به گزارش جامجم، روزهای پایانی هفته گذشته پسر 25 سالهای که مقیم انگلستان است، با حضور در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از نامادری 30سالهاش بهخاطر حبس پدرش در خانه شکایت کرد.
با دستور بازپرس جنایی، پرونده برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی منتقل شد.
شاکی به افسر تحقیق گفت: زمانی که مادرم فوت شد نزد عمهام به انگلستان رفتم و سالهاست آنجا زندگی میکنم. مدتی پیش متوجه شدم پدرم بیمار شده و مبتلا به تومور مغزی است. بنابراین تصمیم گرفتم برای ملاقات او به تهران بیایم. از دو ماه پیش که با خانه و تلفن همراه پدرم که تاجر 65 سالهای است، تماس میگیرم پاسخگو نیست. از طریق دوستانم خواستم آنها برای سرکشی بروند و درباره وضع پدرم مرا با خبر کنند که اعلام کردند نامادریام اجازه ورود آنها را به خانه ویلایی پدرم نداده و مدعی بود پدرم به خارج از کشور سفر کرده است. دلنگران وضع پدرم شدم و تصمیم گرفتم خودم از انگلستان به تهران سفر کنم، اما زمانی که مقابل خانه پدریام رفتم، نامادری 30سالهام اجازه ورود نداد و مدعی شد پدرم بیمار بوده و دیگر در این خانه زندگی نمیکند و خبری از وی ندارد. از طریق همسایهها متوجه شدم این زن دروغ میگوید و پدرم در خانه است.
با توجه به گفتههای پسر جوان، نامادری و پدر او برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی فراخوانده شدند. پدر خانواده گفت: من چون بیمارم و تومور مغزی دارم، باید استراحت میکردم تا حالم بهتر شود. خبر نداشتم پسرم برای دیدنم به ایران آمده است.
نامادری شاکی هم گفت: شوهرم تومور مغزی دارد و عمل کرده است. پزشکان گفتهاند که 9 ماه بیشتر زنده نیست. پسر همسرم در این مدت مقابل خانه نیامده است.
در ادامه ماموران به تحقیق از همسایهها پرداختند که معلوم شد شاکی بارها برای دیدن پدرش به خانه ویلایی رفته، اما نامادری اجازه ورود نداده است.
تحقیقات از نامادری شاکی برای مشخص شدن اینکه چرا او شوهرش را غیرقانونی حبس کرده تا پسرش را ملاقات نکند، ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم