به گزارش جامجم، پسر ده سالهای به نام مجتبی چهاردهم بهمن امسال از خانهشان در یکی از محلههای شهرستان بابل بیرون رفت و بهطور مشکوکی ناپدید شد.
خانوادهاش زمانی که موفق به یافتن وی نشدند، با حضور در پلیس آگاهی گمشدن وی را گزارش کردند.
کشف جسد
پلیس در جستوجوی این کودک گمشده بود تا اینکه چهارم اسفند امسال پیرمردی که در حال عبور از کنار پل موزیرج بابل بود جسد پسربچهای را زیر پل دید و به پلیس خبر داد. زمانی که ماموران در آنجا حاضر شده و موضوع را بررسی کردند مشخص شد جسد مجتبی پس از 20 روز پیدا شده است.
گزارش پزشکیقانونی نشان داد، پسر بچه بر اثر ضربهای که به سرش اصابت کرده، جان باخته و بعد جسدش داخل رودخانه افتاده بود. این گزارش احتمال قتل پسر بچه را مطرح کرد.
ماموران به تحقیق دوباره از والدین این کودک پرداختند که متوجه ضد و نقیضگوییهای پدر او شدند. در این مرحله این مرد بهعنوان تنها مظنون در قتل پسرش بازداشت شد.
این مرد مدعی بود که در ماجرای قتل پسرش نقشی نداشته و نمیداند او چطور به قتل رسیده و چه کسی قاتل اوست. اما در جریان تحقیقات، ماموران سرنخهایی بهدست آوردند که نشان میداد آخرین فردی که کودک با او دیده شده پدرش بوده است. همین سرنخ کافی بود که دیگر ماموران مطمئن شوند مجتبی توسط پدرش به قتل رسیده است.
اعتراف به قتل
وی به افسر تحقیق گفت: چند سال پیش از همسر اولم جدا شدم و سرپرستی پسر ده سالهمان را بهعهده داشتم. مدتی بعد با زن دیگری آشنا شده و ازدواج کردم. پسرم او را نمیتوانست جای مادرش قبول کند و همیشه با او سر ناسازگاری داشت. از کارهای پسرم خسته شده بودم تا اینکه تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم. پسرم را به سمت رودخانه بردم. بعد با بلوک سیمانی که در آنجا افتاده بود محکم به سر پسرم زدم که او فوت شد .
متهم به فرزندکشی ادامه داد: بعد از اطمینان از مرگ او، جسد را به داخل رودخانه انداختم و از محل فرار کرده و به خانه بازگشتم و وانمود کردم که پسرمان گم شده است. بعد هم پرونده شکایتی در اینباره طرح کردم تا همه فکر کنند او گم شده و راز قتلی که مرتکب شده بودم، پنهان بماند.
سرهنگ سیدجعفر ساداتی، سرپرست پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی مازندران به جامجم گفت: با اعتراف مرد جوان به قتل پسر ده سالهاش، برای او قرار قانونی صادر و وی بعداز بازسازی صحنه قتل روانه زندان شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم