مقطع حساس‌کنونی

ماجرای عبرت‌آموز سخنران و مستمع و خنده و گریه و شام

روزی سخنرانی در سمیناری که با موضوع راهبردها و راهکارهای مسائل پیش‌رو در پرتو مسائل پشت‌سر نظر به تجربیات حال حاضر تشکیل شده بود، سخن می‌راند و حضار مشغول گوش فرا دادن به سخنان او بودند.
کد خبر: ۱۱۸۶۹۳۵

سخنران در میان سخن لطیفه‌ای گفت که ازبس جالب و خنده‌دار بود، شنوندگان پس از شنیدن آن از فرط خنده پاره‌پاره شدند. سخنران پس از گفتن آن لطیفه به سخنان خود ادامه داد و در ادامه سخنانش بار دیگر همان لطیفه را تکرار کرد. این‌بار بعضی از شنوندگان دوباره خندیدند و بعضی دیگر تنها نگاه کردند. سخنران دوباره و سه‌باره و چهارباره آن لطیفه را تکرار کرد و تعداد خنده‌کنان کم و کمتر شد و در دفعه پنجم واقعا دیگر کسی نخندید، بجز یک‌نفر، که او هم از خنده بعنوان تیک عصبی استفاده می‌کرد.
در این هنگام سخنران صدایش را صاف کرد، گفت: «ببینید، وقتی نمی‌توانید بارها به یک چیز شاد بخندید، چرا بارها برای یک چیز اندوهناک، شامل غم‌ها و غصه‌ها و شکست‌ها و رنج‌هایتان گریه می‌کنید؟»
یکی از شنوندگان، که خود در سمینار بغلی سخنران بود، از جا برخاست و گفت: «ای سخنران، واقعا فرق این‌دوتا را نمی‌فهمی یا ما را اسکل کرده‌ای؟»
سخنران گفت: «بلی. قبول دارم که مغالطه کردم، اما انصافا نتیجه‌گیری‌ام درست بود. واقعا چرا برای اندوه‌های خود بارها و بارها...»
‌ مستمع، سخن سخنران را قطع کرد و گفت: «تو به‌جای این‌که به ما ماهی‌گیری یاد بدهی، همین چهارتا ماهی را هم از ما گرفتی.» سخنران لحظه‌ای ساکت شد، سپس افزود: «ببخشید غلط کردم!»
در این هنگام شام رسید و همه به طرز خفنی خاموش شدند!

امید مهدی‌نژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها