زمزمه این روزهای کشاورزان این است که از روز پنجاه و چهارم آب دویده توی دل درختان، تا نوک شاخسارهها، تا تمام تن و بدنشان. از نظر علمی هم این طور نیست که روز اول بهار یک دفعه درخت از خواب بیدار شود. از قبل، کمکم با تغییر طول روز، افزایش ساعات روشنایی و بالا رفتن دما، تغییرات فیزیولوژیک و هورمونی در آن ایجاد میشود و درخت تنظیم میشود برای شکوفایی در بهار. بدن آدمیزاد هم برای عبادت همین طبع را دارد. نباید یکدفعه نفس را وادار به عبادت کرد. کی یکروزه عابد و زاهد شده؟ درخت برای رسیدن به بهار و سرسبزی، یواش یواش از درون آماده بیدار شدن میشود. آدمی هم اندک اندک باید نفسش را که به بازیهای دنیا خو گرفته به بندگی عادت دهد. عبادت؛ آهسته و پیوسته و با برنامهاش خوب است. به جان آدم مینشیند و ماندگار میشود؛ که نه در افراطش خیری هست، نه تفریطش. گل اگر میخواهی بدهی بدان پیشزمینهاش چه تغییراتی است. برایش برنامه بریز و برو جلو. «خادع نَفسَک فی العِبادَةِ وَ ارفُق بِها وَ لا تَقهَرها وَ خُذ عَفوَها وَ نَشاطَها إلّا ما کان مَکتوباً عَلَیک مِنَ الفَریضَةِ؛ برای عبادت، نفس خود را فریب بده و با او ملایمت کن. با زور وادار به عبادتش نکن و در زمان فراغت و نشاطش او را به عبادت نگیر، مگر در واجباتی که باید آنها را در وقتشان بهجای آوری».[1]
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم