در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در نتیجه دستور داد هرکس را به جرم دزدی دستگیر کردند و جرمش محرز شد، سوار بر خر کنند و در معابر اصلی شهر بگردانند تا شهره خاص و عام شود و متنبه گردد. روزی شخصی که صدهزار دینار اختلاس کرده بود دستگیر شد. او را سوار خر کردند و مدت یک هفته در تمام معابر شهر، حتی معابری که برای عبور از آنها نیاز به پرداخت عوارض بود، گرداندند.
مردم که با دیدن او به اجرای عدالت امیدوار شده بودند، با سر دادن شعارهایی چون «غارتگر بیتالمال، حق مسلم ماست» و «ای خرسوار حیا کن، این رویه ناسالم رو رها کن» خواستار ادامه برخورد با مفسدان اقتصادی شدند. در پایان هفته، مجرم را نزد داروغه بردند.
داروغه از او پرسید: خب، خوش گذشت؟
دزد گفت: بلی. پولها را که همراه خانواده از کشور خارج کردم، خرسواری مفتی هم که کردم، مردم را هم به اجرای عدالت امیدوار کرده و باعث تخلیه هیجانات آنها نیز شدم. چرا خوش نگذشته باشد؟
داروغه گفت: این حرف تو طعنه به کسی، جایی، نهادی دستگاهی، چیزی نبود؟
دزد گفت: نه بابا، این حکایت مال قدیم و سرزمینهای دور است.
داروغه گفت: بر فرض مذکور بلاایراد است و خاموش شد.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: