قیل و قال

(فخری نامه‌ای می‌نویسد و به دست کسی می‌سپارد تا به شازده برساند)
کد خبر: ۱۱۹۱۸۷۸

مهری: فخری! چی نوشتی عزیزدل؟ کار دست خودت ندی؟
فخری: نه مهری نه...کار از دست رفته، خودم می‌دونم.
مهری: تا وقتی این چرخ می‌چرخه، نگو کار از دست رفت...نگو عزیزدل مهری.
فخری: خواستم بگذرم از چرخ...خواستم مهری نشد،‌ چرخ از من گذشت...
مهری: ...گریه کن دخترم،‌ اشک بریز،‌ آه بکش ولی تا فردا...سپیده که زد، همه رو فراموش کن.
فخری: نمی‌شه..نمی‌تونم.
مهری: می‌تونی عزیزدلم، می‌شه تصدقت بشم...زن خمیره‌اش نسیانه که اگر نبود هیچ زنی روی زمین زنده نبود...
(سریال بانوی عمارت)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها