به مناسبت 15 بهمن/ 4 فوریه، روز جهانی سرطان

داستان پیشرفت بزرگ در مبارزه با سرطان

اگر قرار باشد به سرطان یک چهره انسانی بدهیم احتمالا آن را در شکل و شمایل یک شرور نابکار تصور می‌کنیم. یک استاد شرارت که در عین این‌که در مقابل همه سلاح‌های انسانی مقاوم است، می‌تواند به اراده خود به هرگونه حمله‌ای دست بزند، به شکل مرگباری در سایه‌ کمین کند و شکل و محل حمله‌اش را تغییر بدهد. داستان، دست‌کم تا همین اواخر به همین شکل بود، اما چالرز گریبر که در کتاب اخیر خود با عنوان «پیشرفت بزرگ: ایمنی‌درمانی و مسابقه برای درمان سرطان» به شکل هنرمندانه‌ای به تاریخچه پیشرفت‌های قدیم و جدید در زمینه درمان سرطان پرداخته، معتقد است این پیشرفت‌ها در نهایت می‌توانند به درمان کشنده‌ترین بیماری در جهان منجر شوند.
کد خبر: ۱۱۸۹۹۶۱

ایمنی‌درمانی اساسا شامل تربیت سیستم ایمنی بدن برای مقابله با بیماری‌هاست. ایده ایمنی‌درمانی از اواخر قرن نوزدهم توسط دانشمندان ارائه شد. در این زمان، یک جراح آموزش‌دیده در دانشگاه هاروارد به نام ویلیام کولی با یک زن جوان پرنشاط برخورد کرد که در دستش یک توده دردناک و متورم به اندازه نصف دانه زیتون داشت. کولی متوجه مشکل او شد و توده را بیرون آورد اما توده دوباره رشد کرد. درنهایت مشخص شد بیماری زن، سرطان سارکوم است، نوعی از سرطان که توانسته بود در سراسر بدن بیمار جوان ریشه بدواند. زن جوان در نهایت در 17 سالگی بر اثر این بیماری درگذشت.
کولی متاثر از مرگ بیمار خود، مصمم شد راه دیگری برای درمان سرطان بیابد. او شروع به تحقیق در لابه‌لای پرونده‌های پزشکی بیمارستان کرد و به فاصله کمی از شروع تحقیقاتش، به پرونده یک مهاجر آلمانی به نام فِرِد استین برخورد.
استین سال 1885 به دلیل ایجاد توده‌ای به اندازه یک تخم‌مرغ در گونه چپش در بیمارستان بستری شد. در طول سه سال بعد، او پنج بار مورد عمل جراحی قرار گرفت اما بعد از هربار عمل، توده‌ای بزرگ‌تر از قبل در گونه‌اش ایجاد می‌شد تا آنجا که به نوشته گریبر، توده «به بزرگی مشت انسان» رسید. استین مانند بسیاری دیگر از بیمارانی که بستری شدن‌های متعددی را تجربه می‌کنند، به استرپتوکک پیوژنز هم مبتلا شد. این بیماری، تب شدید، لرز، التهاب و در اغلب موارد مرگ را به دنبال دارد. به نظر می‌رسید استین هم یک بیمار دیگر محکوم به مرگ است، اما پزشکان متوجه یک اتفاق جالب درمورد او شدند. هربار که استین تب شدیدی را تجربه می‌کرد، تومورهایش کوچک‌تر می‌شدند. گریبر می‌نویسد چهار ماه و نیم بعد استین از بیمارستان مرخص شد؛ عفونت و سرطان هردو ازبین رفته بودند.پرونده استین این پرسش را برای کولی ایجاد کرد که چرا استین زنده ماند اما بیمار جوان خودش درگذشت، در حالی که هردو ظاهرا از یک بیماری رنج می‌بردند و تحت درمان‌های مشابهی قرار گرفته بودند. کولی در نهایت پی برد که تب استین توانسته است به نحوی به شکل یک درمان برای سیستم ایمنی او عمل کند. لحظه‌ای که کولی به این موضوع پی برد را می‌توان آغاز ایمنی‌درمانی و شاید آغاز راه جدیدی برای مقابله با سرطان دانست.
مسیری که اشتباه پیموده شد
زمانی که کولی ایده ایمنی‌درمانی را مطرح کرد فرد دیگری غیر از او خریدار این فرضیه نبود. آن‌گونه که گریبر اشاره می‌کند، کولی به عنوان یک پزشک متقلب شناخته شد و درمان‌های معمول و قابل قبول برای سرطان همچنان در حد جراحی، شیمی‌درمانی و پرتودرمانی باقی ماند. شاید ساده‌انگارانه اما احتمالا درست باشد که بگوییم بسیاری از تحقیقاتی که در زمینه سرطان انجام شد در اوایل کار، به مسیر درستی نرفت و بعدها نیز در همان مسیر باقی ماند: این باور عمومی که بهتر است به‌جای آن‌که به بدن برای درمان خودش کمک کنیم، خود بیماری را مورد حمله قرار دهیم.
گریبر در کتاب «پیشرفت بزرگ» که در آن بر اهمیت ایمنی‌درمانی تاکید شده است، از راز ناراحت‌کننده داستان مبارزه با سرطان پرده برمی‌دارد: محققان با عطش روزافزونی که برای یافتن راه درمان سرطان داشتند به راهی برای شکست بیماری نزدیک می‌شدند - حتی درمان‌های معجزه‌آسایی درمورد موش‌ها و گاهی انسان‌ها- انجام می‌شد اما در نهایت نتیجه این می‌شد که با پیچیدگی‌های عذاب‌آور دیگری در بدن انسان مواجه شوند، پیچیدگی‌هایی که نه آنها را پیش‌بینی کرده بودند و نه تصور می‌کردند. در طول سال‌ها این دانشمندان به سربازانی می‌ماندند که خود را به نزدیکی جبهه دشمن می‌رساندند، اما متوجه می‌شدند اسلحه‌ای همراه ندارند؛ وقتی با سلاح به آن نقطه بازمی‌گشتند سلاح‌هایشان را بدون گلوله می‌یافتند و وقتی با گلوله برمی‌گشتند متوجه می‌شدند گلوله‌ها غیرقابل استفاده‌اند. چنین جنگ ناامیدکننده‌ای، در سطحی سلولی، سال‌ها در میدان مبارزه محققان با سرطان ادامه داشته است.
ایمنی درمانی چگونه سرطان را درمان می‌کند؟
شواهد علمی بسیاری نقش حیاتی سیستم ایمنی بدن را در کنترل سرطان ثابت کرده است. مطالعات دانشمندان نشان می‌دهد نقص در سیستم ایمنی بدن با افزایش ریسک ابتلا به سرطان همراه است. بنابراین استفاده از سیستم ایمنی و هدفمند کردن آن احتمال مقابله با سرطان را افزایش خواهد داد. بر همین اساس، در ایمنی‌درمانی سرطان، از قسمت خاصی از سیستم ایمنی بدن بیمار برای مبارزه با این بیماری استفاده می‌شود.
این روش ممکن است به چند شکل انجام شود:
تحریک سیستم ایمنی بدن برای بیشتر و هوشمندانه‌تر عمل کردن. در این روش به سیستم ایمنی برای شناسایی و حمله موثرتر به سلول‌های سرطانی یاری‌رسانی می‌شود.
تجهیز سیستم ایمنی با پروتئین‌های سیستم ایمنی ساخته شده توسط انسان. این آنتی‌بادی‌ها می‌توانند در درمان سرطان بسیار موثر عمل کنند. می‌توان این آنتی‌بادی‌ها را به گونه‌ای طراحی کرد که به یک قسمت خاص یا به‌صورت هدفمند به تومورها حمله کنند.
استفاده از واکسن‌های سرطان، نوع دیگری از ایمنی‌درمانی سرطان است. واکسن‌ها موادی هستند که آنها را وارد بدن می‌کنند تا سیستم ایمنی برای مقابله با برخی بیماری‌ها تحریک شود. گرچه معمولاً تصور بر این است که واکسن‌ها درمورد افراد سالم مورد استفاده قرار می‌گیرند تا به پیشگیری از عفونت کمک کنند، اما می‌توان از برخی واکسن‌ها برای کمک به پیشگیری یا درمان سرطان نیز استفاده کرد.


منبع: The New York Times

یاسمین مشرف

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها