در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در گذر از دهه 90 خورشیدی و در حالی که به 1400 نزدیک میشویم تلویزیون رقبایی همچون ماهواره و فضای مجازی پیدا کرده است. با این حال همچنان رسانه ملی میکوشد جایگاه خود را در سرگرمسازی داشته باشد. به نظرتان راهی وجود دارد که بیش از پیش مخاطبان را به سمت این مدیوم آورد؟
من ماهواره ندارم و هیچگاه هم علاقهای به استفاده از ماهواره نداشتهام، اما فضای مجازی را حس کردهام و از تأثیرگذاریاش هم آگاهی دارم. اینکه رسانه ملی رقیب دارد شکی نیست، اما رسانه ملی میتواند با کمی پربارترشدن و تولید برنامههای جذابتر و در کنارش کم کردن ضعفهایی که دارد برای کنار زدن رقبایش تلاش کند.
تولید محصول جذاب به بودجه نیاز دارد و آنچه بر رسانه ملی حاکم است کمبود بودجه است؛ بخصوص که هنوز نتوانستهایم برای محصولات تولیدیمان بازاری در آن سوی آبها پیدا کنیم. با این حساب تولید محصول جذاب بهراحتی میسر نیست.
اینکه بخواهیم از عرضه محصولاتمان در آن سوی مرزها به سودآوری برسیم خیلی خوب است، اما واقعیت آن است که مگر در کل دنیا به لحاظ زبانی چند درصد فارسی زبان داریم که بخواهیم محصولاتمان را برایشان صادر کنیم. البته با برخی کشورها اشتراکات فرهنگی داریم که میتوان از این اشتراکات برای عرضه محصولات استفاده کرد، ولی فارغ از اینها شرایط مشابه رسانه ملی را رسانه رسمی خیلی از کشورهای دیگر هم دارند یعنی فقط باید به مخاطب بومی فکر کنند و توانایی سودآوری بینالمللی ندارند ولی باز هم لنگ نمانده و توانستهاند با جذب درآمد ناشی از آگهیهای داخلی، تولیدات جذاب داشته باشند. یک دلیل آن است که ساختارهایشان را چابکسازی کردند تا زودتر به سودآوری برسند؛ به بیان بهتر نگاه کارمندی را از کار رسانهای حذف و سعی کردند نیروهایی را جذب و حفظ کنند که برایشان آورده فرهنگی داشته باشد.
چابکسازی یعنی آن که به سمت کوچکسازی برویم که زمانی تلاشهایی هم برایش صورت گرفت، اما باز هم موفقیت قابلتوجهی را عاید سازمان نکرد.
یک معنی چابکسازی میشود اینکه سازمان را کوچک کرده و به سمت خصوصیسازی حرکت کنیم و یک معنی دیگر اینکه فسادزدایی را در دستور کار قرار دهیم. به هر حال تا وقتی فسادزدایی نشود، هم در زمینه تولید محتوا و هم کیفیت جذابیت محصول با مشکل مواجه خواهیم بود. بارها از ما پرسیدهاند که چرا در دهههای قبل سریالهای جذابتر تولید میشد؟ آیا به لحاظ نیروی انسانی و درصد خلاقیت کم آوردهایم؟ قاعدتا اینطور نیست، چون ضریب هوشی نیروهای جوان اگر بیشتر از قبلیها نباشد کمتر هم نیست. اما نکته اینجاست که در گذشته اگر نیاز به تولید بود به بهانههای مختلف قید کاربلدان را نمیزدند تا سراغ آنهایی بروند که کمتر دستمزد میگیرند و اتفاقا اولویت را میگذاشتند با نیروهای مجرب. الان هم مدیر خوب و سالم در سازمان داریم، ولی غلبه با مناسباتی است که براساس منفعت مالی پروژهها را پیش میبرد و انگار کسی متوجه این نیست که اگر پروژهها به جای منافع بینندگان براساس منافع تولیدکنندگان پیش برود یقینا درصد مخاطب کاهش خواهد یافت.
به هر حال تولیدکننده هم باید منفعتی داشته باشد تا کار به سرانجام برسد.
بله، اما منفعت منطقی! ببینید، در سینما با تهیهکنندگانی روبهروییم که سعی میکنند با گرفتن حمایتهای مختلف در همان پروسه تولید به سود برسند و دیگر اصلا برایشان مهم هم نباشد که در اکران چه بر سر فیلم میآید. در تلویزیون نباید چنین نگاهی غلبه کند و اتفاقا سازندگان سریالهای تلویزیونی باید طوری عمل کنند که محصولشان حتی در زمان پخش هم توان سودآوری و حتی جذب آگهیهای فراوان را داشته باشد. مگر در سالهای گذشته کم سریال داشتهایم که بعد از روی آنتن رفتن قسمتهای ابتدایی به ناگاه با تقاضای بالای فعالان بازرگانی برای داشتن آگهی مواجه شدهاند؟! در سالهای اخیر چند سریال اینگونه داریم؟ باید محتوایی تولید کنیم که آنقدر جذاب باشد که حتی آنهایی را که به فکر آگهی دادن به شبکههای ماهوارهای افتادهاند به سمت رسانه ملی بکشاند.
براساس گفتههایتان باید شما را در زمره مخاطبان تلویزیون بدانیم یا نه؟
معلوم است که مخاطب تلویزیون هستم، اما انتخاب میکنم چه ببینم. بسیاری از سریالها را در قسمتهای ابتدایی میبینم، اگر جذبم نکرد دنبال نمیکنم و سراغ سریال بعدی میروم. خیلی از سریالهای خوب را هم به ناگاه از میانههای آنها دیدهام چون درست معرفی نشدهاند. پس یک راه دیگر برای رقابت با ماهواره هم میتواند معرفی درست محصولات رسانه ملی باشد.
از برنامههایتان برای کار در تلویزیون بگویید. گویا به دنبال یک تولید مشترک هستید؟
چند سالی میشود که تمام وقتم را گذاشتهام برای به نتیجه رساندن تولید سریالی با موضوع سوریه. این سریال باید با حمایت سیمافیلم تولید شود و یک سریال سوری ـ عربی است که داستانش هم در سوریه روایت میشود و نگاه خاص خود را به مدافعان حرم هم دارد. منتظرم فیلمنامه این کار به نتیجه برسد و وارد فاز فیلمبرداری شویم.
بعد از رهایی از این پروژه مشترک باز هم برای تلویزیون کار خواهید کرد؟
فکر میکنم تولید برای تلویزیون هنوز جای کار دارد. اگر از پروژه سوری رها شوم حتما سراغ ساخت یک سریال طنز جذاب خواهم رفت آن هم با داستانی کاملا اخلاقی تا یک کمدی پاک و بدون آلودگی برای مخاطب ایرانی خلق شود. خودم هم که جسته و گریخته سینما و تلویزیون را پی میگیرم جای خالی محصولات مفرح سرگرمکننده پاکیزه را حس کردهام و فکر میکنم نیاز جدی داریم به کار در این حیطه. کمدی پاکی که داستانش را بیلکنت بگوید خیلی کم شده است و اولویت تولیدکنندگان رفته بر بداههپردازیهای تکراری.
خیلیها از تولید محصول پاک حرف میزنند، اما در عمل طرفی نمیبندند. نمیترسید به سرنوشت آنها دچار شوید؟
هر کسی برای خود کارنامهای در حیطه خویش دارد و کارنامه من هم گواه این است که هیچگاه چه در سینما چه در تلویزیون به دنبال تولید محصولات دارای محتوای آلوده نبودهام؛ ابدا هم توجیه سازندگان اینگونه آثار مبنی بر علاقه مخاطب به شوخیهای غیراخلاقی را قبول ندارم. شما کمدی سالم و پاک تولید کنید قطع به یقین مخاطب بیشتری خواهید داشت
آرشام خدادوست
رسانه
!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: