به گزارش جامجم، زمستان امسال دختر جوانی به نام شیدا به پلیس آگاهی تهران رفت و از دو پسر که وی را آزار داده بودند شکایت کرد. دختر 21ساله به ماموران گفت: مدتی پیش با پسر جوانی به نام جواد در اینستاگرام آشنا شدم. به من ابراز علاقه کرد و گفت قصد ازدواج دارد. جواد میگفت لیسانس شیمی دارد و بعد از پیدا کردن کار میخواهد با من ازدواج کند. من که وابسته او شده و به او اعتماد داشتم یک روز به خانه عمویش رفتم، اما او همراه پسرعمهاش مرا مورد آزار قرار داد .
با شکایت این دختر، وی به پزشکی قانونی معرفی شد. وقتی پزشکی قانونی ادعای وی مبنی بر آزار و اذیت را تایید کرد جواد و پسر عمهاش به نام افشین بازداشت شدند، اما خودشان را بیگناه خواندند .
دو پسر جوان ادعا کردند با میل دختر جوان با او رابطه برقرار کردهاند. در این میان و با تکمیل تحقیقات پلیسی تعداد زیادی عکس و فیلم سیاه که بین آنها رد و بدل شده بود نیز به دست آمد و دو متهم با قرار دو میلیارد تومانی آزاد شدند .
آنها دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند. در ابتدای این جلسه شیدا برای متهمان اشد مجازات را خواست. سپس جواد در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: من لیسانس شیمی دارم. تازه خدمت سربازیام تمام شده بود و با اسنپ کار میکردم و میخواستم آتشنشان شوم که از طریق اینستاگرام با شیدا آشنا شدم و او را فالو کردم. گاهی اوقات برایش پیام میفرستادم تا اینکه بعد از مدتی با او قرار ملاقات گذاشتم و به دیدنش رفتم. رابطه ما با هم نزدیکتر شد تا اینکه او را به خانه عمویم در حوالی خیابان نیروی هوایی تهران دعوت کردم.
وی ادامه داد: عمویم در یکی از خانههایی که پدرم دارد اجارهنشین است. به همین خاطر شیدا را به آنجا دعوت کردم. من و شیدا در خانه عمویم تنها شدیم و من با میل خودش با او رابطه برقرار کردم. عکسها و فیلمهای رد و بدل شده بین ما نیز نشان میدهد او خودش به برقراری این رابطه تمایل داشته، اما حالا علیه من شکایت کرده و ادعا میکند من او را آزار دادهام. سپس افشین 20ساله روبهروی قضات ایستاد و گفت: من هم با اسنپ کار میکردم و میدانستم مدتی است پسرداییام با دختر جوانی از طریق اینستاگرام آشنا شده است. من هم اولین بار از طریق اینستاگرام با شیدا آشنا شدم و پس از مدتی او را ملاقات کردم. او از من خواست تا با هم رابطه داشته باشیم. به همین خاطر او را به خانهمان دعوت کردم. من آدرس خانه پدریام را به شیدا دادم و او با اسنپ به آنجا آمد. حتی او از طریق اینستاگرام با چند نفر از دوستانم هم آشنا شده و از من خواسته بود تا آنها را هم به خانهمان دعوت کنم، ولی حالا ادعا میکند من و جواد به زور او را آزار دادهایم. او این ادعا را به دروغ مطرح کرده تا ما را به دردسر بیندازد.
با پایان دفاعیات دو متهم هیات قضایی وارد شور شدند تا رای صادر کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم