در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرشته مرگ: قرار بود با هم بریم. یادت رفت؟!
سیاوش در حالی که دستش را به پیشانیاش میزند: اینجای من، نوشته مشنگ! فکر کردی من خرم، حالیم نمیشه، واسه خودت میری، مییای! فکر کردی ما هم نمیبینیم. مثل جن بو داده غیب میشی و بعد مییای. حرفهای عجیب و غریب میزنی. چه خبره؟!
فرشته مرگ: حرفهای عجیب و غریب در این دنیا کم نیست. یکیش من، یکیش تو. تو هم کم عجیب و غریب نیستی!
سیاوش: اصلا من عجیب و غریب! به تو چه! دست از سر من بردار.
فرشته مرگ: نمیتونم. من مامورم و معذور.
سیاوش: اگه جرم کردم، تاوان هم دادم. نه اینکه وقت مردم را بگیری؟!
فرشته مرگ: طنابت بریده. چرا تو بریدی؟
سیاوش: برای اینکه دارم به زمین و زمان جواب پس میدم. (قسمت سوم سریال سی امین روز)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: