به گزارش جامجم، اوایل آذر امسال مردی با حضور در شعبه دوم دادیاری دادسرای ناحیه34 تهران از سارقی به اتهام اخاذی شکایت کرد. با دستور قاضی خاکزاد، پرونده برای ادامه تحقیقات در اختیار ماموران پلیس آگاهی قرار گرفت . شاکی به افسر تحقیق گفت: چند روز پیش خودروی سمندم در خیابان سرقت شد. روز بعد از شکایتم خودرو در حالی که وسایل و ضبط و پنل داخل آن دزدیده شده بود کشف شد، اما از مدارک و بیمه آن خبری نبود. چند روز بعد مردی با من تماس گرفت و خواست برای پس گرفتن مدارکم سه میلیون تومان پول بدهم. تهدید کرد که اگر پای پلیس به میان بیاید مدارک را آتش میزند .
وی افزود: به باغ متروکه ای در جنوب تهران رفتم، پول را که داخل نایلون مشکی بود زیر درختی دفن کردم، یک متر جلوتر رفتم و دیدم نایلونی کنار درختی افتاده است. بعد از بازکردن آن مدارک را برداشتم. باز به محل دفن پول بازگشتم که مرد اخاذ آن را برداشته بود. این فرضیه که همدستی میان مرد اخاذ و سارقان خودرو وجود دارد، قوت گرفت .
تحقیقات ادامه داشت و ماموران با شکایتهای مشابهی روبهرو شدند. بررسی روی این پرونده ها نشان میداد شاکیان خودروهایشان که پراید، پژو و سمند بوده در محلههای مختلف پایتخت مورد سرقت قرار گرفته و اموال داخل آن مانند پول، لباس و ضبط، پنل و هرآنچه داخل خودرو بوده سرقت شده است. بعد از آنکه پلیس خودروهای سرقتی را کشف کرد افرادی در تماس با آنها در قبال پس دادن اسناد و مدارک مالکیت خودروها از یک تا پنج میلیون تومان از آنها اخاذی کردهاند.
تحقیقات حاکی از این بود که سارقان اخاذ در چند مورد از این پروندهها که متوجه شدند شاکیان همراه ماموران در محل حاضر شدهاند اسناد و مدارک را پس نداده و بعد از چند مرتبه اخاذی از شاکیان اسناد و مدارک را پس دادهاند.
جستوجوها در این باره ادامه داشت تا اینکه چند روز پیش ماموران با خبر شدند که سارقان در تماس با مالباخته جدیدی از او خواستهاند برای تحویل مدارکش به باغ متروکهای در جنوب تهران برود و پنجمیلیونتومان پول را هم ببرد. ماموران از شاکی خواستند در آنجا حاضر شود و خودشان هم به محل مورد نظر رفته و آنجا را زیر نظر گرفتند. نیم ساعت از حضور آنها گذشته بود که مرد جوانی برای برداشتن کیسه پول سمت درخت رفت که همان موقع ماموران با اطمینان از اینکه او همان سارق اخاذ است، سمتش رفتند و او پیش از اینکه فرصتی برای فرار پیدا کند، بازداشت شد .
متهم با انتقال به پلیس آگاهی بازجویی شد و به افسر تحقیق گفت: با دو نفر از همدستانم که سابقه دار بودند خودروها و لوازم داخل آن را سرقت کرده و بعد از سه روز خودروها را حوالی نزدیکترین کلانتری رها میکردیم. بعد در تماس با صاحبان خودروها برای پس دادن مدارک، اسناد و بیمه خودرو از آنها اخاذی میلیونی میکردیم.
با اعتراف متهم معلوم شد یکی از همدستانش به اتهام گوشیقاپی بازداشت شده و در زندان است و دیگری هم همچنان مشغول اخاذی از شاکیان جدید است . هردو متهم نیز شناسایی و بازداشت شده و به دهها فقره سرقت و اخاذی سریالی از مالباختگان خودروهای سرقتی اعتراف کردهاند. متهمان روانه بازداشتگاه پلیس شدند و تحقیقات از آنها ادامه دارد .
پول خلاف زیر دندانم مزه کرد!
محسن 25 ساله کلکسیونی از جرایم در پروندهاش دارد و هیچ وقت فکر نمیکرد برای چهاردهمین بار دستگیر شود و به زندان بیفتد .
سابقهداری؟
بله. 13 بار به اتهام سرقت، زورگیری، اخاذی و گوشیقاپی بازداشت شدم و به زندان افتادهام. زندان خانه دومم است.
درس خواندهای؟
دیپلم گرفتم و میخواستم دانشگاه بروم و وکیل شوم اما اعتیاد و سرقت باعث شد خلافکار شوم و هیچ وقت به آرزویم نرسم.
کی اولین بار زندان رفتی؟
17 ساله بودم که برای اولین بار دستانم با دستبند گره خورد و مهر خلافکار به پیشانیام خورد. پدرم برایم موتورسیکلت نمیخرید به همین خاطر تصمیم گرفتم هر طور شده یک موتورسیکلت داشته باشم. چند بار سعی کردم تا آخر توانستم موتورسیکلت پارکشده در خیابانی را سرقت کنم. یک هفته با موتوردزدی با دوستانم به تفریح میرفتیم که روز هشتم گشت پلیس دستگیرم کرد. یک سال کانون بودم و بعد آزاد شدم.
چرا دست از خلاف برنداشتی؟
کمکم با دوستان ناباب آشنا شدم و راه خلاف را ادامه دادم. پول خوبی از راه خلاف به دستم میآمد و حسابی این پولها به من مزه میداد به همین دلیل دزدی را ادامه دادم. کمکم عضو باندهای خلافکاری شدم و با آنها سرقتهای گوشیقاپی، کیفقاپی، زورگیری و دزدی خانه، سرقت خودرو و وسایل داخل آن و ... را انجام میدادم و یکخلافکار حرفهای شدم. آلوده دزدی و اعتیاد شده بودم و اگر خلاف نمیکردم انگار چیزی گم کرده بودم.
فقط در تهران دزدی میکردی؟
خیر. من سارق حرفهای بودم و شهر به شهر سرقت خودرو و لوازم داخل آن و دیگر جرایمم را انجام میدادم و حتی تحت تعقیب پلیس شهرهای نوشهر، سراب و چند شهر دیگر هم هستم که هنوز پروندههایم در آنجا مفتوح است.
اخاذی از مالباختگان خودرو چطور بود؟
42 روز پیش زمانی که از زندان آزاد شدم، سراغ بچه محلهای خلافکار رفته و متوجه شدم دو نفرشان که سابقه سرقت و وسایل داخل خودرو را دارند، دوباره کارشان را شروع کردهاند اما این بار برای باز پس دادن اسناد و مدارک خودروها به مالباختگان از آنها اخاذی هم میکنند و با یک تیر چند نشان میزنند .
بعد چه شد؟
آن دو به من پیشنهاد همکاری دادند که چون تازه از زندان آزاد شده و پولی نداشتم با آنها همراه شدم. سه نفری در سطح شهر تهران در رفت و آمد بودیم، بویژه شرق و جنوب تهران. خودروهای پارک شده در خیابانها را سرقت کرده و وسایل داخل آن را هرچه بود برداشته و میفروختیم. بعد اسناد و مدارک خودروها را برداشته و در تماس با صاحبان خودروها به قصد باز پس دادن مدارکشان از آنها یک تا پنج میلیون تومان اخاذی میکردیم. صاحبان خودروها طبق خواستهمان کیسه پول را زیر درختان باغ متروکه دفن کرده و ما آن را بر میداشتیم. آنها یک متر جلوتر از آنجا مدارک را برمیداشتند. اگر پای پلیس به میان میآمد، چند مرتبه از آنها اخاذی میکردیم و بعد مدارک را پس میدادیم.
چرا خودروها را حوالی کلانتریها رها میکردید؟
بعد از آنکه اموال داخل خودروها را برمیداشتیم بعد از سه روز آنها را نزدیک کلانتریها رها میکردیم تا زودتر خودروها پیدا شوند و دیگر سارقان به سراغ آنها نروند.
با پولهای دزدی چه میکردی؟
بیشتر آن را خرج خرید شیشه میکردم. بخشی را هم برای خودم لباسهای مارکدار میخریدم و با دوستان خلافکار تفریح و خوشگذرانی میکردم .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم