در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند سال است در نیروی انتظامی خدمت میکنید؟
تقریبا شش سال قبل وارد نیروی انتظامی شدم. پنج سال اول را در زادگاهم در استان مازندران خدمت کردم. سال 96 در انتقالات سراسری به زاهدان منتقل شدم. یک سال در این شهر بودم و ادامه خدمتم در شهرستان سیب و سوران است.
زندگی صدها کیلومتر دورتر از زادگاه برایتان سخت نیست؟
ما سرباز نظام هستیم و هرجا که نیاز باشد، خدمت میکنیم.
ازدواج نکردهاید؟
نه. متولد سال 1366 هستم و مجردم.
عکسهایت در حال عبور دانشآموزان از سیلاب در فضای مجازی منتشر شده، درباره این عکسها توضیح میدهید؟
آن روز باران شدیدی در شهرستان سیب و سوران شروع به باریدن کرد و سیلاب در خیابان راه افتاده بود. گاهی ماشینها تا کمر در آب بودند. من و سرگروهبان محمدزاده برای اجرای طرح مدارس در خیابان امام خمینی(ره) حاضر شده بودیم. مدرسه که تعطیل شد، چند دختربچه را دیدم که در آب گرفتار شده و گریه میکردند. خیلی ترسیده بودند عبور از خیابان در آن وضع خطرناک بود. با دیدن آنها یاد خواهر خودم افتادم.
به خاطر خدمت در شمال، با این شرایط آشنا بودم. شلوارها را بالا دادم، کفشهایم را درآوردم و وارد سیلاب شدم. بچهها را از داخل سیلاب خارج کردم. جلوی وانتی را گرفتیم و بچهها را سوار کرده و از منطقه دور کردیم. بعد با خانوادههایشان تماس گرفته و به آنها سپس وضعیت تلاش کردیم ترافیک را کاهش و خودروها را حرکت دهیم.
متوجه شدید از صحنه فداکاریتان عکس گرفتهاند؟
نه. فردا که به محل خدمت آمدم، همکارانم عکسهایی را که در شبکههای اجتماعی منتشر شده بود نشان دادند.
واکنش مردم بعد از انتشار عکسها چهبود؟
هر جا که من را میدیدند، تشکر میکردند. مردم سیب و سوران خیلی به ماموران نیروی انتظامی لطف دارند و قدرشناس زحمات ماموران هستند.
محمد غمخوار
حوادث
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: