در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میزممصادق راپورتچی بود از جریده فخیمه جامجم که آقا چه نشستهای که بازار سینما و فیلم و عشق فیلمها این روزا داغه و حیفه که منوچ تایرلورِ عشق سینما که یه زمونی تو سینما واسه خودش کسی بوده و شب و روزش پشت آپارات به هم دوخته شده بود از قافله جا بمونه.
حالا گیریم این اواخر از فشار این زمونه بیصاحاب کارش به بلیتفروشی هم افتاده بود، ولی به قول یارو گفتنی از اسب افتادیم از اصل که نیفتادیم! این آخری رو داش منوچ تو دلش گفت
البت!
حالا درسته که ما پشت رُل و از دهنی اون یازده دو صفر گوشتکوبی هرچی به این جامجمچیا توپیدیم که بابا ما آردامون بیختیم و اَلَکامونو آویختیم و از تو سینما چیزی واسه ما در نیمیاد و دیگی که از توش چیزی واسه ما در نیاد بذار سر اون جونورِ چهارپای باوفا توش بجوشه؛ تو کتِ این روزنومهچیای جامجمی نرفت که نرفت!
داشمنوچتون لُنگو انداخت رو داشبورد افهاش و سفارش سالار رو به غلوم شاتره کرد و یه صفایی به سر و کله داد و موها رو آبشونهای زد و دربست گرفت واسه جشنواره!
القصه و غرض که به لطف حضرات روزنومهچی بامعرفت جامجم، داشمنوچ شما یه ده روزی، خط بندر رو بیخیال شده و افهاش عروسکیشو زده گوشه پارکینگ غلوم شاتره (پایین میدون شوش) و دوباره مث اون قدیما با رگ قلنبیده شده سیمایی راهی سالن تاریک شده!
خدا سایه این روزنومهچیها رو از سر داشمنوچ کم نکنه که هنوز یه جو معرفت و مردونگی تو وجودشون هست که بفهمن این قلب صنبوری منوچ تایرلِوِر واسه سینما و سالن تاریک و اون بزن بهادر بازیهای روی پرده، شده قد سوراخ جوراب مورچههای پامنار! از خودِ اوس کریم پنهون نیست از شوما هم پهون نباشه که این ستون رو زدن به نام ما و قراره تو این ده دوازده روز، هر روز
یه سری دریوریجات اینجا بلغور کنیم! خلاصه که داش منوچ برگشته؛ منوچ تایرلور دوباره برگشته! آق منوچِ عشق سینما برگشته!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: