در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما نمیتوانید 40 سال سینمای ایران را بدون منِ نوعی معرفی کنید! شما نمیتوانید سینمای بهرام بیضایی، محمد بزرگنیا را بدون من معرفی کنید و کارهایی که برای اولینبار با کیانوش عیاری، اصغر هاشمی و احمد امینی کار کردم. وقتی یک چنین رفتارهای سلیقهای را از سوی مسؤولان جشنواره فجر میبینم بسیار تأسف میخورم. این تأسف دو چندان میشود؛ زمانی که جلوی در جشنواره از من میپرسند که کارتتان کجاست؟ آیا باید با یک هنرمندی که 50 سال در این مرز و بوم روی صحنه، روی آنتن و پرده نقرهای کارهای نمایشی عدیدهای را انجام داده، چنین برخوردی کنند؟ خیلی گلایه دارم تا جایی که درِ این سینما، ارشاد و جشنواره فیلم فجر را مثل احمد نجفی باید گِل گرفت.
در افتتاحیه جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کردم و آنقدر نقصان و دوگانگی و بیاطلاعی دیدم که وسط برنامه بلند شدم و پردیس تئاتر تهران را ترک کردم. چرا که با چشم خودم دیدم مسؤولان جشنواره فجر نسبت به سینمای ایران آنقدر بیاطلاعند که هیچ جایی برای امثال بنده در کلیپ 40 سال سینمای ایران ندیدند. آنقدر جناحی، یکطرفه و دستهبندی شده برخورد کردند، نه سینمای ایران، نه مسؤولین و نه تاریخ سینمای ایران نمیتوانند آدمی مثل من را حذف کنند که هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب، فیلم داشتم. جایی که هم بازیگری و هم کارگردانی کردهام.
تصمیم گرفتم به جشنواره نیایم، اما نمیتوانستم از این فرصت برای دیدن دوستانم استفاده نکنم. به همینجهت دو فیلم سرخپوست نیما جاویدی و شبی که ماه کامل شد نرگس آبیار را دیدم و بسیار مرا سرِ شوق آورد. سناریو، کارگردانی و بازیگریها مرا شگفتزده کرد. البته فیلم غلامرضا تختی هم اتفاق خوبی بود که بهرام توکلی آن را خلق کرد. دستمریزاد میگویم که بعد از مدتها، قهرمان و اسطوره را به سینمای ایران برگرداند؛ گریمها و صحنهها بسیار خوب بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: