گفت‌وگو با امیرمهدی پوروزیری، کارگردان سریال مینو:

ممیزی آنگونه که می گویند بزرگ نیست

پخش سریال مینو به کارگردانی امیرمهدی پوروزیری از چندی پیش از شبکه یک شروع شده است. این سریال روایتی از مقاومت مردم خرمشهر در زمان آغاز جنگ تحمیلی است که داستان آن در ماه‌های منتهی به اشغال این شهر می‌گذرد. قصه عاشقانه‌ای بین یک جاسوس عراقی و پرستاری که فضای ملتهب جنگ آن را دستخوش فراز و فرودهای بسیار می‌کند، روایتی است از عشق، خیانت و انتقام که با شروع جنگ شکل دیگری می‌گیرد. گرچه قصه این مجموعه در فضای جنگ هم می‌گذرد، اما کارگردان تلاش کرده از زاویه‌ای تازه به این موضوع نگاه کند تا برای مخاطبان جذابیت لازم را داشته باشد. به همین دلیل، صحنه‌های این سریال تلویزیونی فقط به نبرد و جنگ ختم نمی‌شود و داستان تم عاشقانه هم دارد. قصه و نوع روایت سریال مینو بهانه‌ای شد تا با کارگردان این اثر گفت‌وگوی چالشی داشته باشیم و با او درباره فضای قصه، بازی بازیگران، صحنه‌های قتل و ... به صحبت بنشینیم. البته پوروزیری از آن کارگردانانی است که با گشاده رویی پاسخگوی نقدهایمان بود. او اعتقاد دارد در این سریال با وجود این‌که قصه مثلث‌عشقی بود، اما با ممیزی از سوی تلویزیون رو به رو نشدند و تعامل خوبی داشتند. به گفته او کارگردانان و نویسندگان قبل از این‌که با سانسور رو به رو شوند، خودشان دچار خودسانسوری می‌شوند. یعنی از ترس مرگ، خودکشی می‌کنند!
کد خبر: ۱۱۸۱۴۵۱

میخواهم شروع گفتوگو از نقطه صفر سریال مینو باشد. در اولین قسمت این مجموعه نه تنها شاهد معرفی کاراکترها بودیم، بلکه فضای قصه اواخر دهه 50 میگذرد و شما سعی کردید از لنزی برای تصویربرداری استفاده کنید که با حال و هوای آن روزها هماهنگی داشته باشد و فضای قدیمی احساس شود. شخصا برایم جالب بود که به جزئیترین مساله هم توجه کرده بودید.واکنش مخاطب عام چطور بود؟ آیا بازخوردهایی در این باره داشتید؟

راستش از قدیمی بودن فضا که به واسطه لنز قدیمی شکل گرفته شده بود، بازخورد خوبی از سوی مخاطب عام دریافت نکردیم. مخاطبان تلویزیون دوست دارند تصویر شارپ و امروزی ببینند، اما تصور ما حرفهای بود. مخاطب خاص موافق با فضای کار بود، چون به دنبال باورپذیری و خلق فضاهای تجربه نشده است.

ما هم به دنبال چنین فضایی بودیم. به همین دلیل از لنزی قدیمی استفاده کردیم که 60 سال از عمرش گذشته بود. دلیل قرار دادن چنین تصویری هم به این خاطر بود که به باورپذیری مخاطب کمک کند. البته مخاطبان تلویزیون بازخوردهای خوبی نسبت به قصه و قهرمانان دارند و برایم جالب است حتی نگران کاراکترها هستند. این نشانه خوبی است.

کارگردان در قدم اول باید کاری کند تا مخاطب گاردش را باز و قصه را باور کند. مثل بچهای که برایش میخواهید قصه تعریف کنید.

پیدا کردن این لنز قدیمی برایتان مشکل نبود؟

مسلماً پیدا کردن تجهیزات قدیمی که به سادگی پیدا نمیشود سخت است، اما با جستوجوی فراوان پیدا کردیم. از سوی دیگر چون قبلا با این لنز کار کرده بودم از تاثیر کار این لنز با خبر بودم.

ولی فکر کنم تصور شخصی تان این بود که بازخورد خوبی از مخاطب عام برای این فضا میگیرید؟

به هر حال دو تا سه قسمت ابتدای سریال به نوع قلقگیری مخاطب است که البته کارگردانی سریال مینو برایم تجربه مهمی از این حیث بود. به هر حال انجام یک سری کارها و تجارب جدید، مسلما با خطرهایی همراه است. وقتی چند ساعت تا پخش روی آنتن زمان دارید، نمیدانید چه اتفاقی میافتد و همین شما را با چالشهای عجیب و غریب رو به رو میکند که اتفاقا تجربه ارزشمندی است.

بهرغم اینکه از این بخش راضی بودم، اما درباره بازیها نظر دیگری دارم. عباس غزالی بازیگر خوبی است، اما برخی مواقع در بازی اغراق دارد که این اتفاق هم در قسمتهای اولیه سریال مینو افتاده است، به ویژه در قسمتهای ابتدای سریال؛ اما به مرور خیلی بهتر شد. نظر شما چیست و چرا این اتفاق در بازی او رخ داده است؟

من قبول ندارم. اتفاقا عباس غزالی جزو کاراکترهایی از سریال مینوست که مردم خیلی دوستش دارند و حتی در خیابان او را به نام رضا شکری (کاراکتر سریال مینو) صدا میکنند و نه عباس غزالی. این نشان میدهد این کاراکتر بین مردم جا باز کرده و مردم قبولش دارند. اگر هم اشکالی به بازی غزالی دارد به من به عنوان کارگردان برمیگردد که البته من نظرم این نیست و معتقدم عباس خیلی خوب نقشش را درآورده است. او کاراکتر را همان طوری که من برایش تعریف کرده بودم، خلق کرده است و اگر ایرادی در این زمینه دارید باید به خودم بگویید.

خب چرا این جنس بازی اغراقآمیز را از او خواستید؟

با این صحبت شما موافق نیستم. جهان قصه با دنیای واقعی فرق میکند. خواه ناخواه وقتی یک قهرمان در دنیای نمایش خلق میشود تا حدودی اغراق دارد، به همین دلیل مخاطب قهرمان را دوست دارد و علاقهمند است در دنیای واقعی این طور باشد.

این دیدگاه شماست، اما معتقدم عباس غزالی در این سریال بازی متفاوت و خاصی داشته که برای مخاطب هم ماندگار است و علاقهمند است قصه او را در سریال پی بگیرد. ضمن اینکه تعریف کلاسیک قهرمان یعنی اینکه او عمل غیرمنتظرهای انجام بدهد.

اتفاقی در سریال مینو افتاده و اینکه ما شاهد مثلث عشقی هستیم. در حالی که این اتفاق خیلی بهندرت در تلویزیون میافتد. در این زمینه با واکنشی از سوی مدیران تلویزیون روبهرو نبودید؟

اعتقاد دارم برای خلق درام باید سراغ تجارب و اتفاقات تازه رفت. امکان دارد یک دختر فقط یک خواستگار داشته باشد و با همان هم ازدواج کند و تمام شود. حتما قبل از ازدواج با ماجراهایی از این دست رو به رو میشود.

من هم با این مساله موافق هستم، اما برخی کارگردانان اعتقاد دارند اگر چنین موردی را در قصه سریال قرار بدهند با ممیزی از سوی مدیران روبهرو میشوند. آیا این اتفاق برای شما رخ داد؟

اتفاقاً به هیچ وجه درباره مسائل عشقی قصه هیچ ایرادی از سوی تلویزیون از ما گرفته نشد و خیلی هم باز عمل کرد. تصور ما از ممیزیها خیلی زیاد است، در حالی که در واقعیت اینطور نیست. متاسفانه ما قبل از اینکه با سانسور رو به رو شویم، خودمان دچار خودسانسوری میشویم. یعنی از ترس مرگ، خودکشی میکنیم.

مثلث عشقی چه ایرادی دارد و تلویزیون هم مشکلی با این مورد نداشت. در این باره هم ما ممیزی نداشتیم. فقط در یک بخش از قصه ممیزی داشتیم که دو پاسبان بازمانده قبل از انقلاب داشتیم که کل کلهای بانمک این دو در قصه جالب بود، اما تلویزیون بخشهای مربوط به این دو پاسبان را حذف کرد.

در حالی که این دو پاسبان حتی لباس خاصی هم نپوشیده بودند. دلیل حذف این بخشها به این خاطر بود که باید تلویزیون جواب نیروی انتظامی را میداد. به همین دلیل چهار دقیقه از قصه حذف شد و این برایم آزاردهنده و ناراحت کننده بود. جالب است بگویم در جایی که تلویزیون خودش متولی است، باز عمل میکند؛ اما زمانی که قرار باشد جواب نهاد دیگری را بدهد کمی تامل دارد.

به نظرتان حذف چهار دقیقه به سریال لطمه زده است؟

بله، مگر میشود لطمه نزند. به هر حال تلویزیون در حوزههایی که مربوط به خودش است باز عمل میکند و بسته نیست و ما هم هیچ ممیزی در مثلث عشقی قصه نداریم، اما این اتفاق برای آن دو کاراکتر پاسبان افتاد.

پس شما اعتقاد دارید این خودسانسوری از سوی کارگردانان و نویسندگان رخ میدهد؟

بله، از ترس مرگ، خودکشی میکنند. اتفاقا ما پلانهایی در سریال گذاشته بودیم که فکر میکردیم در میآورند، اما صادقانه باید حرف زد که آن پلانهایی که ما تردید داشتیم، حذف نشد. همان طور که غر میزنیم از اتفاقات خوب هم باید صادقانه حرف بزنیم.

شما در این کار تجربههای زیادی داشتید و برای نقشهای اصلی به سراغ دو تئاتری همچون سلمان فرخنده و مهدیه نساج رفتید که برای مخاطب ناآشنا بودند. فکر نمیکردید ممکن است از سوی مخاطب با پذیرش رو به رو نشوید؟

به هر حال وقتی فیلم یا سریال میخواهیم بسازیم باید خطر کنیم. این اتفاق از کله صبح و شروع بسما... اتفاق میافتد.

ولی همه صبحشان را با خطر شروع نمیکنند؟

من عافیتطلبی را دوست ندارم. دلم میخواهد دنبال تجارب زیاد باشم تا اینکه از داشتههای بقیه بهره ببرم. عباس غزالی از بازیگران بسیار قهار و حرفهای است که خیلی هم گزیده بازی میکند و هر پیشنهادی هم نمیپذیرد. در واقع کارهای مختلف را ردمیکند تا انتخابهای عالی داشته باشد. من وقتی آقای فرخنده و خانم نساج را برای شخصیتهای اصلی انتخاب کردم با چشمباز این کار را کردم و میدانستم که مسؤولیت به آنها دادم.

دلم میخواست از کلیشههای رایج تلویزیون فاصله بگیرم، به همین دلیل در بازیها، پلانها، میزانسن و .... سعی کردم تجربههای جدید داشته باشم تا از چنین فضاهایی دور شوم. البته میتوانستم بازیگران شناختهشده تلویزیون را بیاورم، اما این کار را نکردم تا سراغ چهرههایی باشم که برای مخاطب کمترشناختهشده و جذابتر هستند.

از سوی دیگر بازیگری همچون سلمان فرخنده با کارگردانان بزرگ کار کرده است. او در فیلم 50 قدم آخر با آقای کیومرث پوراحمد تجربه همکاری داشته است و این نشان میدهد که او بازیگر توانمندی است.

در مجموع از انتخابهایتان راضی بودید؟ آیا برای کاراکترهای عماد و مینو نامزدهایی از میان بازیگران چهره داشتید؟

امکان استفاده از بازیگران چهره پیش آمد، اما همانطور که تاکید کردم علاقهمند بودم مسیر را طوری طی کنم که دوست دارم تا از این طریق بتوانم مخاطب را جذب کنم. ضمن اینکه هدفم ساخت یک کار سالم بود. به دنبال حاشیه نبودم و نمیخواستم از شتابدهندههای غیر واقعی استفاده کنم.

در سریال مینو صحنههای قتل و خشونت هم دارید. فکر نمیکردید این صحنهها ممکن است برای مخاطب خوشایند نباشد؟

جهان تغییر کرده و مخاطب دائم سریالهای روز دنیا را میبیند یا در گوشی همراهش چیزهایی را تماشا میکند. بنابراین بودن صحنه خشن در راستای قصه چه اشکالی دارد.

چند سال پیش معاونت سیما نشاندادن صحنههای قتل و خشونت را در سریالهای تلویزیون ممنوع کرده بود. شما مشکلی در این باره نداشتید؟

واقعا مدیران تلویزیون در این بخش با ما همکاری کردند. البته ما هم به خاطر احترام به مخاطب صحنههای خشونت را کم کردیم. البته از چند قسمت دیگر صحنههای جنگ شروع میشود و ما نمیتوانستیم در جنگ گل و بلبل و درخت نشان بدهیم.

منظورم صحنههای جنگی نیست، بلکه صحنه قتل است؟

معاونت سیما نهایت تعامل را با ما داشت و ما هم ناراضی نیستیم. تلویزیون به درک درستی رسیده است و از ما خواسته بودند این صحنهها را تلطیف کنیم که ما هم این کار را انجام دادیم. در مجموع تعامل خوبی شکل گرفت و در یک فضای باز به نتایج خوب رسیدیم. بعد هم سریال هست و بدون صحنه قتل نمیشود.

بازخوردی هم از مخاطبان داشتید؟

بله، خیلی خوب قصه قهرمانان را دنبال میکنند. البته تا کار تمام نشود نمیتوانم نظر قطعی بدهم. با اینکه سریال دیروقت پخش میشود اما بازخوردهای مثبت داشتیم.

همزمان با سریال مینو، بانوی عمارت هم پخش میشود، اما مردم بیشتر درباره بانوی عمارت میگویند تا مینو. نظرتان چیست؟

طبیعی است، چون پخش این سریال زودتر شده است. ضمن اینکه جنس شبکه سه این است که در بهترین ساعت سریال پخش میکند، اما شما مطمئن باشید سطح بازی بازیگران سریال مینو بر خلاف نظر شما از بیشتر سریالهای تلویزیونی بالاتر است.

این نظر شماست؟

بله. بدون شک.

یعنی براساس نظرسنجی به این نتیجه رسیدید که سطح بازی بازیگران سریال مینو از بیشتر سریالهای تلویزیون بالاتر است؟

مخاطبان خاص که این سریال را دنبال کردند همین نظر را دارند. ضمن اینکه حجم تبلیغات قبل از سریال و هنگام سریال خیلی نسبت به روزهای اول بیشتر شده و نشان میدهد سریال در میان مردم گرفته و میبینند. در حالی که ما شتابدهندههای همچون بازیگران چهره نداشتیم و درگیر حاشیه فضاهای مجازی نشدیم. برخی عادت کردهاند ایرادهایشان را در فضای مجازی میگذارند تا بیشتر مخاطب را جذب کنند و اتفاقا موفق هم هستند.

شما چرا از این کارها نمیکنید؟

نه، این جنس کار را دوست ندارم. ضمن اینکه اهل فضای مجازی نیستم، حتی بعد از دو سال اینستاگرامم را باز کردم، چون این فضا را دوست ندارم و درگیرش نیستم.

فاطمه عودباشی
رسانه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها