست. اینجاست که فراروایت فیلم از آن منطقه و آن فرهنگ ناخودآگاه، یک تصویر با مختصاتی خاص از آن دیار در ذهن مخاطب ترسیم میکند که تصویر مطلوبی برای کسی ندارد که در آن فرهنگ میزید. پر بیراه هم نخواهد بود که بعضی از ساکنان آن دیار زبان به گلایه از این اثر بگشایند. در ادامه نخبگان فرهنگی و اجتماعی استان هم منتقد تصویری شوند که «شعلهور» از دیار و بوم آنها بر پرده سینما به تصویر میکشد.
قضیه آنقدر جدی میشود که مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هم دست به ممیزی بزند و جلوی اکران این فیلم را در سینماهای سیستان و بلوچستان بگیرد. نوعی ممیزی که اتفاقا در صلاح فرهنگ و جامعه آن بوم است. سالهاست اهالی جنوب کشور از تصویری که از آنها در رسانهها بازنمایی میشود انتقاد دارند. سالهاست گلایه دارند از قابی که اهالی فرهنگ و رسانه از آن به استانشان مینگرند. کاش عوامل سازنده، ملاحظات این چنینی را در ساخت «شعلهور» مراعات میکردند تا کار به اینجا نرسد که یک اثر فرهنگی، موجبات دلخوری یک جماعت فرهنگی را فراهم سازد.
محمدصادق علیزاده
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم