در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باید بگویم به خاطر اینکه قوانین ما در برخورد با اسیدپاشها بازدارنده نیستند. متاسفانه روند رسیدگی به این پروندهها خیلی طولانی است، وثیقهای که برای اسیدپاشها در نظر میگیرند خیلی پایین است و با میزان جرم برابری نمیکند، بعد از چند سال وقتی نوبت قصاص هم میرسد باز میبینیم اصلا شرایط قصاص فراهم نیست. هیچ دکتری زیر بار قصاص نمیرود یا هیچ بیمارستانی شرایط قصاص را فراهم نمیکند. به خاطر همین است که میگویم مجازاتها در این زمینه عادلانه نیست و خلأ قانونی وجود دارد. مشکل بعدی هم البته دردسترس بودن اسید است که نباید اینگونه باشد. باورکنید من هروقت خبر یک اسیدپاشی را میشنوم انگار دوباره از نو میسوزم. به خاطر اینکه دقیقا میتوانم درک کنم چه اتفاقی برای قربانی افتاده و چه حالی دارد.
برای معصومه عطایی و بقیه قربانیان اسیدپاشی، اما مشکلات ناشی از این حادثه فقط به بحث درمانی و مشکلات روحی بعد از حادثه ختم نمیشود؛ فقدان قوانین حمایتی مناسب برای حمایت از قربانیان اسیدپاشی از نظر این قربانی اسیدپاشی، یکی از بزرگترین مشکلاتی است که دامن آنها را میگیرد؛ مشکلاتی که به گلایه مشترک خیلی از آنها تبدیل میشود. عطایی درباره این مشکلات میگوید: «بهدلیل اینکه ما قوانین حمایتی درستی در این زمینه نداریم، بعد از حادثه اسیدپاشی، خیلی از قربانیها خانهنشین میشوند و از نظر مالی در شرایط بسیار بدی قرار میگیرند و هیچ نهادی هم متولی حمایت از ما نمیشود؛ در حالی که قربانیان اسیدپاشی نباید منزوی و خانهنشین شود. خود من از سال 94 عضو بهزیستی شدم، اما نهایت کمک بهزیستی همان ماهی 53 هزار تومان است که از سال 94 تا الان که توی نوبت بودم، تازه الان دو ماه است که فعال شده و به حساب من واریز میشود که به جایی نمیرسد. من الان خودم با همه این شرایطی که برایم پیش آمده، کار میکنم، اما درآمدم در ماه به یک میلیون تومان هم نمیرسد و اگر کمکهای خانواده و خیرین نباشد شاید خیلی وقتها کم بیاورم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: