در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صبحها به چهرههای آدمها در مترو، تاکسی و اتوبوسهای شهری دقیق شده اید! انگار بالای کله هرکدام حباب گامبو و گندهای باز شده است و حرفها و فکرهای قبل از خوابشان هنوز بالای سرشان هست و چرخ میخورد. صورتهای سنگی و سردی را صبحها میبینیم که اگر بخواهند لبخند بزنند صدای قیریچ قیریچ لولاهای ماهیچهها و عضلههای صورت گوشخراش خواهد بود.
این روزها به این فکر میکنم آیا این همه خبرهای بد که این مدت میشنویم در گذشته هم وجود داشتهاند یا خیر؟ آیا خبرها وجود داشتهاند و این رسانهها بودند که کدامها را مطلع شویم کدامها را نه؟ رویدادهایی که اکثرشان در همین جوامع کوچک اتفاق میافتد وکاممان را تلخ میکند. ما ناگزیریم در میان خبرها زندگی کنیم و همین الان که مشغول خواندن این ستون هستید روی گوشی شما چند نوتیف خبر از کانالهای خبری تلگرامی نشسته است.
آیا خبرهای بد جذابترند؟ آیا رسانهها عاشق خبر بدند؟ آیا وقتش نرسیده رسانهها را آچمز کنیم و خبر خوب تولید کنیم؟ قبول کنیم حال جامعه ما خوب نیست. طفلکی رسانهها هم تقصیر ندارند این ماییم که خبر بد تولید میکنیم ... روزنامهنگاری شغل سختی است مردم! یک جایی نوشته بودم، آوردن قبض آب و برق و گاز و احضاریه دادگاه وروزنامه که نشد کار، به من نامه عاشقانهای بنویس...پستچیها باید به شغلشان افتخار کنند...
حامد عسکری
شاعر و نویسنده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: