به گزارش جامجم، بیست و هفتم اسفند سال 89، زن میانسالی به نام فاطمه به طرز مرموزی ناپدید و تلاش ماموران برای یافتن ردی از او آغاز شد. شواهد نشان میداد وی خانهاش را در آریاشهر ترک کرده و دیگر بازنگشته است. پلیس در نخستین گام به پرس و جو از همسر و فرزندان وی پرداخت و دریافت بهتازگی پسر فاطمه با دختر خواهر ناتنی مادرش به نام زهرا ازدواج کرده اما آنها با هم سر ناسازگاری دارند و این اختلاف به دو خواهر ناتنی هم کشیده شده است. پلیس به بازجویی از خواهر ناتنی وی پرداخت که این زن به جنایت کینهجویانه با همدستی یک مرد افغان اعتراف کرد.
«از وقتی خواهرم با ثروت زیاد از ژاپن به ایران برگشت به او حسادت میکردم. تا اینکه دخترم عروس او شد. خواهر ناتنیام دخترم را اذیت میکرد. چندبار خواستم تا دخترم طلاق بگیرد اما خواهرم راضی به این جدایی نبود. به همین خاطر تصمیم گرفتم او را بکشم.سراغ پیرمرد افغانی به نام محمد نبی رفتم.یکی از بستگانم به نام محسن نشانی او را به من داد. قرار شد در عوض کشتن خواهرم پنج میلیون تومان به او بدهم. او هم قبول کرد.به بهانه خرید آپارتمانی ارزانقیمت از فاطمه خواستم با هم به شهرری برویم. در ساختمان نیمهکاره در شهرری ، محمدنبی او را هل داد و سرش به دیوار خورد و بیهوش شد. سپس جنازهاش را داخل گونی پیچیدیم و به عمق چاه ساختمان نیمهکاره انداختیم.»
بهدنبال اعترافهای تکان دهنده این زن، محمد نیز بازداشت شد و گفت در ازای 5 میلیون تومان قتل را انجام دادم.
حسن نیز به اتهام دست داشتن در این قتل بازداشت شد و گفت خواهر زنم چند سال پیش نشانی یک بنا را از من خواست و من هم محمدنبی را معرفی کردم.
به این ترتیب محمد نبی به اتهام قتل و زهرا و حسن نیز به اتهام معاونت در جنایت در شعبه 113 دادگاه کیفری سابق استان تهران پای میز محاکمه ایستادند. قضات دادگاه محمد نبی را به قصاص، زهرا را به 15 سال زندان و حسن را نیز به 12سال زندان محکوم کردند. حکم صادره در دیوان عالی کشور تایید شده بود که آنها توانستند بعد از هشت سال رضایت اولیایدم را جلب کنند. در حالی که محمد نبی از قصاص رهایی یافته بود زهرا و حسن نیز طی نامهای از دادگاه تقاضای کمک کرده و درخواست آزادی مشروط را مطرح کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم