در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایکاش از این مقدمات، نتیجه بهتری گرفته میشد. درست است که متروی تهران با بلیت هزار تومانی کاغذی که اگر کارت بزنی حداکثر 991 تومان میشود ارزانترین متروی دنیاست ولی آیا باید این شانس را از مردم گرفت؟ درست است که متروی شهرهای لندن و توکیو گرانترینهای جهان است ولی آیا منطقی است که ما را مقایسه کنند با آنها که حسابمان مصداق میان ماه من تا ماه گردون است؟ اصلا چرا یک عضو شورای شهر که رایاش را از مردم همین شهر گرفته باید چشم روی همه مسائل و مشکلات مردم ببندد و بگوید که هرکه میخواهد در تهران زندگی کند باید هزینهاش را نیز بدهد؟ مگر او نمیداند که خیلیها به جبر زمانه در این شهر ماندهاند و به جبری قویتر مجبورند باز هم در این شهر بمانند مثل کسی که نمیمیرد از بیکفنی.
آیا خیلی از مدیران شهری خبر دارند از آن همه ازدحام در متروی تهران که در ساعات شلوغ باید اشهدت را بخوانی و سوار و پیاده شوی؟ آیا میدانند که اغلب مسافران مترو آدمهایی دست به دهانند که پیه مصائب متروسواری را به جان میخرند فقط به امید داشتن سفری ارزانتر؟
خب حالا درد دارد وقتی میگویند براساس آنچه در دنیا مرسوم است قیمت واقعی بلیت در تهران چیزی حدود ده هزار تومان است و مردمی که در تهران زندگی میکنند باید این هزینه را بدهند. چقدرآدم یاد تفکری میافتد که چند سال قبل مسلط بود و میگفت باید زندگی در تهران را آنقدر سخت کرد که فقط آنهایی که استطاعت دارند دراین شهر بمانند. بد ماجرا اینکه پشت این حرفهای گزنده میرلوحی فقط یک دلیل وجود دارد و آن همنوایی با شهرداری تهران است که سالهای سال است زورش به دولت نرسیده تا مطالباتش بابت مترو را تسویه کند. ظاهرا قرار بر این است که قیمت تمام شده بلیت مترو سه قسمت شود و یک قسمت را مردم و دو قسمت دیگر را دولت و شهرداری بپردازند. دولت سهم خودش را سالهاست نداده ولی مردم این سهم را همیشه دادهاند، نقد هم دادهاند، هر روز، با هر بار سوار شدنشان به مترو، بعد از این هم میدهند، پس حالا درست است که دولت را رها کنند و به ملت بچسبند، ملتی که شانههایش بدجور زیر بار زندگی است و شاید یکی از دلخوشیهایش سوار شدن به مترویی است که گران نیست و هنوز فقرا قادرند سوارش شوند.
نسخه بنویس اما برای دولت
محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران دیروز فکر کرده بود مردم تصور کردهاند منظور میرلوحی از حرفهایش این بوده که قرار است بلیت متروی تهران گران شود و بشود ده هزار تومان برای همین گفت که قرار نیست اینچنین شود. محمد علیخانی، رئیس کمیسیون حمل و نقل شورای شهر نیز که با او تماس گرفتیم تا نظرش را درباره موضعگیریهای همکارش در شورا جویا شویم، همان ابتدای کار گفت که قرار نیست بلیت متروی تهران بشود ده هزار تومان چون حداکثر رشدی که بکند همان 10 تا 15 درصد همیشگی است.
اما علیرضا سرحدی، کارشناس شهری همان ابتدای صحبت فهمید که این حرفها اشاره پنهانی دارد به باور عدهای که مردم تهران دارند خیلی ارزان سفر میکنند و باید جلوی این واقعه را گرفت؛ چون این ارزانی شده باری بر دوش شهرداری. سرحدی گفت مثل این است که عدهای دارند منت سر مردم میگذارند، همانها که هر از گاهی قیمت بنزین در ایران را علم میکنند و مقایسهاش میکنند با اطراف و اکناف جهان و بعد نتیجه میگیرند که بنزینمان نیز باید گران شود. او گفت آخر وضعیت ایران چه ربطی به جهان دارد، ایران، ایران است و معادلات خاص خودش را دارد، مگر شهرداری در ایران یک نهاد واقعا مردمی است، مگر شهرداری نسبت به درآمدها و مخارجش به مردم توضیح میدهد و آیا به مردم اجازه تعیین سرنوشت میدهد که حالا عدهای قیمت بلیت متروی ما را مقایسه میکنند با فلان و بهمان کشور توسعهیافته که شهرداریشان یک نهاد کاملا مردمی است و مسؤولان شهری به مردم پاسخگویند و درآمدها و هزینهها در آن شفاف است.
البته محمد علیخانی، عضو شورای شهر تهران اینچنین بیپرده موضعگیری نکرد ولی گفت این درست نیست که چون دولت سهمش در مترو را نداده و خبری از یارانه بلیت نیست مردم تاوانش را بدهند. او گفت اگر دولت قصور کرده نباید سنگینی بار بر زمینمانده روی دوش مردم بیاید، بلکه باید دولت را مخاطب قرار داد و مطالبات را پیگیری کرد.
ظاهرا دولت زیر بار پرداخت مطالبات شهرداری تهران بابت حمل و نقل عمومی نمیرود. آنطور که علیخانی به ما گفت دولت هرازگاهی که جلسه برگزار میشود، میگوید بروید حساب و کتاب کنید تا بدهیها را بپردازم ولی بعد از مدتی همه چیز فراموش میشود و پرداخت بدهیها میافتد در پیچ و خم مسائل اداری. نتیجه این که درحالی که بدهی دولت به شهرداری پایتخت بابت مترو بیش از ده
هزار میلیارد تومان است علیخانی گفت تازگیها دولت حدود ده میلیارد تومان برای مترو و حدود 11 میلیارد تومان بابت اتوبوسرانی به شهرداری پرداخته که تازه این 21 میلیارد تومان که قطره است در مقابل دریای بدهیها، بابت مطالبات اربعین بوده است.
در چنین وضعیتی وقتی نماینده مردم تهران در پارلمان شهر، دولت را رها میکند و مردم را میچسبد، درد دارد. آقای میرلوحی و همه کسانی که مثل او فکرمی کنید خوب است بدانید دیوار مردم تهران کوتاه است و بالا رفتن ازآن آسان، اما اگر توانستید دولت را متقاعد به ادای دین کنید آن وقت نماینده مردم هستید.
طرفداران تهران گران
در سالهایی که بر تهران و مردمش گذشته خیلی از مسؤولان و دستاندرکاران آمده و رفتهاند و حرف از گران کردن زندگی در تهران زدهاند. آنها فقط به یک چیز فکر کردهاند و آن رفتن آدمهای ندار از پایتخت بود و حتما هجومشان به حاشیهها. یک بار مرتضی الویری، عضو شورای شهر تهران این حرف را زد، اتفاقا فروردین همین امسال. او گفت هر کسی در شهر تهران زندگی میکند، باید هزینه زندگی در آن را بپردازد. در همه دنیا این امر مرسوم است که هزینه زندگی در شهرهای بزرگ بیشتر از حومه باشد، برای همین بسیاری تشویق میشوند در خارج از کلانشهرها زندگی کنند.
قبل از او محمدعلی نجفی، غلامحسین کرباسچی، عباس آخوندی و محسن صفاییفراهانی نیز همین اعتقاد را داشتند. این اواخر اما شهردار تازهوارد تهران نیز همین حرفها را تکرار میکند. این گفتههای پیروز حناچی است: در همه کشورهای اروپایی شما هر چقدر به مرکز نزدیک میشوید هزینهها افزایش مییابد و هر چقدر دور میشوید هزینهها بهطور معنیداری کاهش پیدا میکند. شما در مرکز لندن میتوانید با هزار پوند یک واحد 30 متری اجاره کنید و با همان پول 70 کیلومتر با قطار بروید عقبتر و یک خانه ویلایی بگیرید و هزینههای زندگیتان را کاهش دهید. مردم به اختیار و نهبه اجبار بدون اینکه خدمات محلی و سلامتشان را از دست بدهند ترجیح میدهند اطراف شهر را انتخاب کنند.
عوارض بزرگراهی
خبر افزایش صددرصدی حقوق شهرداران هنوز داغ است؛ خبری که مدیرکل دفتر شوراهای وزارت کشور دو روز پیش اعلام کرد و شنوندهها را مستاصل گذاشت که این افزایش صددرصدی حقوق و مزایا برای چه و از جیب که. مسلما فشار این افزایش حقوق به مردم وارد میشود حتی اگر بار مالی این مصوبه هیات دولت از خزانه تامین شود.
حقوق شهرداران از جمله شهردار پایتخت در حالی دو برابر میشود که لااقل شهرداری تهران از گذشته تا امروز قصد داشته با اجرای طرحهایی از مردم پول مازاد دریافت کند و به این ترتیب امورات شهر را راحتتر اداره کند. یکی از این طرحها که البته عقیم ماند و مربوط است به عمر شورای شهر چهارم، دریافت عوارض از بزرگراهها و تونلهای شهری بود، عوارضی که شهرداری حتی نرخش را تعیین کرده بود و روی عدد 300 تومان به توافق رسیده بود.
برخلاف این طرح ابتر اما شهرداری تهران مصر است از ابتدای امسال نسخه جدید طرح زوج و فرد را به اجرا بگذارد و بابت ورود به این محدوده از افراد پول بگیرد. هزینه ورود به محدوده زوج و فرد برای سال آینده یکسوم نرخ طرح ترافیک است.
دولت مکلف است
شکی نیست که هزینه تمامشده خدمات اجتماعی از جمله حملونقل عمومی در شهرها و کلانشهرها از جمله تهران بالاست ولی بالا بودن هزینهها دلیلی برای دریافت قیمت تمام شده خدمات از مردم نیست. عبدالرزاق موسوی، قائممقام شورای عالی استانها با تایید این مطلب به ما میگوید: این یک اصل است که مردم باید متناسب با سطح درآمدشان هزینه خدمات را پرداخت کنند، بنابراین در تعیین سهم مردم از قیمت تمام شده خدمات نباید هیچ مقایسهای با کشورهای دیگر انجام شود، چون هرجامعهای ویژگی خود را دارد.
او ادامه میدهد: همه میدانیم که بیشترین استفادهکنندگان ازسیستم حمل و نقل عمومی مردم با درآمد پایین شامل حقوقبگیران وصاحبان مشاغل با درآمدهای حداقلی هستند پس نباید انتظار داشته باشیم که این افراد قیمت تمامشده خدمات را پرداخت کنند بویژه اینکه دولت مکلف به حمایت از اقشار آسیبپذیر و تعیین سهم آنها متناسب با درآمدشان است.
مریم خباز
جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: