در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرزمین قهرمانهای خیالی که یکتنه از پس انبوهی از دشمنان برمیآیند و در این مسیر گاهی مرزهای اغراق را هم فرسنگها جابهجا میکنند! البته در عصر تبدیل جهان به «دهکده جهانی» کمتر کسی است که شناختش از این شبهقاره پرجمعیت به فیلمهای پر از اغراق هندی محدود باشد، اما این سرزمین 72 ملت بویژه شهر «بمبئی» از گذشته و بواسطه رونق تجارت در این سرزمین، مورد توجه ویژه تجار و چهرههای سیاسی و فرهنگی ایرانی بوده است.
«بمبئی رقص الوان است» یکی از مجموعه سفرنامههایی است که در ارتباط با سفر چهرههای ایرانی به بمبئی نوشته شده است. شرحی از سفر مسافران دوره قاجار به یکی از عجیبترین و البته پرجمعیتترین شهرهای آن دوره که در دل خود تحلیلی دقیق از وضعیت زندگی مردم هند در آن زمان و تاثیر حضور نیروهای استعمارگر بریتانیا در شبهقاره هند دارد.
مسافران قاجاری سرزمین 72 ملت، از نقطه آغازین این سفر که اغلب با کشتی شروع میشده به توصیف عجایبی پرداختهاند که در مسیر سفر به بمبئی با آن مواجه شدند، از جمله شرایط خاص آب و هوایی این منطقه و آداب و رسوم ویژه مردمان آن و البته تنوع ادیان و مذاهب مختلف در این منطقه که گاهی موجب حیرت این مسافران شده است و بخوبی توانسته ویژگی 72 ملت بودن سرزمین هند را به رخ این مسافران بکشد. البته چشمان تیزبین این سیاحان ایرانی از دیدن آنچه که استعمار انگلیس برسر کشور هند آورده نیز دور نمانده و در بخشهای مختلفی از سفرنامه خود به ابعاد مختلف این موضوع پرداختهاند.
عجایب بحر فارس
ستارههای دیدنی خطرناک!
نه فقط خود بمبئی، مردمان و آداب و رسوم آن بلکه مسیر سفر به این شهر هم در دل خود عجایبی را برای مسافران آن دوره جای داده که در بخشهای مختلفی از کتاب به آن اشاره شده است. یکی از جالبترین نمونههای این موضوع اولین مواجهه میرزا ابوطالبخان، جهانگرد ایرانیالاصل ساکن هندوستان با ستارههای دریایی در مسیر سفر به بمبئی است: «عجایب بحر فارس ـ از خصوصیات این بحر آن که ماهی در این بحر پیدا میشود که چون ماهتاب، سفید رنگ و پرنور است به حدی که در حین غلت زدنهای او در آببازی که بدان مجبول است، شعاع شکمش بر مردم جهاز میافتد و ایضا جسمی مدور مابین گوشت و نبات شبیه به لاکپشت ـ بیبرآمدگی و سختی پشت ـ در این بحر افراط دارد. انگلیسیها آن را ستاره بحر خوانند، زیرا که شب هنگام هر یک مثل ستاره میدرخشد ـ بعضی شبها آنقدر وافر و تماشایش خوشاینده بود که دو بهر، به سیر آن مشغول ماندم. گویند جسم آن اگر به بدن انسان برسد آن موضع آنقدر خارشت کند که زخم گردد.»
اهالی بمبئی و طرز ویژه سلام به بزرگان
رسمی که از چنگیز به جا ماند!
آداب و رسوم مردم هند بویژه در مواجهه با بزرگترها و افراد دارای مقام تا حدودی شباهتهای زیادی به نحوه مواجهه سایر مردم شرق با بزرگان دارد. برای مثال محمدعلی بهبهانی که در سال 1184 شمسی وارد بمبئی شده در ارتباط با یکی از آداب خاص مردم این دیار مینویسد: «دیگر از علامات بزرگی آن است که کوچک در وقت ورود دست بر سر نمینهد و خم میشود و دیگر چیزی به زبان نمیگوید و بالنسبه به حکام و اعاظم زیاد خم میشوند به حد رکوع و زیاده از آن مثل کرنش کردن اهل ایران و آن بزرگ نیز دست بر سر میگذارد و هرگاه بزرگ به کوچک چیزی داد، همان وقت کوچک برخاسته به همین نهج سلام میکند و مینشیند و میگویند این طرز سلام با بزرگان از مخترعات چنگیز است و از سلاطین مغول در این ملک شایع شده...»
هندیها چگونه مراتب بزرگان را بیان میکردند؟
از «صاحب» تا «قبلهگاه»
حتما شما هم در بسیاری از فیلمهای هندی دیدهاید که وقتی میخواهند به یک فرد بزرگ و دارای رتبه اشاره کنند، از عبارت «صاحب» استفاده میکنند، اما شاید جالب باشد که بدانید مردم این خطه حداقل در دوران سفر مسافران قاجار از عبارتهای دیگری نیز برای نشان دادن جایگاه بزرگان استفاده میکردند. محمدعلی بهبهانی در سفرنامه خود در این زمینه مینویسد: «در هنگام نام بردن دیگری لفظ صاحب را به آخر اسم یا لقب او اضافه میکنند تعظیماً و میگویند فلان صاحب و یا آقاصاحب یا میرصاحب یا میرزا صاحب یا خانصاحب یا نواب صاحب و اگر زیاده تعظیم منظور است لفظ قبله را نیز به آن اضافه میکنند و اگر از آن نیز زیاده منظور است لفظ کعبه را نیز زیاده کنند و به بزرگان خود چون پدر و عمو و نحو ایشان و حکام و امثال آنها خداوند نعمت و پیر و مرشد و قبلهگاه خطاب کنند.»
اطلاعات فوری
عنوان: بمبئی رقص الوان است
زیرعنوان: بمبئی به روایت مسافران دوره قاجار
مولف: علیاکبر شیروانی
ناشر: نشر اطراف
تعداد صفحات: 130
قیمت: 12 هزار تومان
پیشبینی زمان مطالعه: 4 تا 6 روز
احسان سالمی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: