در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تا پیش از آنکه خراطی را به عنوان رشته تخصصیاش در دانشگاه انتخاب کند، سروکاری با چوب و چوبتراشی نداشته است. هرچند با هنر بیگانه نبوده و دستی به ساز داشته، اما آغاز داستانش با چوب و لایههای رنگی آن، بازمیگردد به دوران دانشجویی و انتخاب موضوع پایاننامه کارشناسی. آنطور که خودش به یاد میآورد، آنچه در آغاز او را به این سمت و سو هدایت کرد، علاقهمندیاش به نقوش و طرحهای هنر ایرانی و ایده پیاده کردن آنها بر چوب بود. « اشتیاقم برای یافتن تکنیک و روشی که بتوانم از طریق آن ایدهام را اجرایی کنم، منرا بر آن داشت تا موضوع پایاننامهام را بر این اساس انتخاب کنم.» این هنرمند جوان در نتیجه جستوجوهایش در تکنیکهای کار با چوب، بالاخره روش مد نظر خود را مییابد؛ روشی که در آمریکا متداول است. از این رو او، پایاننامهاش را به این تکنیک اختصاص میدهد و برای اولین بار، اصطلاح لایهچینی را به ادبیات هنرهای کار با چوب در کشور وارد میکند. «کارهای تولید شده توسط خراطان، یک رنگ هستند اما این تکنیک به هنرمند فرصت میدهد تا از رنگهای طبیعی چوب استفاده و نقوش رنگی ایجاد کند.»
حسن رحمانی، چون عاشقی که به دیدار معشوق رسیده، تمام آنچه را از این هنر میخواست، در این روش جدید مییابد و از آن پس، اغلب ساعتهای روز و شب را در کارگاهی که برای خود دست و پا میکند، میگذراند.
دایر کردن کارگاهی با هزینه اندک
این هنرمند 33 ساله، بیآنکه سرمایه یا پول کافی داشته باشد، با اندک دارایی خود کارگاهی برای خود روبهراه میکند و با وجود دشواریها و گرفتاریهای مالی بسیار، مشتاقانه در این راه قدم برمیدارد. «روزهایی بود که من حتی پول کافی برای تهیه وعدههای غذاییام نداشتم و از آنجا که تمام پولم را به این کار اختصاص داده بودم، مجبور میشدم شبها را هم در همان کارگاه به صبح برسانم»
تا اینکه با بهرهگیری از نکاتی که از این تکنیک آموخته بود، به روش خود در زدن نقشهای رنگی بر چوب نزدیک شد و اولین تولیدات خود را که ظروفی چوبی با نقوش ایرانی بود، خلق کرد. پس از آن کارهایش را در نمایشگاههای مختلف صنایعدستی به نمایش درآورد که البته با استقبال نیز مواجه شد.
تلاشی که به ثمر نشست
اما نقطه عطف موفقیت هنری حسن، دریافت نشان اصالت یونسکو بود. «از طریق یک فراخوان در جریان این رقابت قرار گرفتم و کارم را برای یونسکو ارسال کردم. این کار دقیقا پنجمین دستساخته من با این روش جدید بود و نشان اصالت یونسکو را برای من به ارمغان آورد.»
پس از این دستاورد و رسانهای شدن آن، او با جدیتی بیش از پیش کارش را دنبال و در نمایشگاههای بیشتری شرکت میکند. لایهچینی چوب بر سر زبانها میافتد و توجه دانشگاهیان به این تکنیک نوآورانه جلب میشود. پس از او دعوت میشود برای برگزاری کارگاههای هنری به دانشگاهها برود. او اولین کارگاه خود را در دانشگاه هنر تبریز برگزار میکند و از آن پس در دانشگاههای تبریز، هنر تهران، سوره و نیز سازمان میراث فرهنگی، به عنوان مدرس به تدریس لایهچینی میپردازد.
رحمانی دو سال و نیم پیش، نشان درجه یک هنری را هم به دست میآورد. این نشان که توسط شورای ارزشیابی هنرمندان و سالانه دوبار به هنرمندان برجسته کشور تعلق میگیرد، در معدود مواردی به هنرمندان جوان زیر 40سال اهدا شده است که حسن رحمانی نیز یکی از آنهاست. پس از دریافت این نشان بود که از او به عنوان استاد مدعو برای برگزاری رسمی کلاسهای درس در دانشگاههای معتبر کشور دعوت به عمل آمد. حسن رحمانی جز شاگردانش در دانشگاه، کارآموزان زیادی هم دارد که از نقاط مختلف کشور برای یادگیری تکنیک او به کارگاهش آمده و نزد او کسب مهارت میکنند.
پایان روزهای تنگدستی
این هنرمند جوان که علاوه بر دو نشان مذکور، دو بار هم هنرمند برتر کشور شده و مقام اول را هم در نگارههای چوبی به دست آورده تا همین چند سال پیش هیچ درآمدی از این راه به دست نمیآورد، اما حالا از این طریق امرار معاش میکند و از شرکتها و سازمانهای مختلف سفارش کار میگیرد. همچنین از طریق عرضه طرحهایش در فضای مجازی، سفارشاتی را نیز به صورت شخصی دریافت میکند. «آنچه برای من در درجه نخست اهمیت قرار دارد، لذت بردن از این کار است. من هیچگاه هدف مشخص و خاصی را در این کار دنبال نکردهام و صرف پرداختن به این هنر و ساختن و خلق چیزهای بدیع و نو برایم ارزشمند بوده است. با این همه همیشه سایه سنگین تامین معاش بر سرم سنگینی کرده و بخشی از حواس و انرژی مرا که میتوانستم به خلاقیتهای هنری اختصاص دهم از من گرفته است.» هنر او را در خارج از کشور و در سایتهای هنری هم میشناسند و یک بار هم در نمایشگاهی در سئول، هنرش را به نمایش گذاشته. با این همه تاکنون در زمینه صادرات محصولاتش اقدامی نکرده است. در ادامه از او درخصوص راهاندازی یک کارگاه تولیدی و ایجاد اشتغال برای هنرجویانش پرسیدیم. « از آنجا که وضعیت بازار ایران قابل پیشبینی نیست و من هم سرمایه چندانی ندارم، تاکنون در این زمینه اقدامی جدی انجام ندادهام؛ هرچند همواره به آن فکر کردهام. در واقع متغیر بودن قیمت مواد اولیه و هزینههای تولید کار و نیز کاهش قدرت خرید مردم، ریسک این کار را افزایش داده است. در همین حال اما به بازارهای خارجی که از ثبات بیشتری برخوردارند فکر میکنم.»
شیما رئیسی
ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: