سندی دیگر از رسوایی کاخ سفید

: باب وودوارد ، نویسنده و روزنامهنگار کهنهکنار و معروف روزنامه واشنگتنپست در کتاب جدید 576 صفحهایاش با عنوان دولت انکار یا دولت تکذیب State of Denial گفته است
کد خبر: ۱۱۹۶۴۰

که دولت امریکا حوادثی را که در عراق اتفاق میافتد ، بیش از حد سانسور میکند و آن طور که باید و شاید به وضعیت بحرانی موجود در عراق اشاره نمیکند. وی در کتاب جدیدش به جزئیات این موضوع پرداخته است. گفتنی است، این کتاب هم اکنون به چاپ سوم رسیده است.
وودوارد بهتر از هر فرد دیگری به سیاستگذاران کاخ سفید در دوران ریاست جمهوری جورج بوش دسترسی داشته است. وی همچنین در مصاحبهای پیرامون کتابش فاش کرده که هنری کیسینجر ، وزیر خارجه پیشین امریکا به یکی از مشاوران ثابت رئیس جمهور کنونی امریکا بدل شده است. کتاب دولت انکار ادامه کتاب پیشین او با عنوان کاخ سفید بوش است که در آن جزئیات دقیقی از این که در کاخ سفید چه کسی حرف اصلی را میزند؛ و چه کسی اجرا میکند ، طرح شده بود. با این حال در آن کتاب وودوارد از رئیس جمهور امریکا انتقاد نکرده بود. وی در خصوص کتابش میگوید: بسیاری از مردم، اطلاعات طبقهبندی شده دولتی را نمیدانند ، در حالی که این اطلاعات حق طبیعی مردم است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس چندی پیش از نیویورک گزارش کرد که در نوبت سوم انتشار این کتاب 900 هزار نسخه به چاپ رسیده است. دولت تکذیب یا دولت انکار در حال حاضر در صدر کتابهای پرفروش آمازون کام و بارنز و نوبل کام است. این کتاب ضمنا به فروش بیشتر کتابهایی که به انتقاد از جورج بوش، رئیسجمهور امریکا میپردازند مثل فاجعه اثر تامس ریکز کمک کرده است. شهرت وودوارد به عنوان گزارشگر روزنامه واشنگتن پست که باعث افشاگری واترگیت شد و دستیابی وی به مقامات ارشد دولت امریکا حتی ریاست جمهوری باعث فروش زیاد کتابهای وی از جمله بوش در جنگ و برنامه حمله شده است.
به نظر میرسد وودوارد پس از رسوایی واترگیت که به استعفای ریچارد نیکسون منجر شد، اینک به سراغ جورج دبلیو بوش رفته است.
انتشار جدیدترین کتاب باب وودوارد با توجه به برداشتهای مختلفی که از عنوان این کتاب وجود دارد ، ترجمههای مختلفی از آن شده است که برخی از آنها عبارت است از:"دولت انکار" ، "دروغ بزرگ" ، "حکومت حاشا" و "وضعیت انکار" جدیدترین اثر وودوارد 63 ساله برخلاف 2 کتاب دیگر این تریلوژی (سهگانه) با استقبال جمهوریخواهان مواجه نشده است. نخستین کتاب از این سهگانه که درباره حکومت بوش بود و با عنوان "بوش در جنگ" منتشر شد، به مذاق اهالی کاخ سفید خوش آمد. این کتاب پیامدهای بلافصل و فوری حادثه 11 سپتامبر را بررسی میکند.
دومین کتاب از این مجموعه که "طرح حمله" نام گرفت، به بررسی مقدمات جنگ عراق میپردازد. علاقه جمهوریخواهان به کتاب "طرح حمله" به حدی بود که بسیاری از آنها در دوران مبارزات انتخاباتی بوش برای به دست آوردن دوباره کرسی ریاست جمهوری ، این کتاب را در فهرستی که برای مطالعه توصیه میکردند ، قرار داده بودند ، اما در برابر تازهترین کتاب وودوارد نمیتوان گفت مانند گذشته رفتار کردند. کاخ سفید در واکنش به انتشار این کتاب حالت تهاجمی به خود گرفته و به برخی از موارد مطرح شده در آن حمله کرده است.
در حالی که لحن 2 جلد قبلی از تریلوژی وودوارد نسبت به ریاست جمهوری بوش مهربانانه انگاشته شده بود، جدیدترین عضو این مجموعه بشدت ناخوشایند به نظر میآید. وودوارد در کتاب تازه خود حکومتی را تصویر کرده که بر اثر درگیریها دو پاره شده است و دونالد رامسفلد که تنها از سوی رئیس جمهور و معاونش دیک چنی حمایت میشود ، ژنرالها و همکارانش را در تیم امنیت ملی نادیده میگیرد. باب وودوارد در کتابش (همان گونه که از عنوانش نیز برمیآید) به این نکته اشاره میکند که با وجود پیشبینی کارشناسان و مشاوران اطلاعاتی رئیسجمهور امریکا مبنی بر وخامت بیشتر وضعیت امنیتی عراق، بوش همچنان بر دیدگاه خوشبینانه و سادهلوحانه خود درباره جنگ عراق پافشاری میکند.
وی میگوید: هر هفته میان 800 تا 900 حمله علیه نیروهای امریکایی و دیگر کشورهای حاضر در عراق انجام میشود؛ این یعنی بیشتر از 100 حمله در روز. با این وجود دولت بوش تاکید دارد که اوضاع عراق رو به بهبودی است! از سوی دیگر ، زمان انتشار کتاب وودوارد برای حکومت امریکا بدتر از این نمیتوانست باشد. کتاب درست در شرایطی روانه بازار شده که تنها چند هفته تا انتخابات میان دورهای نوامبر سنا و کنگره ، زمان باقی مانده بود. امنیت ملی مسالهای است که جرج بوش خود را پیگیر سرسخت آن جلوه میدهد با وجود این ، انکار بزرگ به دشواری ، تصویری که حاکی از صلاحیت و کفایت او در امور مربوط به امنیت ملی امریکا باشد ، ارائه میکند. چنین به نظر میرسد همان گونه که باب وودوارد پس از انتشار 2 کتاب غیرانتقادی، اینک اگر چه دیر هنگام، نوک پیکان انتقادش را متوجه کاخ سفید کرده است.
دیوید کار ، خبرنگار نیویورک تایمز و رقیب سرسخت واشنگتن پست ، در یادداشتی با عنوان "گزارشگری که گوی سبقت را از روزنامهاش ربود"، کتاب باب وودوارد را این گونه توصیف میکند: دستاوردهای حقیقی کتاب "دولت انکار" به لحاظ ژورنالیستی چندان گسترده نیست. 3 کتاب لازم بود تا وودوارد به نتیجهای برسد که هزاران وبلاگ نویس سالها پیش از آن خبر داده بودند: حکومت بوش ترکیبی از آدمهای است که جنگ را دوست دارند و البته به نظر نمیرسد در آن مهارتی داشته باشند. همه میدانند این افراد حتی به روی هم نیز اسلحه میکشند. با وجود این ، تردیدی نیست که "دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است". در این خصوص باب وودوارد هم گرچه دیر به نتیجه رسید: اما این مساله بهتر از هیچ است.
کتاب وودوارد حاوی نکات جالب توجه و در عین حال خیرهکنندهای است ، مانند تداوم تاثیر و نفوذ هنری کیسینجر در کاخ سفید. کیسینجر در دوره ریچارد نیکسون ، معلم او در زمینه سیاست خارجی محسوب میشد و مهندسی خروج امریکا را از ویتنام به عهده داشت. به نوشته وودوارد ، کیسینجر ، مشاور دائمی کاخ سفید بوش است به گونةای که او را میتوان یکی از اعضای خانواده بوش دانست. باب وودوارد در مصاحبه با برنامه 60 دقیقه شبکه تلویزیونی که سی بی اس در این خصوص گفت: کیسینجر دوباره خود را درگیر جنگ ویتنام کرده است، زیرا به نظر او ، مساله امریکا در ویتنام از دست دادن اراده بود. توصیه کیسینجر به بوش بر این موضوع استوار است که تنها استراتژی معنادار برای خروج از عراق، پیروزی است. کتاب وودوارد اگر متضمن افشای هیچ چیزی نباشد ، حداقل روشن میکند اهالی کهنهکار سیاست خارجی ایالات متحده از کیسینجر گرفته تا چنی و رامسفلد همچنان تحت تاثیر نفوذ و تسلط فوقالعاده جنگ ویتنام قراردارند و دامنه این تاثیرگذاری به حدی است که حتی امریکا و ویتنام را به یکدیگر پیوند داده است.
روزنامه امریکایی لسآنجلس تایمز در این باره نوشت: چنی و رامسفلد در دوران حکومت نیکسون و فورد ، جوانان سرزندهای بودند که در راه رسیدن به قلههای قدرت گام برمیداشتند و هر کدام از آنها (در حالی که دیگری نیز فکر مشابهی در سر داشت) خود را "رئیسجمهور آینده امریکا" میپنداشتند. اگر چه فاجعه آسیای جنوب شرقی (ویتنام) گزند چندانی به آنها وارد نکرد ؛ اما به طور حتم لکه ننگی در کارنامه آنها بر جای گذاشت. جنگ عراق ، بگومگوی پچیده بر سر جاسوسی داخلی (سرک کشیدن به زندگی خصوصی شهروندان امریکایی) ، زندانیان سیاسی و یکپارچگی قدرت اجرایی همه موضوعاتی است که به نظر کیسینجر، چنی و رامسفلد با مساله ویتنام در ارتباط است. چندین دهه است که چنی ، رامسفلد و کیسینجر متقاعد شدهاند تمام نتایج غلط دولتی و تاریخی که در ایالات متحده به بار آمده، ریشه در ویتنام دارد.
مداخله درامور امریکای مرکزی (در دوران ریگان) ، نخستین گام برای امحای این نتایج بود: اگر چه که در ورطه رسوایی "سلاح در برابر گروگانها) (ایران - کنترا) گرفتار آمد. همین که بوش، عنان اختیارش را به دست آنها سپرد، تبدیل به ابزاری شد که چنی ، رامسفلد و کیسینجر از آن برای محو تاریخ 30 ساله جنگ ویتنام و نیز التیام آزردگیهای دیرپای ناشی از شکست تجربیات دوران جوانی برای رسیدن به قدرت استفاده کردند. تجربیاتی که به شکست ، مرگ و مصیبت انجامید.
وودوارد در بخشی از کتاب خود به حرفهای رد و بدل شده در گفتگوی باربارا بوش ، مادر رئیسجمهور بوش و یک دوست خانوادگی در ژانویه 2003 اشاره کرده که حاکی از تردید آنها درباره جنگ است. ظاهرا در این گفتگو مادر جرج دبلیو بوش به صورت محرمانه به دوستش میگوید، همسرش (بوش پدر) یقینا نگران است و به همین دلیل بیخواب شده و شبها تا پاسی از شب بیدار میماند. اما گویا این تردیدها با بوش در میان گذاشته نشد.
وودارد به انعطافناپذیری بوش و اصرار او بر درستی رویهاش در عراق اشاره کرد و جمله ای را که در یک ملاقات مهم با همقطارانش در حزب جمهوریخواه بر زبان آورده بود، مورد توجه قرار داد. بوش در آن دیدار گفته بود: من عقبنشینی نخواهم کرد حتی اگر لورا (همسرش) و بارنی (سگ اسکاتلندی مورد علاقهاش) تنها حامیان من باشند.

عراق ، پروندهای که همچنان باز است
وووارد در کتاب جدید خود نوشته است: کاخ سفید جنگ عراق را سمبل کرده و بوش نیز افکار عمومی جامعه امریکا را در مورد میزان خشونت این جنگ گمراه نموده است. واقعیت این است که روزنامهنگاران اندگی در واشنگتن میتوانند کاخ سفید را اینچنین مورد انتقاد صریح قرار دهند و به تکاپور بیندازند و بدون شک باب وودوارد یکی از آنهاست. کتاب آخر او دولت انکار ، روایتی انتقادی از سیاستهای کاخسفید پس از حمله به عراق است.
خلاصهای از این کتاب در روزنامه نیویورکتایمز منتشر شد و به نوشته نیوزویک کاخ سفید حالا در وضعیت کنترل خسارت قرار گرفته است. وودوارد در 2 کتاب اولش درباره اشغال موفقیتآمیز عراق و جنگ افغانستان با رئیسجمهوری مهربان برخورد کرده بود. این یکی اما کاملا فرق دارد. وودوارد میگوید: به اسناد و واقعیتهای جدیدی دست یافتم. او از 34 سال پیش تاکنون خبرنگار و ویراستار واشینگتنپست است. اولین کتابش "همه مردان رئیسجمهور" را در سال 1974 با همکاری "کارل برنستاین" نوشت که داستان رسوایی واترگیت بود. سلسله گزارشهای این دو خبرنگار در واشینگتنپست باعث خداحافظی زودهنگام ریچارد نیکسون، رئیسجمهوری وقت امریکا از کاخ سفید شد. او در آخرین کتابش دونالد رامسلفلد ، وزیر دفاع بوش را هدف قرار داده است.
به اعتقاد بسیاری از آگاهان سیاسی، انتشار کتاب وودوارد در آستانه انتخابات میاندورهای سنا و کنگره تاثیر زیادی بر آراء رایدهندگان گذاشت.
این سومین کتاب باب وودوارد درباره دولت بوش پس از 11 سپتامبر است و بدون شک غیردوستانهتر از 2 کتاب اول. این قابل پیشبینی بود. وودوارد در مصاحبههای ماههای اخیرش با لحنی خصمانهتر و تهاجمیتر مقامات بلندپایه را به چالش میکشید. دونالد رامسلفلد ، وزیر دفاع دولت بوش هدف اصلی این خبرنگار کهنهکار واشنگتنپست بود. خبرنگاری که 3 دهه پس از گزارش واترگیت ، هنوز بهترین روایتگر ماجراهای مخفی و خصوصی کاخ سفید است. مشاوران به رئیسجمهوری و معاونش پیشنهاد کرده بودند این بار مصاحبه با وودوارد را نپذیرند ؛ اما او باهر کسی جز جورج بوش و دیک چنی صحبت کرد.
علاوه بر این باب وودوارد خود خلاصهای 5198 کلمهای را در اختیار هفتهنامه معتبر نیوزویک گذاشت و البته این خلاصه کتاب به گزارش اصلی نیوزویک تبدیل شد.

آغاز جنجال
هنگامی که دولت انکار به کاخ سفید رسید ، تیمی از دستیاران مطالعه دقیق کتاب 576 صفحهای را با هدف اشکالگیری آغاز کردند. کاخ سفید تلاش کرد بر شماری از افشاگریهای وودوارد انگ کهنه بودن بزند ، مانند صحنهای که بوش درخواست برای اعزام نیروی بیشتر به عراق را نمیپذیرد. کاخ سفید توصیفات وودوارد از تنش میان نزدیکان بوش را تکذیب یا در مقابل آنها بیتفاوتی پیشه کرد.
یکی از دستیاران بوش به خبرنگاران گفت: لورا، همسر بوش هیچ گاه خواستار برکناری رامسفلد نشده است. البته گزارشهای دیگر براحتی تکذیب شدنی نیستند. کاخ سفید هم در این موارد تلاش زیادی نمیکند. به نوشته وودوارد ، اندی کارد ، رئیس سابق کارکنان کاخ سفید تلاش گستردهای را برای خروج رامسفلد از کابینه آغاز کرده بود. تونی اسنو سخنگوی کاخ سفید خواست تمامی ادعاهای کتاب را با این جملات بیاعتبار کند: کتاب وودوارد مانند پشمک است. دست بزنی آب میشود! با این حال، کاخ سفید نمیتواند نقل قولهای مستقیم از کارد را تکذیب کند. اما این تشبیه جالبی نیست، بهتر است کتاب را به سازی پرصدا تشبیه کنیم.
ارکستر کتاب، تردیدهایی بدآهنگی را از روش اداره جنگ عراق از سوی دولت بوش پخش خواهد کرد. در صحنهای دیگر ، تنها انتخابات میان دورهای سنا و کنگره ماه نوامبر است و بوش و همراهانش تلاش میکردند با امنیتی ساختن فضای انتخابات امریکا توجه رایدهندگان را از جنگ عراق به تهدیدات تروریستی جلب کنند. اما عراق هر روز به تیتر یک روزنامهها تبدیل میشد. پیش از انتشار کتاب وودوارد ، افشای بخشهایی از گزارش محرمانه مرکز برآورد اطلاعات ملی درباره خطرات تروریسم باعث شد عراق دوباره به کانون توجهات بازگردد.
بوش زیر فشار جان نگروپونته ، رئیس سازمان اطلاعات ملی را مجبور کرد خلاصهای 3 صفحه و نیمی از گزارش را منتشر کند تا مردم خود قضاوت کنند. بر اساس این گزارش جنگ عراق به ضرر پیکار جهانی علیه تروریسم بوده و این کشور به مرکز آموزشی تروریستها تبدیل شده است.
به هر حال، نگروپونته بخشهایی را خلاصه کرد که طبق آن خروج نیروهای امریکایی از عراق اوضاع را وخیمتر میکند. اما این برای رایدهنده امریکایی راضیکننده نبود و همان طور که شاهد بودیم ، جمهوریخواهان سنا و کنگره و تعدادی از فرمانداریها را به رقیبان دموکرات خود واگذار کردند.

پس از رامسفلد نوبت کیست؛
پس از انتشار کتاب وودوارد، دموکراتها و تعداد اندکی از جمهوریخواهان دوباره خواستار استعفای رامسفلد شدند؛ اما پیشبینی این احتمال که بوش قبل از انتخابات میاندورهای وزیردفاعش را از کابینه مرخص کند ، کم بود. او هیچ وقت حاضر نیست نقش یک شکستخورده را بپذیرد.
رامسفلد تاکنون درباره کتاب سخنی نگفته است؛ اما یک مقام بلندپایه کاخ سفید که نخواست نامش فاش شود: میگوید که امنیت شغلی رامسفلد در دولت بوش تضمین شده است. بوش پس از انتشار کتاب غیر از نزدیکان همیشگی با دیگران هم در این مورد صحبت کرده است.
آن مقام ناشناس کاخ سفید از شخص خاصی اسم نبرد؛ اما رئیسجمهور امریکا در چنین مواردی عموما با هنری کیسینجر، وزیر اسبق امور خارجه و جیمز بیکر وزیر خارجه دولت پدرش گفتگو میکند.
به گفته مقام ناشناس کاخ سفید ، مشاوران خارج از حلقه نزدیکان بوش هم به او توصیه کردهاند که رامسفلد باید بماند. مقام ناشناس در پایان میگوید: البته من آینده را پیشبینی نمیکنم.
ولی به هر حال ، پس از پایان نتیجه انتخابات، بوش رامسفلد را از کابینهاش مرخص کرد. وودوارد در کتابش رامسفلد را گردن کلفت اما ضعیف نشان داده است. تصویر بوش هم آنقدرها بهتر نیست. بوش در کتاب خوش مشرب و شوخ است؛ اما زیاد در مسائل جدیت به خرج نمیدهد. کابینه جنگی او ناکارآمد است. طبق کتاب ، کاندولیزا رایس احساساتی تصویر شده است. به نوشته کتاب، او به بوش گله کرده که رامسفلد به تلفنهایش جواب نمیدهد.
پس از نتایج انتخابات میاندورهای سنا و کنگره و کنار رفتن رامسفلد از تیم جنگطلببازهای کاخ سفید اینک این پرسش پیش میآید که نفر بعدی کیست؛ و شوک بعدی انتخابات 7 نوامبر همراه با افشارگریهای تازه بر پیکر نومحافظهکاران چه مهرهای را شطرنج کاخ سفید بیرون میاندازد؛
براساس نوشتههای وودوارد، دولت بوش در ماجرای عراق تنها بدشانس نبود. آنها خودسرانه چشمشان را بر مخاطرات حمله و اشغال کشوری بزرگ، زخم خورده و چند پاره بستند. رایس و کالین پاول، وزیر خارجه امریکا در زمان حمله خواهان برنامهریزی بیشتر برای عراق پس از جنگ بودند؛ اما رامسفلد تنها به حمله سریع فکر میکرد و بالاخره او بود که توانست موافقت بوش را جلب کند. پس از آن قرار بود کنترل کشور به دست گروهی توانمند از عراقیان سپرده شود. اما درگیری بر سر نقش عراقیان تبعیدی در کنترل عراق باعث شد کاخ سفید تصمیم دیگری بگیرد.
کنترل سراسر عراق را به پل برمر سپردند. در آن روزها رامسفلد از پذیرش درخواست برمر برای اعزام نیروی بیشتر سر باز زد. نیرویی که برای یک اشغال طولانی مدت ضروری بود. وودوارد مینویسد: وقتی ژنرال جی گارنر مردی که برمر در بغداد جانشین او شده بود در ژوئن 2003 به واشینگتن بازگشت، به رامسفلد گفت ایالات متحده در عراق 3 تصمیم وحشتناک گرفته است ادارات دولتی را پاکسازی کرده، ارتش را منحل و رهبری موقت یک گروه از دولتمردان عراقی بر کشور را نپذیرفته است. رامسفلد به او گفت: جای نگرانی نیست. من فکر نمیکنم کار دیگری میتوانیم بکنیم. ما همانجا هستیم که باید باشیم.

انگلیس ، رفیق فریبخورده
در قسمتی دیگر از کتاب وودوارد مینویسد: افشای دروغهای جرج بوش، رئیسجمهوری امریکا درخصوص جنگ عراق سبب شد بحران به وجود آمده در کاخ سفید تا دو سوی آتلانتیک هم گسترش یابد.
وودوارد مینویسد رئیسجمهوری امریکا با یکی از سختترین نزاعها در زندگی سیاسی خود روبهرو شده است.
که آیا وی مردم امریکا را به خاطر تشدید خشونت ها در عراق فریب داده است. البته بحران به وجود آمده به دو سوی آتلانتیک هم کشیده شد و آن این که آیا دولت امریکا اطلاعات مهم عراق را از همپیمانان انگلیسی خود مخفی نگاه داشته است. وی خاطرنشان میکند: جرقه این بحران زمانی صورت گرفت که کتاب جدیدم از بسیاری حقایق پرده برداشت. اولین گفتگوی تلویزیونی وودوارد در برنامه "60 دقیقه" تلویزیون سی بی اس نمایش داده شد که پیشبینی میشد نزاع گستردهای را درباره مدیریت جنگ عراق به راه بیندازد که البته اینچنین نیز شد. وودوارد گفت: که بوش و مقامهای ارشد امریکا جدیت خشونت د رعراق را از بریتانیا مخفی نگاه داشتهاند.
وودوارد در گفتگوی خود دولت بوش را متهم کرد که اوضاع واقعی در عراق را از مردم امریکا مخفی نگاه داشته و سطح واقع خشونتها را کم اهمیت جلوه داده است در این حال تونیبلر، نخستوزیر انگلیس از افشای این مساله که واشنگتن اطلاعات کلیدی درخصوص عراق را از این کشور دریغ کرده، عصبانی شده است. همچنین در برخی موارد کارکنان انگلیسی که هواپیماهای امریکایی را در عراق به پرواز درآوردهاند، دستیابی به نظام نامههای خلبانی را منکر شدند.
اما این در حالی است که داونینگ استریت هیچگونه توضیحی در اینباره ارائه نکرد. در این کتاب آمده است: هماکنون در هر ساعت 4 حمله در عراق صورت میگیرد و سال آینده این مساله بدتر خواهد شد. وودوارد در قسمتی دیگر از کتابش مینویسد: که دولت بوش درباره سطح خشونتها در عراق بویژه علیه نیروهای امریکایی حقیقت را نگفته است. وودوارد در اینباره و در گفتگو با شبکه خبری سی.بی.اس، همچنین پیشبینی کرد که سال آینده، با افزایش خشونت در عراق، وضعیت این کشور بدتر شود.
وودوارد که با مایک والاس، خبرنگار این شبکه در برنامه 60 دقیقه صحبت میکرد، گفت: هنری کسینجر همچنین از جمله کسانی است که بوش را در سیاست خارجی راهنمایی میکند. وی همچنین گفت که هر 15 دقیقه یک حمله به نیروهای ائتلاف صورت میگیرد و این حقیقت شوکآوری است که دولت آن را مخفی نگهداشته است. نویسنده طرح جنگ مینویسد: محلهایی وجود دارد که هر هفته در آنجا 800 تا 900 حمله علیه نیروهای ائتلاف صورت میگیرد و سهم روزانه این حملات بیش از 100 حمله است که یک حلمله در هر 4 ساعت به نیروهای امریکا صورت میگیرد. برخلاف آنچه کاخ سفید و پنتاگون به مردم میگویند، اوضاع روزانه بدتر میشود و حقیقت این است که براساس برآوردهای اطلاعاتی ، سال آینده اوضاع بدتر میشود و شما میبینید که رئیسجمهور و پنتاگون در ملاء عام میگویند همه چیز در حال بهتر شدن است.
رئیسجمهور و معاونش اغلب با هنری کسینجر سیاستمدار کهنهکار و وزیر امور خارجه اسبق امریکا دیدار میکنند و از او به عنوان یک مشاور استفاده میکنند و آنچه که کسینجر میگوید این است که پیروزی تنها استراتژی با معنیای است که وجود دارد و این بسیار فریبنده است. به عقیده وودوارد کسینجر بار دیگر نقشی که در جنگ ویتنام ایفا کرد، بازی میکند.
به هر حال، در کتابهایی مثل کتاب دولت انکار وودوارد که قصد روایت گذشتهای نزدیک را دارند، همیشه این خطر وجود دارد که مقامات دولتی سابق نقش خود را در ماجراها کمرنگ و پررنگ کنند. یکی از منابع اصلی کتاب وودوارد جورج تنت، رئیس سابق سیا بوده است. در دولت انکار تنت درباره حمله به عراق کاملا مردد نشان داده شده است؛ اما تاریخ نشان داده همه اینها باعث نشد او نگرانیهایش را با صدای بلند اعلام کند.
واضح است لحن دولت انکار کتاب آخر وودوارد با دو کتاب قبلیاش پس از 11 سپتامبر قابل مقایسه نیست. او در گفتگو با هاوارد کورتز ، منتقد رسانهای روزنامه واشنگتن پست میگوید: لحنم انتقادیتر شده ، چون به حقایق جدیدی دست یافتم. آرزو میکنم کاش در کتابهای قبلیام به این نتایج رسیده بودم کتاب دولت انکار وودوارد، مانند دیگر نوشتههای انتقادی علیه جنگ ، تنها پیشنویسی از تاریخ است. اما آیا با هر افشاگری تازه، و با نشان دادن هر تصویر جدیدی از اتفاقات داخلی کاخ سفید و پنتاگون پیش و پس از حمله به عراق، دولت بوش با احتیاط بیشتری تصمیم خواهد گرفت؛
به هر حال شاید برای شما نیز پس از خواندن این کتاب این پرسش مطرح شود که آیا بوش در برخورد احتمالی با تحولات جهانی نظیر پرونده هستهای ایران، از این گذشته تاریک درس میگیرد؛ چیزی که پاسخ به آن را فقط گذشت زمان مشخص میکند.


ارسلان مرشدی
منابع: هفتهنامه نیوزویک ، روزنامه نیویورک تایمز


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها