این روزها هم داریم به این شب تاریخی نزدیک میشویم، چند شب پیش که ما کنار مادرمان دراز کشیده بودیم ولی هنوز خوابمان نبرده بود. مامانمان به بابایمان گفت: یک نیمکیلو آجیل و یه هندونه و دو کیلو انار بخر بیار خونه شب چله نزدیکه به بابات اینام بگو بیان دور هم باشیم .
بابایمان هم گفت چشم و خوابید. فردایش بابایمان آمد خانه و گفت توی شبکههای اجتماعی یک مطلبی خوانده و آن این است که شب یلدا اصلا سابقه تاریخی ندارد و دروغ است و این را قدیم آجیلفروشها و میوهفروشها باب کردهاند که بتوانند اجناس بنجل خودشان را بفروشند و برای عید جنس نو بیاورند. ما هم به بابای دانشمندمان افتخار کردیم که اینقدر اهل مطالعه است. بعد دوباره موقع خواب، مادرمان به بابایمان گفت چرا نمیخوابی؟ بابایمان گفت: خدا باعث و بانیاش را لعنت کند، رفتم یک کیلو آجیل بخرم میگوید 150 هزار تومن. باید سه روز روی موتور کار کنم تا بتوانم یک کیلو آجیل بخرم. مادرمان به بابایمان گفت: فدای سرت اشکال ندارد، یک کم نخودچی کیشمیش از قبل مانده است، همان را میخوریم. بعد بابایمان گفت: خدا من را بکشد که مجبور شدم به خاطر یک کیلو پسته به بچهام - که منظورش ما است -دروغ بگویم. من به پدر خودم افتخار میکنم که برای دروغ گفتن به ما عذاب وجدان میگیرد. بهترین کار در نظر ما در شب یلدا خوابیدن است و باعث میشود آدم فردایش سرحال و قبراق به مدرسه برود. این بود انشای من در مورد یلدا و بابای من.
گلپایگانی در گفتوگو با جامجم آنلاین:
رئیس کتابخانه، موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی:
رئیس مدارس سمپاد در گفتوگو با «جامجم» مطرح کرد
ضیائیان در گفتوگو با جامجم آنلاین: