در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه در تئاتر و نمایش عروسکی باشد چه در سینما و تلویزیون و حتی نمایش رادیویی بدون شخصیتپردازی هیچ درامی شکل نمیگیرد، اما نوع مدیوم و قالب نمایشی در چگونگی و کیفیت شخصیتپردازیها موثر بوده و از آن تاثیر میپذیرد. به این معنا که شخصیتپردازی در تئاتر به ملزوماتی وابسته است که در سینما به آن نیازی نیست یا برعکس. از این رو گاهی به برخی بازیها یا کاراکترها در فیلمهای سینمایی این نقد وارد میشود که شبیه تئاتر شده است. در واقع فرم و اشکال نمایشی در درون خود واجد برخی ویژگیها و ظرفیتهایی است که توجه به ظرافت آنها در شخصیتپردازی واجد اهمیت میشود. از این رو شخصیتپردازی تا حدودی متاثر از ساختار و قالب نمایشی است که قرار است در بستر آن قصهای روایت و کاراکتری خلق شود.
بر این مبنا میتوان به خوانش شخصیتپردازی در تلهفیلمها یا فیلمهای تلویزیونی پرداخت و تمایز آن را از شخصیتپردازی در سینما و تئاتر به بحث و گفتوگو گذاشت. شاید در نگاه اول اینگونه به نظر برسد و این پرسش در ذهن مخاطب طرح شود که مگر فرقی هم میکند؟ چه در تلهفیلم چه در سینما، مگر شخصیتپردازی از یک یا چند الگوی مشخص پیروی نمیکند؟
پرسشهایی که اتفاقا میتواند نقطه عزیمت این بحث بوده و به درک بهتر این مساله کمک کند. واقعیت این است که هیچ درامی بدون شخصیت بنا نمیشود، اما اینکه درام در کدام قالب نمایشی شکل میگیرد در نوع شخصیتپردازی تاثیر میگذارد.
مثلا یک سریال تلویزیونی که زمان طولانیتر از حیث زمان دراماتیک نسبت به فیلم یا تلهفیلم
قرار دارد از ظرفیت بیشتری برخوردار است تا ابعاد و جوانب مختلف یک شخصیت بازنمایی و پردازش شود که این مجال در یک تلهفیلم وجود ندارد. ضمن اینکه تلهفیلم را باید یک مدیوم یا لگویی روایتی دانست که بین سریال و فیلم سینمایی قرار میگیرد و بالطبع شخصیتپردازی در آن نیز تابع همین ساختار است. معمولا در تلهفیلمها شخصیتپردازی در لایههای عمیق و درونیتر نقش صورت نمیگیرد و خود قصه و برجستگی آن در اولویت قرار دارد مگر اینکه با یک تلهفیلم شخصیت محور مواجه باشیم که بار درام بیشتر بر دوش قهرمان قصه باشد.
راهی برای تامین برنامههای نمایشی
تلهفیلم بیشتر برای تامین برنامههای نمایشی شبکههای تلویزیونی ساخته میشود که موضوع سرگرمکنندگی در آن پررنگتر است و قرار هم نیست این اثر در جشنوارهها و رقابتهای حرفهای حضور یابد؛ لذا ممکن است وقت کمتری برای شخصیتپردازی آن گذاشته شود. این به معنای سرسری بودن شخصیتپردازی در تلهفیلمها نیست، بلکه به این معناست که مظروف این ظرف با سطح کمتری از محتوا پر میشود لذا شخصیتپردازی در آن به انرژی و قوامی که در فیلمهای سینمایی لازم است، نیازی ندارد.
سهم پیشبرنده قصه
کافی است شخصیتها از یک حد نسبی منطق دراماتیک برخوردار بوده و باورپذیر باشند تا بتوانند به سهم خود، قصه را پیش ببرند و مخاطب را با خود همراه کنند. کمتر پیش میآید در یک تلهفیلم شخصیتها به یک شخصیت کالت بدل شوند که در حافظه تصویری و دراماتیک مخاطب ثبت و ماندگار شوند.
یک ویژگی دیگر که در تلهفیلمها وجود دارد و بر شخصیتپردازی تاثیر میگذارد، این است که خیلی از این آثار مناسبتی هستند لذا فضای درام و مولفههای دیگر آن مثل شخصیتها از آن مناسبت و نظام مفهومی آن تاثیر میگیرند و در نسبت با آن متولد شده و قوام مییابند. شاید این اصطلاح چندان دقیق و درست نباشد، اما میتوان از نوعی شخصیتپردازی در تلهفیلمها حرف زد به اسم شخصیتها یا کاراکترهای مناسبتی. شخصیتهایی که قرار است به نقطه کانونی برای بازنمایی و تبیین دراماتیک آن مناسبت عمل و رفتار کنند.
البته در این میان میتوان به دو نوع شخصیت مناسبتی اشاره کرد. شخصیتهای کنشگر و کنشپذیر. این ویژگیها در نسبت با نوع مناسبت و البته ساختار فیلمنامه شکل میگیرد و اهمیت پیدا میکند. نوع مناسبت و مفاهیم و ارزشهایی که در پس آن وجود دارد به نوع شخصیت و کاراکترهایی که در یک اثر خلق میشود، کمک میکند. مثلا اگر با یک تلهفیلم در ارتباط با ماه محرم مواجه هستیم برخی خصلتها و ویژگیهای اخلاقی ـ رفتاری مثل شجاعت، ایثار، فداکاری و کنشهایی از این دست به مولفههای شخصیتی در خلق پرسوناژهای یکاثر بدل میشوند. یا در مناسبتهایی مثل جشن و سرورها، با تلهفیلمهایی مواجهایم که شخصیتهای آن یا در قالب کمدی یا مفرح ترسیم میشوند. از آنجا که سهم تلهفیلمهای مناسبتی به دلیل حجم بالای مناسبتها زیاد است، شخصیتپردازیهای متاثر از مناسبات، سهم زیادی را به خود اختصاص میدهند.
وزن هنری تلهفیلمها
گرچه به نظر میرسد وزن هنری و نمایشی تلهفیلمها در نسبت با دیگر آثار نمایشی خیلی زیاد نیست یا دستکم خیلی جدی گرفته نمیشود، اما برخی تلهفیلمهایی بودهاند که شخصیت یا شخصیتهای آن در ذهن مخاطب ماندهاند و توانستهاند به حافظه سینمایی او نفوذ کنند.
یک نمونه از این شخصیتها که میتوان مثال زد، شخصیت حبیب در تلهفیلم حبیب با بازی حمید فرخنژاد و کارگردانی داریوش یاری است که در مرکز سیما فیلم تولید شده بود. «حبیب» تلهفیلمی مناسبتی بود که در ماه مبارک رمضان و به این مناسبت تولید شده بود. شخصیت اصلی این قصه که نامش حبیب بود، یک زندانی بود که به شرط حفظ کردن قرآن میتوانست مشمول عفو شده و آزاد شود. تلاش حبیب برای یادگیری و حفظ قرآن نهتنها موجب بخشودگی و عفو او شد که در نتیجه این تجربه او به یک شخصیت دیگری تبدیل شد و تحت تاثیر آموزههای قرآنی به انسان بهتری بدل شد. سیرتحول اخلاقی او در قصه و دگردیسیای که در شخصیت او شکل گرفت، حبیب را به یکی از ماندگارترین شخصیتهای تلهفیلم بدل کرد و مصداقی از یک شخصیتپردازی خوب در تلهفیلم بود.
گرچه به این نکته اشاره کردیم که شخصیتپردازی در تلهفیلم به اندازه فیلم سینمایی مورد توجه قرارنمیگیرد، اما به این معنا نیست که بدون اهمیت است. اتفاقا شخصیتپردازی درست و خلق کاراکترهای کارآمد میتواند به اثربخشی بیشتر تلهفیلم کمک کند. چه بسا یک شخصیت با قوام و درست پردازش شده خلأ یک فیلمنامه ضعیف را جبران کند. یکی از آسیبهای جدی ساخت تلهفیلم همین کمتوجهی و بضاعت اندکی است که در خلق شخصیتها و بهطور کلی شخصیتپردازیها صورت میگیرد. زمان کم تولید تلهفیلمها که اغلب کمتر از یک ماه است، نوعی شتابزدگی در شخصیتپردازی آنها شکل میگیرد و همین مساله باعث میشود تلهفیلم را دستکم بگیرند.
سید رضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: