چرا فقط 19 درصد مردم ایران سال‌گذشته به سینما رفتند؟

کارت قرمز مردم به سینما

چندان نیاز به آمار نبود و تقریبا وضع سینمارفتن مردم ما در این چند سال اخیر اظهرمن‌الشمس است، اما اعلام آمار اخیر در این زمینه، مهر تاییدی بر قهر کلی جامعه با سینما زد. وقتی مرکز آمار ایران به‌تازگی اعلام کرد 1/81 درصد مردم ایران در سال 96 یعنی 48 میلیون و 929 هزار و 67 نفر حتی یک بار هم به سینما نرفتند و تنها 19درصد قدم‌رنجه کردند و برای فیلم دیدن به سینما رفتند، همه آن هیاهوهای تبلیغی برخی عوامل سینما رنگ باخت که همواره در مصاحبه‌ها و اظهارنظرهایشان سعی می‌کنند وضع سینمای ایران را گل و بلبل نشان دهند. البته نمی‌خواهیم آمار فروش و رکوردشکنی‌های کاذب سینمای ایران در این سال‌ها را زیر سوال ببریم، اما نباید بخش مهمی از واقعیت را نادیده بگیریم که بسیاری از مردم، اصلا کاری به سینمای ما ندارند و برای فیلم دیدن در سالن‌های سینما هزینه نمی‌کنند. طبق همین آمار منتشر‌شده، اخیر 70 درصد از افرادی هم که سال گذشته سینما رفته‌اند، دو بار یا بیشتر مخاطبان فیلم‌های سینمای ایران بوده‌اند؛ به عبارت دقیق‌تر از افرادی که سینما رفته‌اند، 9/29 درصد یک بار، 3/28 درصد دو بار و 8/41 درصد هم بیشتر از دو بار به سینما رفته‌اند. در این آمار همچنین اشاره شده که فیلم‌های موسوم به اجتماعی و کمدی بیشترین مخاطب را در سینما داشته‌اند. البته در آمار منتشرشده اخیر، نسبتا وضع سینما بهتر از دیگر حوزه‌های فرهنگی است و آمار 1/5 درصدی رفتن به تئاتر و 5/4 درصدی رفتن به کنسرت، به خوبی گویای دیگر حوزه‌هاست. بحث کتاب و روزنامه نخواندن هم وضعیت اسفبار مشابهی دارد. درواقع آنچه مسلم است، جای خالی فرهنگ در سبد زندگی افراد و خانواده‌های جامعه ایرانی به نسبت جمعیت بالقوه موجود است که انتظار می‌رود بیش از اینها در زندگی، احوالی از فرهنگ و هنر بگیرند. در این گزارش، به طور مختصر به علل و دلایل بی‌اعتنایی جمعیت زیادی از کشور به مقوله فرهنگی و البته آغشته به حوزه سرگرمی می‌پردازیم؛ همچنین نظر دو سینماگر فعال و شناخته‌شده، حبیب اسماعیلی و محمدحسین فرحبخش را در این خصوص جویا شده‌ایم.
کد خبر: ۱۱۸۷۲۴۰

کیفیت فیلم‌ها
یکی از مهم‌ترین علل قهر مردم با سینما، کیفیت نازل و سطحی بسیاری از فیلم‌های سینمای ایران است. در واقع آنچه اغلب مردم را از سینما دلزده کرده، تولید و نمایش انبوهی فیلم با سوژه‌ها و موضوعاتی تکراری و غالبا بی‌سروته و غیرجذاب است. وقتی تعدادی از فیلم‌ها، اسیر ابتذال و کلیشه‌ها هستند و بسیاری دیگر از فیلم‌ها هم بهره‌ای از خلاقیت و جذابیت نبرده‌اند، تماشاگران ترجیح می‌دهند وقت خود را با سینمارفتن تلف نکنند.

افزایش قیمت بلیت
مهم‌ترین دلیل رکوردشکنی‌های کاذب و افزایش آمار فروش فیلم‌ها در چند سال اخیر، افزایش قیمت بلیت سینماهاست؛ وگرنه می‌دانیم تعداد مخاطبان پرفروش‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر سینما دست بالا به دو سه میلیون نفر می‌رسد که به هیچ وجه با تعداد مخاطبان حتی ده میلیون نفری و چه بسا بالاتر سال‌های دور قابل قیاس نیست. اگر تعداد جمعیت کشور در گذشته را درنظر بگیریم و آن را با افزایش جمعیت در دهه‌ها و سال‌های اخیر مقایسه کنیم، اقبال مخاطبان به سینما در سال‌های دور، ارزشی صدچندان می‌یابد و بیشتر دستگیرمان می‌شود که جامعه تا چه اندازه با سینمای امروز ما میانه ندارد. با این حال وضع نابسامان اقتصادی و شرایط معیشتی مردم، چندان با هزینه‌های سینمارفتن و فیلم دیدن و این افزایش قیمت بلیت هماهنگی ندارد. کیفیت نازل غالب فیلم‌ها و سابقه ذهنی بد تماشاگران از آثاری که قبلا در سینما دیده‌اند، باعث می‌شود آنها ترجیح دهند از یک سوراخ، دو بار گزیده نشوند و برای دیدن فیلم‌ها در سینما هزینه نکنند.

فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی
حضور در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، بخش زیادی از زندگی مردم را در سال‌های اخیر به خود اختصاص داده و باعث شده آنها این فضای غالبا مبتنی بر سرگرمی را جایگزین موارد مشابه دیگر همچون سینمارفتن کنند. هرچند فضای مجازی، به نوعی در مواردی می‌تواند نیازهای سینمایی و برخی دیگر از عرصه‌های فرهنگی مردم را تا حدی برطرف کند. در چنین وضعیتی، فیلم‌های سینمایی باید خیلی کشش و جذابیت داشته باشند تا مردم را به سالن‌های سینما بکشانند. ضمن این‌که در این سال‌ها و روزها می‌توان مخاطبانی را در سالن‌های سینما دید که به محض کسالت‌بار شدن فیلم‌ها، به تلفن‌های همراه خود و صفحات فضای مجازی پناه می‌برند و با این کار، برای دیگر تماشاگران حاضر در سالن که به هرحال حتی به فیلم‌های ضعیف هم احترام می‌گذارند و با آداب‌دانی به تماشا ادامه می‌دهند، ایجاد مزاحمت می‌کنند.

شبکه نمایش خانگی

اگرچه در آمار، اشاره شده که 1/81 درصد مردم ایران در سال گذشته به سینما نرفته‌اند، اما این به معنی آن نیست که این تعداد فیلم‌های ایرانی اکران شده در سال 96 را ندیده‌اند. تماشاگران زیادی، برخی آثار سینمایی را در این مدت در شبکه نمایش خانگی دیده‌اند یا از طریق دانلود قانونی یا غیرقانونی موفق به تماشای بعضی از فیلم‌ها شده‌اند. درواقع شبکه نمایش خانگی، به نوعی به رقیب خطرناکی برای سینما تبدیل شده و بسیاری از مخاطبان ترجیح می‌دهند به جای سینمارفتن، فیلم دیدن در خانه را انتخاب کنند که راحت‌تر و کم‌هزینه‌تر است.
جذب تماشاگران خاموش

حبیب اسماعیلی، تهیه‌کننده سینما درباره آمار اخیر منتشر شده مرکز آمار ایران درباره سینمارفتن مردم به جام‌جم گفت: سال به سال، یک سری عدد و ارقام می‌دهند که فروش فیلم‌های سینمایی بیشتر شده است که البته از سال 95 به این‌طرف هم آمار فروش فیلم‌ها جهش خوبی داشته، اما می‌دانیم که تعداد مخاطبان سینمای ما خیلی کمتر از تعداد مخاطبان در سال‌های گذشته است. ما در دهه‌های 60 و 70 فیلم‌هایی داشتیم که تا هفت‌میلیون نفر بیننده داشت، اما تعداد مخاطبان پرفروش‌ترین فیلم‌های ما در سال‌های اخیر، در نهایت دو یا سه‌میلیون نفر است. تازه این حداکثر تعداد تماشاگران فیلم‌های پرفروش ماست.
مدیر شرکت رسانه فیلمسازان مولود افزود: این آمار نشان می‌دهد تماشاگران آن‌طور که باید به سینما نمی‌روند؛ یعنی این‌که ما هنوز نتوانسته‌ایم یک سری تماشاگران را به سینما جذب کنیم. فکر می‌کنیم فیلمی که ده میلیارد تومان می‌فروشد، رکورد شکسته است. درواقع در این میان بیشتر به آمار فروش نگاه می‌کنند و تعداد مخاطب چندان مدنظر نبوده است. این آمار و ارقام فروش که طبیعی است، چون سال به سال که می‌گذرد قیمت بلیت‌های سینما 10 یا 15 درصد و بیشتر گران‌تر می‌شود. ضمن این‌که افزایش پردیس‌های سینمایی هم به افزایش فروش کمک می‌کند.
این بازیگر و پخش‌کننده فیلم گفت: باید با سعی و تبلیغات، چاره‌ای برای جذب تماشاگر به سینما اندیشید؛ آن هم تماشاگرانی که به اصطلاح خاموش هستند و بیشتر ماهواره یا فیلم‌های روز دنیا را در سینمای خانگی می‌بینند. باید به سمتی برویم که فیلم‌های پرفروش ما حداقل پنج‌میلیون نفر بیننده داشته باشد. باید با ساخت فیلم‌های متنوع و با فرم‌های مختلف، اعتماد مردم به فیلم‌های سینمای ایران بیشتر شود. الان بیشتر این اعتماد به فیلم‌های کمدی وجود دارد و مردم بیشتر برای دیدن این فیلم‌ها به سینما می‌روند، اما درباره دیگر فیلم‌ها به دلایلی چون توقیف و ممیزی اعتماد آنچنانی وجود ندارد. آنها فکر می‌کنند اگر این فیلم‌ها در سینما نمایش داده می‌شود، لابد قیچی شده است. اجازه دهیم فیلمسازان ما با آزادی عمل، نقد اجتماعی داشته باشند و از درد و مشکلات مردم بگویند، الان همه جا مردم کشور را نقد می‌کنند، اما وقتی نوبت به سینما و فیلمسازان می‌رسد، حساسیت‌ها بیشتر می‌شود.

مردم خودشان را در فیلم‌ها نمی‌بینند

محمدحسین فرحبخش، تهیه‌کننده سینما درباره این‌که چرا 1/81 درصد مردم ایران در سال قبل به سینما نرفتند، به جام‌جم گفت: دلیل اصلی این بی‌اعتنایی جامعه نسبت به سینمارفتن، سانسور شدید در سینما و ارشاد است. ممکن است شما بگویید همه فیلم‌ها پروانه نمایش می‌گیرد، اما من روی این مساله حرف دارم. امسال یک فیلم هزارپا را اکران کردند، اما بعد از آن ده‌ها برابر، ممیزی‌ها بیشتر شد. یعنی اگر شما کوچک‌ترین شوخی هم در فیلم بگذارید که هیچ ایرادی هم ندارد و باعث خنده مردم می‌شود، به عنوان شوخی جنسی و بی‌تربیتی از فیلم درمی‌آورند. درحالی که اصلا هم چنین چیزی نیست! این ناشی از فشارهای نهادهایی خارج از حوزه وزارت ارشاد است.
تهیه‌کننده فیلم‌هایی چون آوازقو و پاکباخته افزود: سینمای ما با آن چیزی که مردم هستند، از نظر نگاه فاصله دارد. یعنی مردم می‌گویند این ما نیستیم که در فیلم‌ها می‌بینیم. درواقع مردم فیلم‌هایی را در سینما می‌بینند که دور از واقعیت و حقیقت جامعه است. اگر ممیزی‌ها از یک فیلتر ویژه رد شود، تماشاگر برای چه باید برود و فیلم ببیند؟ برای همین می‌شود که 19 درصد مردم سال گذشته به سینما رفتند؛ تازه به نظرم این درصد هم از روی بیچارگی به سینما رفتند! اگر با این وضعیت یک درصد هم به سینما بروند، من حیرت می‌کنم؛ چون واقعا فیلم نیست. این در حالی است که خودم هر سال فیلم می‌سازم. البته به این معنی نیست که سازندگان فیلم‌های تولیدی و اکران‌شده، بلد نیستند فیلم بسازند، بلکه ترس و لرز از ممیزی باعث می‌شود فیلم‌ها آن‌طور که باید خوب از آب درنیاید. البته ممکن است در این وضعیت، فیلم‌هایی هم موفق به گریز شوند. اتفاقا آن 19 درصدی که به سینما می‌روند هم همین گریزهای اندک مثل هزارپا را می‌بینند.
فرحبخش ادامه داد: مسؤولان، نگاه مردم را در ممیزی فیلم‌ها لحاظ نمی‌کنند، بلکه نگاه مسؤولان بالاتر از خودشان را که از آنها دستور می‌گیرند، لحاظ می‌کنند. این موضوع باعث می‌شود مردم به سینما نروند. وگرنه در ایران حداقل 50 درصد مردم باید به سینما بروند.
وقتی از این کارگردان و تهیه‌کننده باسابقه سینما پرسیدیم چقدر فقر فرهنگی در این میان نقش دارد و اغلب مردم حتی به تئاتر و کنسرت هم نمی‌روند و آنچنان هم اهل کتاب و روزنامه خواندن نیستند، پاسخ داد: اتفاقا به نظرم مردم نسبت به قدیم، خیلی بیشتر به تئاتر می‌روند. من اگر هفته‌ای دو تئاتر نبینم، یک تئاتر را می‌بینم. جمعیت تئاترروی ما نسبت به قبل از انقلاب که اصلا قابل قیاس نیست. اتفاقا معتقدم به جای فقر فرهنگی، الان غنی بودن فرهنگی میان مردم مطرح است و چون فرهنگی غنی دارند و می‌فهمند و دانا هستند، گول نمی‌خورند برای دیدن هر فیلم بنجلی به سینما بروند؛ از فیلم من بگیرید تا فیلم بقیه. چون سرشان دائم در اینترنت و فضای مجازی است. ضمن این‌که الان مردم کتاب و روزنامه را هم از طریق فضای مجازی می‌خوانند.
فرحبخش همچنین گفت: باید تاکید کنم مخالفت من با ممیزی سلیقه‌ای است و به هیچ وجه منظورم اکران فیلم‌هایی مبتنی بر بی‌بند و باری و خلاف شرع نیست. اکثریت مردم، فیلم‌های خلاف شرع و غیراخلاقی را نمی‌خواهند و اگر هم احیانا اثری با این فضا ساخته شود، اصلا مردم اجازه اکران چنین فیلمی را نخواهند داد و در آن سینمای نمایش دهنده را گِل می‌گیرند. اما این‌که بیایند فیلمی درباره بدیهیات زندگی مردم را با عنوان ابتذال و تلخی و سیاه نمایی ممیزی کنند، قابل پذیرش نیست. اگر وضع به همین منوال باشد، من دست این 19 درصدی که به سینما رفتند را می‌بوسم، چون زندگی ما سینمایی‌ها را اداره می‌کنند.

علی رستگار

سینما

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها