در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، روزهای پایانی هفته گذشته مرد میانسالی با حضور در اداره دهم پلیس آگاهی تهران مدعی شد که دوستش در درگیری با وی فوت شده و با گذشت یک سال و نیم از آن ماجرا میخواهد تسلیم شود و به عذابی که 18 ماه است رهایش نمیکند، پایان دهد.
بنابراین او برای ادامه تحقیقات به شعبه دهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شد و به بازپرس دشتبان گفت: سالها به خاطر جرایم مختلف در زندان بودم. بعداز آزادی از زندان با جوانی که جویای کار بود آشنا شدم. او از من خواست برای کار به بندرانزلی برویم و قرار شد خانههای اجارهای را در اختیار گردشگران قراردهیم و پولی نصیبمان شود. اوایل شهریور سال گذشته با هم در مرداب انزلی سوار قایق شده بودیم. با هم سر همین مساله دعوایمان شد. او چاقویی از جیبش در آورد تا زخمیام کند که تعادلش را از دست داد و کف قایق افتاد. چاقو به قفسه سینهاش اصابت کرد و زخمی شد. خواست بلند شود که این بار قایق تکانهایی خورد و داخل آب افتاد. یک سال و نیم با این عذاب و کابوسهای آن روز زندگی کردم .
با توجه به اینکه احتمال میرفت مرد میانسال مرتکب جنایت شده باشد، بازداشت و تحقیقات ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران از او در حالی ادامه دارد که قرارشد درباره قتل پسر جوان از پلیس بندر انزلی نیز استعلام شود و با شناسایی خانوادهاش آنها مورد تحقیق قرار گیرند.
جدایی همسرم زندگیام را خراب کرد
فرشید 57 ساله بعد از جدایی از همسرش و آزادی از زندان، اکنون که به اتهام نقش داشتن در مرگ دوستش بازداشت شده است، میگوید سالهاست دخترانش را ندیده و تنها آرزویش دیدن دوباره آنها است. او در گفتوگو با جامجم به تشریح این حادثه پرداخت.
چرا از همسرت جدا شدی؟
سالها نقشهکشی مهندسی و صنعتی شرکتها را انجام میدادم و وضع مالیام خوب بود. اما اختلافهای زیادی با همسرم داشتم و با داشتن سه دختر از هم جدا شدیم.
به چه اتهامی زندان رفتی؟
به دوستم خیانت کردم و با دستکاری در چک پنج میلیون تومانی که به من امانت داده بود آن را در بازار خرج کردم. با شکایت او بابت خیانت در امانت، جعل و کلاهبرداری ده سال زندانی شدم. چهار سال پیش آزاد شدم.
بعد چه شد؟
سابقه داشتم و کار درستی نمیتوانستم پیدا کنم. باکارهای ساختمانی و باربری توانستم هزینه زندگیام را تامین کنم. دوباره دست به خلاف زدم و این بار به خاطر کارچاقکنی و فریب مردی 15 ماه زندان افتادم.
با مقتول چطور آشنا شدی؟
بعد از آزادی جا و مکانی نداشتم. صبحها در پارک بودم و شبها را در پایانه جنوب تهران میخوابیدم که یک سال و نیم پیش در آنجا با مقتول آشنا شدم. او نیز کار درستی نداشت. بعداز اینکه دوست شدیم پیشنهاد داد به بندر انزلی برویم و در آنجا با موسسههای گردشگری که میشناسد همکاری کنیم و برایشان گردشگر ببریم.
از روز حادثه بگو .
آن روز قایقی را کرایه کرده و به مرداب بندر انزلی رفتیم. ده دقیقه پارو زدیم. با هم صحبت میکردیم که او پیشنهاد اجاره زنان را مطرح کرد. باشنیدن این حرفها عصبانی شده و با او دعوا کردم. خواست با چاقو مرا بزند که چاقو به خودش اصابت کرد. شنا بلد نبودم و نتوانستم به او کمک کنم و نجات دهم. دقایقی در آنجا ماندم اما جسد روی آب نیامد. ترسیدم. قایق را به ساحل بردم و آن را به مردی که قایقها را کرایه میداد، تحویل دادم و به تهران بازگشتم. بعد از آن چند بار برای سرکشی به آنجا رفتم، اما کسی از او خبری نداشت و انگار جسد پیدا نشده بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: