در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلخ و شیرین یک خاطره
رضا صادقی، خواننده موسیقی پاپ و همشهری ناصر عبداللهی است. او البته هر سال روی صفحه اینستاگرام خود یاد زندهیاد عبداللهی را گرامی میدارد و چند بار هم نوشته: خوش به حال آن بالاییها که میتوانند صدایت را بشنوند. او میگوید: ناصر عبداللهی را از سالهای دور میشناختم و دوستش داشتم و دارم. همشهریام که صدای زیبا و خلق و خوی زیبایی هم داشت و آن زمانها الگو و بزرگتر ما محسوب میشد. یک خاطره دارم که هنوز هم دوستش ندارم.
صادقی ادامه میدهد: راستش ناصر قرار بود اجرایی داشته باشد و مسؤول کارهای صدا هم من بودم. رفت روی صحنه و میخواست بخواند که دید صدا قطع است. ناصر تا مدتی از من ناراحت بود و فکر میکرد به عمد صدا را قطع کردهام، تا اینکه بالاخره او را دیدم و برایش توضیح دادم من مقصر نبودهام و از دلش درآوردم. اما همین که برایش چنین تصوری را ایجاد کرده بودند، خیلی ناراحتکننده بود و هنوز هم از یادم نمیرود.
او در پایان میافزاید: هر چند در برابر دیگر چیزهایی که یاد ناصر عبداللهی را برای ما زنده نگه میدارد، این خاطره چندان جایی ندارد، او با مهربانیها، مردانگی و صدای گرم و خوبش همیشه میان ما خواهد بود و فراموشش نمیکنیم.
ماجرای شعری که بیاجازه خواند
حکایت مرد و دریا
سید عباس سجادی مجری، ترانهسرا و مدیرعامل بنیاد آفرینشهای هنری نیاوران است.
او هم بهواسطه سالها فعالیت در عرصه موسیقی آشنایی نزدیکی با اغلب هنرمندان دارد. ناصر عبداللهی برای او یادآور عنوان «پیرمرد و دریا» است، عنوانی که ما را یاد اثر جاودانه ارنست همینگوی میاندازد. او به دوستی و نزدیکی بهمنی و عبداللهی اشاره میکند و میگوید: یک بار عبداللهی را دیدم. آمد و گفت به پیرمرد سلام برسان. به او گفتم پیرمرد کیست؟ گفت: مگر پیرمرد و دریا را نخواندهای؟ خلاصه فهمیدم منظورش استاد بهمنی است. گفت من و بهمنی زیاد با هم کنار دریا قدم زده و شعر خواندهایم. بهمنی برای ما همان پیرمرد داستان است. ما جنوبیها او و دریا را با هم میشناسیم.
زینب مرتضایی فرد
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: