پایداری تا همیشه

: طی روزهای گذشته شاهد تحصن و تجمع گسترده ، پر شور و یکپارچه احزاب و گروه های مختلف لبنانی درمیدان مرکزی بیروت بوده ایم.
کد خبر: ۱۱۹۲۰۰

خط دهی اصلی و شعارهای اساسی این تجمع توسط حزب الله و در واقع شخص سید حسن نصرالله صورت می گیرد. آنچه در ادامه می خوانید نگاهی است گذرا به علل بروز چنین موقعیت خطیری در لبنان ، آن هم از زبان یکی از فعالان حزب الله.

از حدود یک سال و نیم شروع کنید. یعنی از زمان تشکیل ائتلاف 14 مارس. این ائتلاف چه بود؛ چه کسانی تشکیل دهنده آن بودند و اهدافشان در چه راستایی بود؛

روز 14 مارس ، سالگرد کشته شدن نخست وزیر رفیق حریری بود. در این تاریخ ، 3 دسته برای اداره کشور با هم متحد شدند: حزب المستقبل ، نیروهای لبنان با رهبری سمیر جعجع و از حزب پیشرو با ریاست ولید جنبلاط، بعضی از شخصیت های سیاسی مستقل و برخی نمایندگان مجلسی که با پشتیبانی مالی و سیاسی رفیق حریری به نمایندگی مجلس رسیده بودند؛ البته احزاب و گروه های کوچک دیگری هم بودند که همگی زیر مجموعه این ائتلاف محسوب می شدند. هدف از این تجمع یا ائتلاف ، هم سیطره و تسلط بر شرایط سیاسی بود و هم رسیدن به قدرت و پیروی از همان مسیری که رفیق حریری در پیش داشت. آنها خود را وارث سیاسی رفیق حریری و پیروان او می دانستند. این ائتلاف ، تمام سعی شان این بود که به مردم این طور نشان دهند که مسوول کشته شدن رفیق حریری ، سوریه و نمایندگان و حامیان سوریه بوده اند. تلاش برای این بود که قاتلان حقیقی رفیق حریری را بی گناه نشان دهند و همچنین برای خراب کردن وجهه سوریه و ایجاد فاصله میان لبنان و سوریه از جهتی دیگر هم هدفشان ایجاد فتنه و درگیری میان سنی ها و شیعیان و لبنانی ها و سوری ها بود. ولید جنبلاط بازی خطرناکی به راه انداخت. این که سعی کرد از حساسیت های مذهبی استفاده کند و میان شیعه و سنی اختلاف بیندازد و از یک جهت دیگر، زمینه ایجاد درگیری های قومی و مذهبی را به وجود آورد. او سوریه را به علویون نزدیک دانست و با توجه به این که رفیق حریری سنی بود، خواست در ذهن سنی ها این طور وانمود کند که علویون قاتل رفیق حریری بوده اند و همه اینها در نهایت منجر شود به درگیری بین شیعه و سنی.

پس ولید جنبلاط خواست طوری نشان دهد که شیعیان لبنان با علویون همدست هستند؛

این قضیه 2 جنبه دارد. اول این که جنبلاط قصد دارد این تصور را ایجاد کند که لبنانی ها و شیعیان لبنان ، خطدهی های سیاسی ، برنامه ریزی ها و دستورهایشان را از سوریه می گیرند و این که آنها در حقیقت کارگر و کارگزار سوریه در لبنان هستند، طوری که فقط مجری دستورهایند. جنبه دوم این که از نظر اعتقادی بقبولانند که حریری سنی بوده است ، سوری ها هم که علویند و شیعیان لبنان هم که از سوریه حمایت و پیروی می کنند، پس اینها در قتل حریری دست داشته اند. این راهی است برای ایجاد جنگهای داخلی.

از زمان پیروزی حزب الله لبنان در مقابل اسرائیل تا چند روز پیش که تحصن علیه دولت سنیوره تشکیل شد، زمان زیادی نگذشت. در این میان چه اتفاقاتی رخ داد که کشور را به سوی حال و هوا و اتفاقات کنونی اش سوق داد؛

اتفاقات پس از پیروزی ، در راستای تحقق خواسته ها و مطالبات اسرائیل بود؛ براساس قرارداد 1701، مثلا گرفتن اختیارات و قدرت وزرای شیعه یا وزرایی که واقعا برای مصلحت وطن و کشور کار می کردند (حتی از مذاهب دیگر). از دلایل دیگری که منجر به این اتفاقات شد، این بود که دولت وظیفه و فعالیت های موظف خود را هنگام جنگ انجام نداد، در ساخت مجدد لبنان کمک نکرد و همچنین در بازسازی خرابی هایی که اسرائیل به بار آورد، آن طور که لیاقت مردم بود، دستی نرساند. یعنی حداقل وظیفه خود را هم انجام نداد. از دلایل مهم دیگر در این راستا این بود که حکومت سنیوره تاکید داشت یک دادگاه بین المللی برای محاکمه قاتلان رفیق حریری تشکیل شود در حالی که قاتلان رفیق حریری اصلا هنوز اثبات یا شناخته نشده بودند. کسی که شناسایی نشده است چطور می تواند به محکمه کشیده شود؛ این یکی از دلایل بسیار مهم ایجاد اختلاف بین دولت سنیوره و حزب الله بود. می خواستند بی گناهان را با افترا و تهمت به محکمه مزدورانه ای بکشانند که این دادگاه به اسم سازمان ملل و شورای امنیت تشکیل شود و اهدافی را که اسرائیل نتوانست در جنگ به دست آورد، از طریق چنین دادگاهی برای او حاصل کنند. تشکیل این دادگاه بین المللی از موارد جدی ایجاد اختلاف بین دو گروه شد. در یک طرف حکومت و ائتلاف 14 مارس با هم قرار گرفتند و در طرف دیگر، وطن پرستان با حزب الله متحد شدند. ما طرفدار تشکیل دادگاه بین المللی هستیم ولی به شرطی که متهمان واقعی در این دادگاه محاکمه شوند نه این که دادگاهی بدون سند و مدرک ، بی گناهان را محاکمه کند که این بر خلاف قوانین حکومتی و بین المللی هم است. از دلایل بسیار مهم دیگر در این زمینه ، زیر پا گذاشته شدن توافقنامه ای بود که پیش از این میان حکومت و حزب الله ایجاد شده بود و دولت ، آن را زیر پا گذاشت.

این طور که گفته شده است ، چه غیرمستقیم از زبان خود حسن نصرالله و چه از طرق گوناگون ، حزب الله برای این که یک تهدید سیاسی برای دولت سنیوره باشد،راههای بسیار زیادی دارد، اما فعلا خودش اصرار دارد که فقط از همین طریق تحصن اقدام شود. در خصوص این گفته و این راهکارها برایمان بگویید.

درست است. حزب الله راههای بسیار زیادی برای تحت فشار گذاشتن دولت دارد. حزب الله ائتلاف دارد، قدرت دارد. احزاب زیادی الان با او متحد هستند. اما اگر قرار باشد حزب الله سایر روشهای خودش را بازگو کند، حکومت این امکان را پیدا می کند که در مقابل آنها عکس العمل نشان دهد. بنابراین حزب الله ترجیح می دهد این راهها را سری نگه دارد و در موردشان چیزی نگوید. اما چیزی که باید در اینجا بگویم این است که حزب الله به واقع نمادی حقیقی از دموکراسی در دنیاست به خاطر آن احترامی که برای اکثریت و برای رای مردم قائل است. این مساله طبیعتا به ضرر حکومت و ائتلاف است و به همین جهت دو نفر کشته شدند، به ظلم . این ظلمها همه در راستای تحریک حزب الله و طرفداران آن صورت می گیرد تا آنها هم از آن طریق دموکراسی خارج شوند و به وسیله جنگ به این تحریک ها پاسخ گویند. این چیزی است که ائتلاف 14 مارس برای تخریب لبنان و نابودی آن ، خواهان است. این ائتلاف می خواهد از این طریق ، جنگ حزبی و جنگ مذهبی به راه اندازد. حزب الله طبیعتا دستش باز است و راههای مختلفی برای مقابله و مقاومت دارد، اما همچنان راههای صلح آمیز را ترجیح می دهد و به دنبال صلح است. جنجالی شدن اوضاع به نفع هیچ کس در لبنان نیست.

اما یکی از مهمترین روشها و وسایل حزب الله در این زمینه ای که گفتید، آن است که همه مخالفان جریان دولت در یک تحصن عظیم مردمی شرکت کرده و مخالفت خود را به طور متحد، ظاهر کنند. اگر این حکومت هم ادعا می کند که واقعا دموکرات است و به اصول دموکراسی احترام می گذارد، باید با توجه به چنین تظاهراتی ، خودش کناره گیری کند چون دارد می بیند که مردم لبنان این حکومت را نمی خواهند.

سنیوره امیدوار است که از حمایت اسرائیل و امریکا برای ماندن خودش استفاده کند، اما اشتباه می کند. چون خود امریکا هم دیگر به او نیازی ندارد. همان طور که می دانیم و در سیاست خارجی امریکا معروف است ، امریکا از هم پیمانان ضعیف خودش دست می کشد. وقتی احساس می کند آنها ضعیف و ناتوان هستند، خودش اولین کسی است که زمینه سقوطشان را فراهم می کند و آنها را کنار می گذارد.

می دانیم که یکی از اهداف دولت سنیوره کنار گذاشته شدن وزرائ و دست اندرکاران شیعه در دولت است. در ماه گذشته ، شش تن از وزرای شیعه ، از کابینه استعفا دادند. ما می دانیم که آن شش نفر، در راستای هدفشان ، با افتخار از وزارت کناره گرفتند. اما آیا ممکن است دشمنان خودشان بپندارند که این موفقیت آنها بوده در زمینه برکناری شیعیان؛

حکومت فکر می کند این به خاطر حمایت اسرائیل و امریکا بوده. سنیوره هر کاری بر خلاف قانون اساسی لبنان و بر خلاف آنچه مردم لبنان می خواهند و در واقع تجاوز به لبنان را از هر جهت ساده و راحت می داند چرا که فکر می کند از پشتیبانی اسرائیل برخوردار است. چنین تجاوزاتی برای کسانی که از خارج از لبنان حمایت می شوند، بسیار ساده است ، اما توافق و تعهد اولیه مردم لبنان این گونه بوده است که هر حکومتی بر سر کار آید، در آن از تمام طوایف و گروهها، نمایندگانی مشغول به خدمت شوند تا یک حکومت قانونی و عادل برپا شود. زمانی که نمایندگان و وزرای شیعه از حکومت خارج شدند، حکومت عملا غیرقانونی و غیررسمی شد و همان موقع سقوط کرد.

این در اذهان عمومی شایع است که در عین حال که احزاب و گروههای بسیاری در این تحصن علیه دولت فعلی لبنان شرکت دارند، اما اگر تحصن به اهدافش برسد و حکومتی جدید تشکیل شود، حزب الله در صدر آن خواهد بود. این تا چه حد درست است؛

این بدیهی و کاملا درست است و از اول همین طور بوده است. طبیعی است که چنین وضعیتی پیش بیاید و قدرت زیادی در دست حزب الله باشد. البته با توافق با بقیه گروهها و دسته ها، حزب الله در تعیین رئیس حکومت و تشکیل حکومت جدید، سهم بسیار زیادی خواهد داشت. خصوصا با همکاری با روسای قبلی حکومت ، کسانی که همچنان در مقاومت هستند و نیز کسانی که در راستای مصالح و منافع لبنان و در مقابله با خواسته ها و اهداف اسرائیل و امریکا فعالیت می کنند.

پس الان تمام این احزاب و گروههای مختلف ، چنین چیزی را پذیرفتند. دیگر این که قدرت نهایی و بیشتر، از آن حزب الله خواهد بود؛

قرار نیست آنها تحت تاثیر و زیر سایه حزب الله باشند. من از جانب حزب الله حرف نمی زنم ، اما تا جایی که حزب الله را می شناسم ، حزب الله به حقوق دیگران بسیار احترام می گذارد و هر چند که آنها ضعیف تر باشند، در هر شرایطی حقوقشان سر جای خود خواهد بود. اما آنها در هر حال قرار نیست تحت سیطره حزب الله باشند، آنها در هر شرایطی ، با حزب الله به تفاهم خواهند رسید. آنها قدر قدرت حزب الله را در لبنان بخوبی می دانند و این که این قدرت به نفع خود آنها و به نفع مصالح لبنان است و نیز می دانند که این قدرت در مقابله با منافع ملی و وطنی قرار نمی گیرد.


سارا زیباکلام
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها