گزارشی از متن و حاشیه «همه می‌دانند» فیلم جدید اصغر‌فرهادی که این روزها نسخه دانلودی آن دست به دست می‌شود

نه هالیوودی نه فرهادی

اصغر فرهادی از جمله فیلمسازانی است که علاقه‌مندان جدی و پیگیر سینمای جهان، فعالیت آنها را مشتاقانه پیگیری می‌کنند و همیشه منتظر ساخت و اکران فیلم تازه این کارگردان‌ها هستند. فارغ از آن دو اسکاری که فرهادی برای جدایی نادر از سیمین و فروشنده از آکادمی گرفته، نگاه خاص و منحصر به‌فرد این فیلمساز ایرانی و تمرکز ظریف و هنرمندانه‌اش روی طبقه متوسط، بجز برخی تماشاگران در داخل کشور، خوشایند بعضی مخاطبان خارجی هم هست و آنها خط سیر این کارگردان مولف را با علاقه دنبال می‌کنند. اهل سینما می‌دانند که کسب این جایگاه معتبر و جهانی آسان نیست و فرهادی راه دراز و دشواری برای این موفقیت طی کرده است. این فیلمساز با ساخت فیلم گذشته در فرانسه، نخستین قدم را برای فیلمسازی در سطح اول سینمای جهان برداشت و با ساخت همه می‌دانند در اسپانیا، برای دومین بار در کلاس جهانی و با ابزار و امکانات به روز سینمای دنیا فیلم ساخت. بجز آن کنجکاوی همیشگی درباره تماشای هر اثر جدید از فرهادی، آنچه این عطش را درباره همه می‌دانند، بیشتر می‌کرد، حضور بازیگران درجه یک و معتبری چون خاویر باردم و پنه لوپه کروز بود و خیلی از علاقه‌مندان سینما بی‌صبرانه مشتاق بودند حاصل این همکاری را ببینند. تعریف و تمجیدهای این زوج از فرهادی در مصاحبه‌های اخیر، هم این کنجکاوی را بیشتر کرد. اما وقتی مدتی قبل از جانب خود فرهادی مطرح شد که امکان نمایش فیلم در ایران وجود ندارد، آب پاکی روی علاقه‌مندان تماشای این فیلم در داخل ریخته شد و آنها تقریبا قید دیدن این اثر در سالن سینما را زدند. بنابراین وقتی مطلع شدند که نسخه جدید فیلم با بهترین کیفیت و زیرنویس فارسی (بالاترین نسخه موجود، نسخه فول اچ‌دی 10 گیگابایتی است)، روی خروجی سایت‌های غیرمجاز دانلود فیلم قرار گرفته، بلافاصله دست به کار شدند و فیلم را دانلود و تماشا کردند. آن عده‌ای هم که هنوز موفق به تماشا نشده‌اند، این روزها بتدریج تازه‌ترین فیلم فرهادی را به همین طریق خواهند دید و اگرنه، فیلمفروش‌های کف خیابان هم می‌توانند، دی‌وی‌دی همه می‌دانند را در ازای قیمتی ناچیز، در اختیار شما بگذارند. ادامه در صفحه 11
کد خبر: ۱۱۹۴۶۵۵

با انتشار نسخه غیرقانونی و غیرمجاز فیلم فرهادی، روابط عمومی همه می‌دانند، نسبت به این مساله واکنش نشان داد: «متاسفانه نسخه‌ای از فیلم همه می‌دانند در فضای مجازی منتشر شده است. با توجه به آن‌که هنوز فیلم در بسیاری از کشورها روی پرده نرفته و در حال حاضر نیز نمایش آن در بعضی از کشورها ادامه دارد، انتشار غیرقانونی این فیلم روند اکران آن را دچار آسیب خواهد کرد. به همین خاطر انتشار و کپی این فیلم تا پیش از پایان اکران‌های سایر کشورها مورد رضایت تهیه‌کنندگان نیست. لازم به ذکر است موارد نقض کپی‌رایت مالکان اثر به صورت قانونی پیگیری خواهد شد.»
اول باید تاکید کرد که نشر هر فیلم به‌صورت غیرقانونی کار نادرستی بوده و تماشای آن هم پسندیده نیست و توصیه نمی‌شود. این منع تماشای فیلم گرچه در کشورهایی که اثر این روزها در آنها اکران می‌شود، نهی کاملا درستی است، اما وقتی امکان اکران و تماشای فیلم‌های روز سینمای جهان در سینماهای ایران نیست، تنها راه ممکن برای تماشاگر علاقه‌مند به سینما، مراجعه به همین آرشیو زیرزمینی و سایت‌های غیرمجاز دانلود فیلم است. وقتی خود سازنده فیلم اعلام کرده امکان نمایش همه می‌دانند در ایران فراهم نیست و امکان سفر به کشورهایی که فیلم در آنها روی پرده است هم برای این مخاطبان داخلی علاقه‌مند وجود ندارد، چه راهکاری پیشنهاد می‌کنید؟ سازندگان فیلم حق دارند که درباره این موضوع اظهار نگرانی کنند، اما آنها درباره دیگر فیلم‌های خارجی که در ایران اکران نشده و فقط از طریق سایت‌های غیرمجاز فیلم در داخل دانلود و دیده می‌شوند هم همین نظر را داشتند و دارند؟ آیا خود آقای فرهادی آن‌زمان که در ایران بود، نسخه‌های قانونی فیلم‌های خارجی و روز سینمای جهان را می‌دید یا مواجهه او با آثار سینمایی خارجی از همین طریق و دی‌وی‌دی‌های کپی موجود بود؟
بنابراین لطفا در این مورد برای مخاطبان و علاقه‌مندانی که این روزها فیلم همه می‌دانند را می‌بینند، حرام و حلال نکنید.
آیا فیلم قابلیت نمایش در ایران را داشت؟
مهم‌ترین موردی که امکان نمایش فیلم تازه فرهادی در سینماهای ایران را منتفی می‌کند، پوشش بازیگران زن است. طبیعی هم است، بازیگران زن همگی اسپانیایی هستند و باتوجه به فرهنگ آنجا لباس می‌پوشند. دلیلی هم برای رعایت حجاب ـ آن‌طور که در اینجا مرسوم است ـ از سوی آنها وجود ندارد. پوشش‌ها البته چندان نامتعارف و ابدا به برهنگی نزدیک نیست، اما طوری هم نیست که بشود با آباژور و ممیزی‌های بامزه‌ای از این دست، رفع و رجوعشان کرد. اگر هم امکانش بود، فرهادی زیر بار نمی‌رفت. مورد دیگر درباره برخی صحنه‌هاست که شاید در قصه و فضای اسپانیایی توجیه دارد، اما قطعا با فرهنگ و اعتقادات ما جفت و جور نمی‌شود. دیالوگ‌های اندکی هم در فیلم هست که کمی با ادب و اخلاق فاصله دارد و راستش کمی هم از این‌که آنها را در فیلمی از فرهادی می‌شنیدیم، تعجب کردیم. هرچند شاید در زیرنویس فارسی هم کمی در این مورد شیطنت شده باشد، اما شاید درصورت نمایش فیلم در ایران، این بخش‌ها هم بحث‌برانگیز می‌شد. ولی احتمالا مهم‌ترین نکته فیلم که نمایش آن را در سینمای ایران منتفی کرده است، رابطه شخصیت لائورا (پنه لوپه کروز) و پاکو (خاویر باردم) و حاصل آن باشد. باز البته با توجه به نوع زندگی در فضای اروپایی، این مساله هم توجیهاتی دارد، اما وقتی می‌خواهیم آن را در مناسبات مخاطب و سینمای ایران و مقوله اکران قرار دهیم، به بن‌بست می‌خوریم.
موفق یا ناموفق؟
وقتی همه می‌دانند به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره کن امسال به نمایش درآمد، واکنش‌های مختلف و متفاوتی را در پی داشت. حالا و همزمان با اکران جهانی هم نقد و نظرهای پیرامون فیلم، ترکیبی از مثبت و منفی است. در همین چند روزی که فیلم در ایران و به‌صورت غیرقانونی دیده می‌شود، با چند نقد و نظر روبه‌رو بوده‌ایم. نیما حسنی‌نسب، منتقد سینما در متنی نوشت: «همه می‌دانند توقع من را از سازنده سه فیلم درجه یک سینمای ایران و جهان در دهه 80 شمسی برآورده نمی‌کند.» او در بخش دیگری از این یادداشت درباره اثر جدید فرهادی می‌نویسد: «فیلم تازه‌اش چیزی جز محصولی کش آمده و سرهم شده با پلات آشنا و تکراری سریال‌های ترکی محبوب روز نیست.»
مهرزاد دانش، یکی دیگر از منتقدان سینما هم درباره این فیلم نوشته است: «همه می‌دانند یک شروع عالی، یک تداوم پرتعلیق، یک کارگردانی متوازن، بازی‌هایی چشمگیر، ضرباهنگی پویا، چند گره‌افکنی بجا و البته یک پایان‌بندی نه‌چندان متناسب با توقع برآمده از خود فیلم دارد. اصغر فرهادی، دیگر یک سینماگر هموطن با جهان است.»
احتمالا بعدا و به شکل مفصل‌تر و تحلیلی‌تر به فیلم خواهیم پرداخت، اما عجالتا و بدون این‌که جزئیات قصه لو برود، ببینیم آیا فیلم جدید فرهادی که در سایت معتبر IMDB نمره 1/7 از 10 گرفته، در روایت موفق بوده یا نه؟ همه می‌دانند فیلمی در کلاس جهانی است و در بخش‌های فنی و هنری همچون کارگردانی، ترکیب و بازی بازیگران، فیلمبرداری، موسیقی، طراحی صحنه و لباس حرف‌هایی برای گفتن دارد و بخش مهمی از جذابیت فیلم مرهون همین‌هاست. فیلم، سکانس‌های عروسی «پدرخوانده» وار خوبی دارد و در تغییر فضای فیلم و قصه هم موفق عمل می‌کند، اما در ادامه فیلمنامه به سمتی می‌رود که انتظارات ما را از فرهادی برآورده نمی‌کند.
گرانیگاه فیلم و آن موردی که لائورا به آن اشاره می‌کند، برای فیلمی که فرهادی پشت دوربین آن ایستاده، کمی چیپ و سطح پایین است و تا حدی زیادی ما را به یاد سریال‌های ترکیه‌ای و کلمبیایی می‌اندازد. ادامه تلاش‌های پاکو هم روی همین مساله متمرکز می‌شود و او برای ثمره آن اتفاق پیش‌بینی نشده یا شاید هم قابل حدس و محتمل، ناگهان عزمش را جزم می‌کند و به آب و آتش می‌زند.
اهل خانه تصمیم می‌گیرند وانمود کنند درحال تهیه پول برای آزادی گروگان هستند. پاکو هم برای همین بحث فروش مزرعه انگورش را مطرح می‌کند و بعد هم در جایی از فیلم می‌گوید که این موضوع به گوش بقیه هم می‌رسد، اما عجیب است که چرا در آن جماعت کوچک روستایی هنوز کسی متوجه ربوده شدن دختر نوجوان نشده است؟
گروگانگیرها همان اول کار پیام می‌دهند اگر به پلیس اطلاع دهند، گروگان را خواهند کشت، اما فرهادی کلک مرغابی می‌زند و پای یک پلیس بازنشسته را به ماجرا باز می‌کند که فقدان پلیس را رفع و رجوع کند. در حالی که بهتر بود خود شخصیت‌های درگیر، با همه ترس‌ها و ناتوانی‌های خودشان با این معضل روبه‌رو شوند. ضمن این‌که آن پلیس بازنشسته به خانه افراد درگیر ماجرا هم رفت و آمد می‌کند و براحتی آن فردی که با گروگانگیرها درارتباط است، می‌توانست او را به خلافکارها لو دهد، چون به هر حال او هم پلیس است، گیریم بازنشسته.
نکته مهم دیگر درباره گره‌گشایی و پایان بندی فیلم است؛ آن شخصی که یکی از مقصران ماجراست و با گروگانگیرها آشنایی و ارتباط مستقیم دارد، واقعا شخص مهمی در قصه نیست و در حاشیه قرار دارد، برای همین وقتی متوجه می‌شویم دست او در کار است، اصلا برای تماشاگر غافلگیری و جذابیتی ندارد. در حالی‌که انتظار می‌رفت، فرهادی که همیشه فیلمنامه‌های سخت و ظریفی می‌نویسد، این بار و در یک اثر معمایی، راه ساده‌تر را در پیش نگیرد و فیلمنامه سخت‌تر و جذاب‌تری بنویسد.
به نظر می‌رسد تکلیف فرهادی در این فیلم چندان مشخص نیست و او میان سینمای باهویت خودش و حرکت به سمت سینمای مهیج و عامه‌پسند اروپایی سرگردان است؛ سادگی فیلمنامه و گره افکنی‌های کم اهمیت و گره‌گشایی‌های نه‌چندان غافلگیرکننده هم حاصل همین بلاتکیلفی است انگار. همین‌ها باعث شده فرهادی، برعکس بیشتر آثارش از امضای پایان باز خود هم اینجا فاصله بگیرد و با یک پایان تقریبا قطعی روبه‌رو باشیم.

همه می‌دانند با هزینه‌ای معادل 11 میلیون دلار ساخته شده است و تا این زمان اکران در برخی کشورهای اروپایی هم تقریبا همین میزان فروش کرده و به عبارتی خرج خودش را درآورده؛ این رقم برای فیلمی با بودجه کم (در مقیاس آثار پرهزینه خارجی) و اثری در فضای هنری (که البته با نیم‌نگاهی به گیشه و حرکت به سمت آثار تجاری و مهیج و عامه‌پسند ساخته شده) مناسب است. توقع فروش خیلی بالاتری برای این فیلم نیست، چرا که تعداد سالن‌های سینمایی که کشورهای آمریکایی و اروپایی به این قبیل آثار اختصاص می‌دهند، به نسبت بلاک باسترها و آثار تجاری صرف، چندان زیاد نیست. با این حال ممکن است فیلم در ادامه اکران، کمی بیش از این به رقم فروش خود اضافه کند.

علی رستگار

سینما

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها