در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جوری: قاضی شارح با خدای خود خلوتی ندارد. او خواسته که بر او احاطه داشته باشند که دارند (اشاره دست به ارغون شاه).
قاضی: ای شیخ به استقبال مرگ نرو. این شاگرد میتواند جانت را حفظ کند... پیروانت مصون خواهند ماند.
جوری: نخواهند ماند. اگر علیه تو و مثل تو مبارزه کنند، جانشان را از کف میدهند و اگر با تو بسازند جانشان را، مالشان را، خدایشان را و شأن انسانیشان را. تا تو هستی ایشان مصون نخواهند ماند.
قاضی: آنچه تاکنون انجام دادهام هرگز خیانتی به مردم نبوده. مغولان دوست دارند بدون محاکمه کشتار کنند. تنها عملی که حقیر انجام داده است مهار کردن کشتار مغولان با حکمیت و قضاوت بودهاست. آیا این جنایت است یا مهار کردن جنایت؟
جوری: محق جلوه دادن جنایت! که از نفس جنایت موهنتر است.
قاضی: قضاوت من چون تیغی دو دم است که یک دم آن بهسوی جنایتکاران و...
جوری: که هر دو دم به سوی مردم است!
سربداران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: