jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۱۹۲۰۵۳   ۲۵ بهمن ۱۳۹۷  |  ۰۰:۰۱

این همه افسوس و حسرت برای یادگاری‌ها و خاطره‌های دهه 60 مشکوک نیست؟ این میزان ضعف کردن برای روزهایی که چه بسا سختی ها و مخاطراتی هم داشتیم عجیب نیست؟ روزهایی که کشورمان جنگ را تجربه می‌کرد، روزگاری که دلخوشی‌ها بی‌اندازه کوچک بود و شادی‌ها و دلبستگی‌ها بسیار ساده، چه چیزهایی داشتیم که حالا این چنین در حسرتشان مانده‌ایم؟

لابه‌لای عکس‌های قدیمی، خاطرات و یادگاری‌ها به دنبال چه می‌گردیم که پیدا نمی‌کنیم؟ شاید بیشتر از هر چیز دنبال حال خوب خودمان هستیم که در پیچ و خم‌ دهه‌های بعدی، ذره ذره گم شده است یا شاید به دنبال خودمان هستیم که دیگر شباهتی به آن روزها نداریم. واقعیت این است که روزگاری ما آدم‌های خیلی بهتری بودیم. گرفتاری و جنگ بود اما دارایی این سرزمین قاچاق نمی‌شد، محتکران و کلاهبرداران اینقدر به ما نزدیک نبودند و ما آدم‌های خیلی بهتری بودیم.
از یادگاری‌های به‌جا مانده از آن دوران، شکل و شمایل کتاب‌های درسی یا دفترهای مشق خوب در خاطرمان مانده اما شاید احتمالا خیلی زود و سریع یادمان نمی‌آید که هر سال کتاب‌ها را از مدرسه امانت می‌گرفتیم و خودمان را موظف می‌کردیم در پایان سال همه کتاب‌ها را تمیز و سالم، مثل روز اول به مدرسه تحویل بدهیم. گاهی تمیزی کتاب‌های درسی با نمره انضباط تضمین می‌شد اما در بیشتر موارد با عشق و اشتیاق از کتاب‌هایمان مراقبت می‌کردیم شاید لبخند رضایتی روی لب‌های مدیر و معلم مدرسه بنشانیم یا کتاب‌هایمان صحیح و سالم برسد به دست خواهر، برادر، دوست یا همسایه‌ای که سال تحصیلی تازه‌ای را شروع می‌کرد.
تمام این قصه برای ما شادی یا حتی سرگرمی کوچکی بود که امروز ابعادش را بهتر می‌توان درک کرد؛ امروز که با بحران کاغذ مواجهیم، امروز که بخش قابل توجهی از درآمد ارزی کشور برای واردات کاغذ هزینه می‌شود و بخش اعظمی از کاغذ وارداتی برای چاپ و انتشار کتاب‌های درسی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
دهه 60 سرشار از نوستالژی می‌شود و با حسرتی عجیب پیوند می‌خورد وقتی که در چنین شرایط دشواری، صرفه‌جویی و استفاده درست از امکانات و منابع و داشته‌های ملی و فردیمان در اولویت قرار ندارد. وقتی که همه عزم و اراده ما برای بازیافت کاغذ و استفاده از منابع موجود به طرح‌های کوتاه‌مدت و تلاش‌های فردی منحصر می‌شود. در میان همه طرح‌ها و اقداماتی که دولت برای ساماندهی به بازار کاغذ داشته بیشتر از هر چیز جای طرح‌های صرفه‌جویانه خالی است و همچنان از برنامه‌های تشویقی برای حمایت از تولیدکنندگان داخلی خبری نیست. بحران بازار به قدری نفسگیر شده که ایده‌های خلاقانه برای کنترل مصرف و رونق بازیافت در حاشیه قرار گرفته، مگر گاهی کسی به همت فردی یا به حمایت نهاد یا موسسه‌ای قدمی بردارد و بس.


آذر مهاجر

گروه فرهنگ و هنر

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
مرثیه‌ای برای «عمو‌ قاسم»

مرثیه‌ای برای «عمو‌ قاسم»

یک) هرآنچه از تو بیادم می‌آید آلوده به غم است. تو یک جاعل بودی، یک کلاهبردار حرفه‌ای. دردهای کمرشکن را در مشتهایت پنهان می‌کردی و ناگهان چون شعبده‌بازی چیره دست سرودی خجسته از کلاه جادویی کلمات بیرون می‌کشیدی.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر