عاشقیت شاعرانه!

نقلی که از ارتباط مادرم با رهی معیری آمده است، کاملاً دروغ است. البته رهی معیری عاشق مادرم بود و این هم تقصیر مادرم نبود. مادر‌م به هیچ‌وجه نمی‌خواست با او رابطه‌ای داشته باشد. البته دوست بودند و در محافل خانوادگی ما که 60-50 نفر شرکت می‌کردند، رهی هم می‌آمد و من هم او را می‌دیدم، اما این داستان‌سازی‌ها بعدا اتفاق افتاد.
کد خبر: ۱۱۸۶۸۲۲

یعنی بعضی‌ها که می‌خواهند از هر چیزی قصه‌ای در بیاورند، اینها را درست کردند. مادرم هفت‌هشت سال بعد از طلاقش ازدواج کرد و بین او و پدر دومم، مرحوم کیانوری علاقه‌ای پیش آمد. داستان هم از این قرار بود که یک روز مادرم به دیدن برادرش عبدالعزیز -که با کیانوری همکار بود- رفت. وقتی به دفتر دایی‌ام رفت، کیانوری مادرم را به دفتر برادرش هدایت کرده بود و در آنجا با هم آشنا شدند. آن روزها مادر می‌خواست خانه مستقلی برای خودش بسازد و دایی عبدالعزیز می‌گوید: بده کیا بسازد! این باعث آشنایی بیشتر آنها شد و در نهایت هم خیلی ساده ازدواج کردند. نه‌جشنی برگزار شد و نه مراسمی داشتند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها